فرصتی بود که افسوس از دست برفت!!



زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

فرصت رفتن دکتر نوبخت از یزد را عرض می‌کنم از دست دادن مفتکی یک ضلع از سه ضلع مثلت قدرتمند «مقتدرالساقین» نون آقایان «نوبخت و نهاوندیان همراه با واعظی» البته منظور زبان‌دراز این نیست که چرا قول چند پروژه ملی از جمله انتقال آب به یزد را نگرفتیم؟ یا کسی نپرسید معوقات معلمین و حقوق حمایتی‌ها و حق‌التدریس دبیران که رکورد دیرکرد را زد چه شد؟ یا چرا بانک‌ها بر اقساط معوقه دیرکرد می‌بندند ولی به معوقات معلمان با توجه به تورم و گرانی ثانیه به ثانیه دولت دیرکرد نمی‌پردازد؟ اینها هم اگر مطرح می‌شد شاید دکتر با فن «شیره مالیزیشن» و «وعده سرخرمن» و گفتن «در این برهه حساس»، «ماست مالیزیشن» می‌کرد و می‌رفت!!

اما منظور از دست رفتن فرصت این بود که باید میزبان زیرکی می‌کرد با بهره بردن از تز مترقی اقتصادی دکتر سردار اقتصاددان استراتژیک برادر محسن دایم‌النامزد انتخابات یعنی «گروگانگیری قهرمانانه» ایشان را گروگان گرفته تا مشکلات بودجه یزد حل شود. البته به دو صورت اگر وجود ذی‌جود و نازنین نوبخت برای دولت حیاتی بود که بلافاصله هلو تو گلو بود. اما اگر دولت هم مانند ملت آرزوی نجات یافتن از دست ایشان داشت فرصت را غنیمت می‌شمرد و می‌گفت: قبول، تا سه برابر بودجه درخواستی را هم تامین می‌کنیم این هم حواله نقدی آن، نه اسناد اعتباری ولی به یک شرط که تا سال 1400 مهمان پدر فامیلشان در قصبه «زردین پشتکوه یزد» باشند اما یزدی‌ها باید مراقب باشند با این دولت مثل برجام پیمان نبندند!!

زبان‌دراز












کاربران آنلاین

نظرهای کاربران