| منتظر بودم امروز مهمان بیاید |
بـرتن نیمه جان شایدم جان بیاید |
| این فضا عطرگل بیز ونرگس بگیرد |
فصل سرسبزی باغ و بستان بیاید |
| خاطری باشد از دیدن دلبری شاد |
بـر کویـر عطشناک باران بیاید
|
| نبض هستی به پویایی آرد زمان را |
در زمستان نسیم بــهـاران بیاید |
| تا بیاید بــهار دل انگیز و زیبا |
شاعری چند اینجا غزلخوان بیاید |
| ما خریدار حُسنیم و مشتاق دیدار |
یوسفم باز گویا به کنعان بیاید |
| با دعا خواستم از خـداونــد یکــتا |
سبز و شاداب و خندان بیاید |
| چشمه شعر دیروز خشکید و امروز |
فیض بایدازاین چشمه جوشان بیاید
|
| سفرة شعررنگین کن امروز«بیکی» |
گویی از دور ونزدیک مهمان بیاید
|
|
اکبر علی بیکی
یزد- زمستان 87
|