دردسرهای منتقدی مثل محمد رضا شوق الشعرا



یزد فردا : معتقدم فراتر از تفکر و حتی عملکردشان، شوق الشعراها و به عبارتی تمام تحلیلگران و منتقدین قابل احترام هستند! چون هیچ کس منتقد خودش را دوست ندارد، لذا باید بسیار جسور، دریا دل و صبور باشید تا جامعه پیرامونت را به نقد بکشی؛ به تعبیر دوستی یا باید دیوانه بود یا دلسوز و بیشک منتقدین دلسوزان دیوانه ایران هستند!!!

 

 مرتضی محمدی نژاد - کارآفرین



محمد حسین تقوایی زحمتکش یزدفردا  رسم داریم هرماه علاوه بر دوستان کارآفرین میهمانان ویژه صاحب نظر را دعوت می کنیم که اهالی رسانه پای ثابت دعوتها هستند.فرصتی دست داد تا در جمع متفاوط ها در پانزدهمین گردهمایی اعضای باشگاه متفاوط باشید میزبان شوق الشعرا باشیم.

محمد رضا شوق الشعرا، نویسنده، کارگردان تئاتر؛ خبرنگار و اصحاب رسانه اما وی را بیشتر به عنوان منتقد می شناسند.

شاید بتوان گفت، شوق الشعرا  از محدود اصحاب رسانه یزدی است که هر مدیرکل یا استاندار جدید در روزهای اول کاری با نامش آشنا می شود، کمتر اتفاق می افتد که حادثه یا رخدادی از قلمش رد شود، شوق الشعرا زمانی با یک وبلاگ و امروز با یک کانال اندازه یک صداو سیمای یزد، تاثیر رسانه ای دارد اما چرا؟
 
فراتر از همه حرف و حدیثها اما شوق الشعرا، رسانه را خوب می فهمد و  در بهترین زمان ممکن با تمام ابزار از رسانه های دست مردم بهره می گیرد! روزگاری فضای  وبلاگ، یک روز  حال و هوای واتساپ و امروز بایدهای و نبایدهای تلگرام را می شناسد و جالب آنکه در اینستاگرام هم توفانش به پا کرده است.

معتقدم فراتر از تفکر و حتی عملکردشان، شوق الشعراها و به عبارتی تمام تحلیلگران و منتقدین قابل احترام هستند! چون هیچ کس منتقد خودش را دوست ندارد، لذا باید بسیار جسور، دریا دل و صبور باشید تا جامعه پیرامونت را به نقد بکشی؛ به تعبیر دوستی یا باید دیوانه بود یا دلسوز و بیشک منتقدین دلسوزان دیوانه ایران هستند!!!
 
شاید شوق الشعرا هم سالها پیش میتوانست به سان اکثر افراد جامعه، مشکلات و معضلات جامعه را ببیند و بشنود و لمس کند و سکوت کند و یا بنا به منافع خود آن را توجیه نماید و یا از آن برای خود نان و نامی دست و پا کند. اما منتقدین چنین نیستند!!!
 
گرچه حق می دهم به آن عزیزانی که شوق را دوست ندارند! من هم صابون نقد منتقدین به تنم می خورد شاکی و ناراحت می شدم به هر حال زمانی که در سمتی مدیریتی قرار داریم، تصور می کنیم که تمام انرژی و وقت و زندگی به تعبیری عمر خود را گذاشته ایم و یا خداناکرده ضعف و گافی بزرگ در حوزه امان رخ داده و نگران هستیم خبر ان افشا شود؛ در هر حال انتقادی مطرح شود به طور حتم خوشحال نمیشویم و بیشک شیفته ی منتقدمان نخواهیم شد!

 از سویی ممکن است نگاه منتقد با ما متفاوت باشد ممکن است در حوزه مدیریتی یا اجرایی که عمل کردیم به خیال خود بهترین و کارآمدترین راهکار را اتخاذ کرده ایم اما ناگهان منتقدی با نگاه، تفکر و دیدگاهی متفاوت ظاهر می شود و حوزه مدیریتی امان را به چالش عمیق می کشد این چنین هم قرار نیست از منتقد خوششمان بیاید

 و غم انگیزتر آنکه منتقدین باید بار تهمتها و افتراها را به دوش بکشند؛ راست ودروغ هایی که گاه حریم خصوصی منتقدین میشود و همین ها سبب میشود ناجوانمردانه چهره ای خشن و غیرمردمی از منتقدین بسازند

فراموش نکنیم اهالی قلم به خصوص تحلیلگران اجتماعی، سیاسی؛ اقتصادی و.... که بیشتر به عنوان منتقد می شناسیم؛ ارزشمندترین و تاثیرگذارترین عنصر انسانی رسانه محسوب می شوند به گونه که می توانند با قالبهای متفاوت تحلیلی خود؛ ذهن درصدی از جامعه را هم نظر خود کنند، نگاه به اخبار را تغییر دهند و در مجموع در افکارعمومی تاثیر مستقیم شوند و به عبارتی بیشترین تاثیر رسانه ای دارند و به سان چاقوی می توانند موثر و مفید یا کشنده و نابودکننده باشند که این به نگاه، اخلاق؛ انسانیت وشرافت تحلیلگر برمیگرد اما تحلیلگر موج سواری که بخواهد ذهنیت جامعه را تخریب کند پس از اینکه آفتاب از پشت ابرها بیرون آمد و حقایق آشکار شد‌آنان روسیاه هستند و به عبارتی امپراطوری دروغ زمانش کوتاه ست


به یاد داشته باشیم منتقدین و اهالی رسانه وزنه های جامعه نوین هستند قدرشان را باید بدانیم!
.












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران