یا مقلّب القلوب والابصار..مطالبی پیرامون درخواست تحوّل حال



علی اصغر باقری

درخواست تحوّل حال: در آخرین روزهای پایانی سال و آغاز سال 1396 ذکر یا مقلّب القلوب والابصار .. بر زبانها و قلبها جاری است. میلیونها نفر که توفیق داشتند به زیارت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام نائل شوند این ذکر را در کنار بارگاه آنحضرت که صاحب اصلی مملکت ما هستند یاد می کنند. ما نیز هرجا که باشیم می توانیم دلها را روانه آستان قدس رضوی نموده و همراه و همنوا با زائران حرم رضوی این اذکار را زمزمه نماییم و از خداوند متعال مجدانه و عاجزانه بخواهیم که حال ما را به بهترین حال متحول فرماید. چه حال شخصی و چه حال و احوال اجتماعی که سرنوشت حال شخصی ما نیز به همان حال اجتماعی گره خورده و جدا نمی باشد بلکه مؤثر در حال آیندگان ما نیز می باشد.

 

شرط تحقق حال به احسن الحال: اول اینکه یاد خدا را هیچگاه فراموش نکنیم و در همه امور از او یاری بخواهیم، دوم همانطور که در جمله حسبنا ا... و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر می خوانیم در همه احوالات به این جمله توجه داشته باشیم که خداوند متعال بهترین وکیل و بهترین سرپرست و بهترین یاور برای ماست، لذا بر این باور باشیم و امورات خود را به خداوند بسپاریم و در مسیری که او می پسندد گام برداشته و تلاش نماییم و از سستی و رخوت خود را بدور داریم و در هر شرایط و وضعیّتی شاداب باشیم و برای زندگی شاداب تر تلاش کنیم. البته آن شادابی که یک جهت آن در این دنیا و جهت دیگرش در سرای دیگر تعریف و به هم مرتبط می باشد نه آن شادابی صرف مادی که در دنیای غرب و ماهواره ها تبلیغ و چیزی جز بی بند و باری و هرزگی و بی مسئولیتی و خراب کردن دنیا و آخرت از ان بیرون نمی آید و نهایتش هم پوچ گرایی و بی هویّتی است.

 

چگونه شاداب تر و شاداب تر زندگی کنیم: اگر به آیه شریفه  وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ توجه داشته و خود را مسئول در برابر خود و در برابر جهان اطراف خود بدانیم می توانیم با شادابترین صورت زندگی نموده و بهترین حالات و احوال را در این دنیا و آخرت برای خود بسازیم. البته چه خود را مسئول بدانیم و یا ندانیم و یا نخواسته باشیم به مسؤولیتها بپردازیم ما در برابر خود و جهان اطراف خود مسؤول هستیم. اما نتیجه عمل کردن به مسؤولیتها زندگی شادابتری را برایمان رقم خواهد زد و عمل نکردن یا بی توجهی به مسؤولیتها زندگی غمبار و سختی را برای خود رقم زدیم گر چه آن زندگی ظاهری خوش و شاداب داشته باشد.

 

مسئولیت ما در برابر آب: آب مایه حیات تمام موجودات عالم است اگر بخواهیم زندگی شادابی داشته باشیم باید نسبت به مسئولیتهایمان در قبال آب توجه داشته باشیم. خصوصاً در این وامصیبتای بحران آب مسئولیتها بیشتر و سنگین تر است، این مسئولیت هم متوجه وضع فعلی ماست و هم متوجه وضع آیندگان که نباید آنها را فراموش نماییم. اگر در کنار رودخانه پر آبی نشسته ایم و کفی آب برمی داریم تا نوش جان کنیم و نصف آن برایمان کفایت می کند ما باید نصف باقیمانده را بر روی آب رودخانه بریزیم و نباید آب اضافی را به بیرون از رودخانه روی خاک ریخت، این مسئولیتی است که در مکتب مترقی اسلام برای ما تعیین شده و اگر به این مسئولیت عمل کردیم هم احترام به این نعمت بزرگ الهی گذاشتیم و هم به وظیفه عمل نموده و ثواب برده ایم و هم خودمان در پیشگاه الهی محترم شده ایم. اما ببینینم حال و روز خود و جامعه و بعضی از مسئولین که نعره بحران آب آنها گوش فلک را کر کرده که چگونه همین آقایان مدیر و مسئول اسراف که سهل است، براحتی آب و منابع آبی را به هدر می دهند که بعضاً در بخش فضای سبز علی رغم آبرسانی قطره ای جاهایی تا دهها برابر نیاز نهال آب مصرف و جایی درختی از تشنگی می خشکد از قدیم گفته اند مشت نمونه خروار است فقط اگر روی این مورد حیاتی دقت نماییم می بینیم غالباً به مسئولیتهایمان در قبال این نعمت الهی عمل نمی کنیم لذا عملکردمان با تقاضایمان از خداوند متعال برای تبدیل حال به احسن حال متضاد است و احسن حال تحقق نمی پذیرد.

 

مسئولیت ما در قبال مدیران جامعه: اگر بخواهیم زندگی شادابی داشته باشیم و حالمان به احسن حال تبدیل شود باید بطور جدی مدیران جامعه را زیر نظر داشته و عملکردشان را مدّ نظر قرار دهیم، این توجه هم در اصل تعیین مدیران و هم در طول مدیریتشان استمرار داشته باشد. بی مسئولیتی یا خطا در این وادی جدای از اینکه شادابی در زندگی را متوقف می کند ضربات کوبنده ای را نیز به جامعه و افراد آن وارد         می نماید. اگر برگردیم به 110 سال قبل سال 1285 نهضت عدالتخانه را داریم مردم تهران در ابتدای آن سال همین اذکار یا مقلّب القلوب والابصار خواندند و سال را آغاز کردند و برای تحول در وضع مدیران مستبد، روحانیّت را پیشتاز خود قرار دادند؛ اما در میانه راه عده ای به همراه نفوذی ها هوای سفارت انگلستان به سرشان زد و رفتند و پای دیگهای پلوی انگلیس برای مشروطه سینه زدند تا اینکه مشروطه مورد نظر انگلستان محقق شد و همینها در سال 1288 آمدند و پای چوبه دار شیخ فضل ا... نوری رهبر نهضت کف زدند و رقصیدند و آن جسارتها!! لذا نه اینکه در این سه سال احسن الحالی نشد، بلکه عکس آن اتفاق افتاد. همه در ابتدای سال از خداوند طلب احسن الحال کردند، اما عملشان در جهت تحقق بدترین حالات بود و در این ماجرا خواص و عوام شریک بودند.

 

چوب این بد مسئولیّتی را چه کسی خورد؟: انگلستان سرمت این پیروزی عوامل خود را وارد حکومت می کرد و در پی انتقام از نهضت تنباکو بود. عده ای از منورالفکرها هم در این فضای جدید برای خوش رقصی به روباه پیر جولان می دادند و علیه دین و علماء هر چه می خواستند  می گفتند و می نوشتند، نه حرمتی برای دین قائل بودند و نه حرمتی برای عالم دینی، آغاز جنگ جهانی اول بهترین بهانه برای انگلستان تا نقشه شوم خود را پیاده کند. ابتدا خرید و جمع آوری غلات داخل، سپس ممانعت از ورود غلات به ایران بطوریکه بین سالهای 1296 تا 1298 قریب نیمی از جمعیّت ایران ( 9 میلیون) از گرسنگی و بیماریهایی چون وبا مردند! و اموال آنان به یغمی رفت. حتی بسیاری از همان تفنگچیهای مشروطه خواه نانی برای خوردن نداشتند. بعد از آن کشتار بی رحمانه، در سال 1299 کودتایی توسط  رضاخان و سید ضیاء طباطبایی شکل داده شد و یکی سردار سپه و دیگری هم نخست وزیر!! و این عوامل انگلستان به عنوان فرشته نجات مطرح و سر کیسه غلات به سمت ایران باز شد. اما چهل سال طول کشید تا جمعیّت ایران به همان 20 میلیون رسید در واقع جمعیّتی که باید به 40 میلیون می رسید. چون احمدشاه زیر بار قرارداد 1919 نرفت در سال 1304 رضاخان به پادشاهی ایران گمارده شد و انگلستان چراغ سبز جهت تخریب قبور ائمه بقیع صادر نمود و در 30 فروردین 1305 توسط وهابیون اجرا شد.












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران