دکتر محمد حسن نجفی
اگر عده اي نادان بخواهند چهره اش را به خاكستر بازيهاي سياسي مكدر كنند ، مگر آبروي ماچه مقدار است در برابر رنجي كه حبيب خدا برد?
هر چه تلاش كنند كه ياد رشادت خاموش شود ،هجوم مردم براي وداع با سيد جواد همه را نقش بر آب ميكند
یزدفردا :دکتر محمد حسن نجفی:انگار قصه تاريخ را پاياني نيست ، يك روز شوق امام اولين براي ارشاد خلق كه فرمود سلوني قبل ان تفقدوني را به سئوالي بچه گانه ، بر خواسته از كوتاهي فكر به شقشقة هدرت فرو مينشانند وديگر روز ، پيشاني اباعبدالله كه به ارشادشان سخن ميگفت به سنگ حماقت و ناداني هدف ميگيرند و چشمان مشتاق هدايتش را به خون فرقش آكنده ميكنند ، زماني براي امتحان امام جود وسخا مجلس ارزيابي ميگذارند و برايش از ناداني خود دليل مي آورند و . . . . .
اين داستان ادامه دارد تا آنجا كه حكام زور و زر براي ناداني خود عبد العظيم حسني را به ري در غربت ميفرستد و ملا صدراي ملا را آواره كوه و بيابان !
اما غافلند كه حتي اگر لبان فرخي و سيد اشرف الدين قزويني (نسيم شمال )را به كينه دين و ملت بر هم بدوزند وآزادگان را به بند بكشند ارزش زر كم كه نميشود هيچ !
ارزش سنك ذره اي بها نميگيرد ، هر چه تلاش كنند كه ياد رشادت خاموش شود ،هجوم مردم براي وداع با سيد جواد همه را نقش بر آب ميكند و هرچه بنشينند كه از مقدار فالف بين قلوبهم كاسته شود خداست كه به دست خود اشتياق حضور را در درون مردم نه براي فرد كه به عزت اسلام در يزد و اصفهان و اكنون كرمان بر ميانگيزد و عجيب است هر گاه اين جماعت هزار رنگ عقده خود را نميتوانند بر همت مردم خالي كنند به سمت افراد نشانه ميروند ! اما چه باك ؟
سراغي كه ما از شيعه داريم ، اينها برايش نه اندك كه هيچ است ، اينكه براي خدا و براي حفظ ناموس اين ملت جان در طبق اخلاص بگذاري و سالهاي اسارت را به صبر بگذراني ، همتي ميخواهد كه لياقتش به همگان نميرسد از آن بيشتر توفيقي است كه خدا به آدم براي اين همه صبر ميدهد ، لياقت حفاظت از كلام خدا و بسط انديشه دين مداري . و اندوهي بر آن نيست اگر عده اي نادان بخواهند چهره اش را به خاكستر بازيهاي سياسي مكدر كنند ، مگر آبروي ماچه مقدار است در برابر رنجي كه حبيب خدا برد? و چه بگوئيم بهتر از آنكه فاستقم كما امرت