هروئين كه نام شيميايي آن "دي استيل ـ مورفين" است و در سال 1900 به عنوان وسيلهاي براي درمان مؤثر اعتياد به مورفين ارائه شد. اما افسوس كه اين اميد واهي خيلي زود به يأس مبدل گشت. زيرا متوجه شدند، گرچه هروئين خوابآوري كمتري دارد، اما قدرت مسموم كنندگي آن پنج برابر مورفين است.
هروئين با عمل تقطير از مرفين استخراج ميشود. هروئين پودر كريستالي سفيد رنگي است كه در سال 1874 توسط دانشمند انگليسي در بيمارستان سنت مري كشف شد. دانشمند قوي اين ماده را تترااستيل مرفين خواند تا اينكه در حدود سال 1890 دانشمند آلماني بنام درسر و چند دانشمند ديگر مطالعات بيشتري روي آن انجام دادند و دريافتند كه اين مشتق دي استيله است و آن را براي معالجه اشخاص مبتلا به سل و ساير بيماريهاي جهاز تنفسي و همچنين براي ترك اعتياد به مرفين پيشنهاد و عمل كردند.
كارخانه باير آلمان دست به تهيه تجارتي آن زد و به آن نام هروئين داد شايد باير كلمه هروئين را از كلمه كه در زبان آلماني به معني عامل بسيار قوي و بسيار موثر كه مقدار كم آن اثر زياد دارد، اقتباس كرده است. از طرفي شايد چون مصرف هروئين ميتواند اثر اعتياد مرفين را از بين ببرد (چون يك مخدر قويتر ميتواند اثرارت فيزيولوژيكي داروي مخدر قبلي را از بين ببرد و خود جانشين آن بشود)در ضمن چون پس از مصرف هروئين البته فقط در شروع و اوايل مصرف آن اعمال رواني و جسماني به شدت تقويت ميشود و شخص ميتواند كار چند روزه را در يك روز تمام كند به اين ماده نام هروئين مشتق از كلمه به معني قهرمان دادند.
پودر هروئين در رنگ سفيد 
پودر هروئين در رنگ قهوه اي 
هروئين اعتياد شديد فيزيكي را در كمتر از 21 روز در 97 درصد اشخاصي كه آن را مورد مصرف قرار داده بودند، به وجود آورد. هروئين ماده مخدري قوي است، كه آخرين پله نردبان اعتياد را در مصرف مواد مخدر به خود اختصاص داده است و شخص را به سفري مي برد كه كمتر كسي از آن به سلامت بازگشته است!
فردي كه پس از سير در مصرف انواع مواد مخدر به هروئين روي ميآورد. ابتدا آن را استنشاق ميكند، اما كمي بعد جهت تأثير فوري و افزايش دادن اثر آن، به سرنگ روي ميآورد و در رگ تزريق ميكند.
هروئين تزريق شده احساس لذت عمومي و سريع و شديد را توليد ميكند. متخصصان اين حالت را شبيه اوج در جماع توصيف نموده ولي در اصطلاح، معتادان آنرا فلش (Flash) يعني چيزي شديد و آني همانند نور فلش دوربين عكاسي مينامند.
فلش عكسالعملي است ناگهاني، زنده و عميق كه ارگانيسم نسبت به ورود ماده نشان ميدهد. اين حالت كه حداكثر در حدود 10 ثانيه طول ميكشد براي معتاد هميشه عالي است. هروئين كه قدرت خوابآوري كمتري دارد، توليد برانگيختگيهاي شديد و خشني ميكند، ليكن سهولت تفكر و تصور ترياك را توليد نمينمايد،شايد به همين علت است که مصرف اين ماده بيشتر در بين مردها متداول است. بررسيهاي آماري نشان ميدهد كه در برابر هر 5 مرد معتاد فقط يك زن معتاد وجود دارد.
هروئين از مورفين مستبدتر است و كمبود آن زودتر احساس مي شود. به طوريكه معتاد را مجبور ميسازد در فواصل زماني مشخص ( 3 تا 5 ساعت براي هروئين و 8 تا 12 ساعت براي ترياك) از اين ماده استفاده كند، تا اضطراب غيرقابل تحمل ناشي از كمبود را از بين ببرد.
مضافا اينكه پس از مدتي، مصرف هروئين به جز رفع احتياج، اثر ديگري ندارد و مكانيسم وابستگي، ريتم تزريق و مقدار مصرف را رفته رفته افزايش ميدهد و زوال و نابودي فرد را سرعت ميبخشد.
اعتياد به هروئين بندگي مطلق است و معتاد فقط براي هروئين و توسط آن زنده است. شخص معتاد به علت آگاهي از اعتياد خود رنج فراوان ميبرد، اما ظاهرا كاري از دستش بر نميآيد.
بايد دانست هروئين برخلاف الكل كه بعضي از رفتارهاي سركوب شده را آزاد ميسازد، تعدادي از رفتارهاي پايه، مانند رفتارهاي جنسي، خشونتي و تهاجمي و حتي رفتارهاي رفع گرسنگي را سركوب كرده و از قدرت اصلي آن ميكاهد. ايجاد حالت كرخي در معتاد باعث مي گردد كه فشار مختلف و دردهاي جسماني خصوصا دلواپسي و اضطراب وي بهبود يابد.
وابستگي فيزيكي بسيار شديد است، معتاد ميبايست حداقل هر 8 تا 12 ساعت يكبار از اين ماده مصرف كند تا از بروز علائم كمبود جلوگيري نمايد.
تجربيات حاصله نشان ميدهد كه مصرف روزانه 60 ميليگرم هروئين ميتواند در مدت دو هفته فرد را كاملا معتاد سازد. زيرا در اين مدت ارگانيسم بدن خود را با ماده مخدر وفق داده و با آن سازگار ميگردد، و وقتي شخص از نظر فيزيكي كاملا معتاد شد، كمبود مصرف يا عدم دستيابي باعث بروز علائمي ميشود. تقريبا 12 ساعت بعد از آخرين مصرف، معتاد خود را بدحال حس ميكند، احساس ضعفي به او دست داده و خميازه ميكشد، ميلرزد و عرق ميكند، از بيني و چشمهايش ترشحات زيادي خارج ميشود. اين علائم توام با حالت آشفتگي به مدت چند ساعت ادامه يافته و پس از آن معتاد به خوبي ناآرام فرو ميرود. در موقع بيداري يعني 18 تا 24 ساعت بعد از آخرين تزريق فرد معتاد وارد عمق جهنم زندگيش ميشود. خميازه ها آنچنان شديد مي گردد كه ميتوانند فكهايش را از هم جدا سازند. ترشحات بيني همچنان ادامه مييابد، موهاي بدن سيخ ميشود و انقباضات شديدي در معده و رودهها پديد ميآيد، كه باعث ايجاد اسهال و استفراغ شديد ميشود.
حدود 36 ساعت بعد از آخرين تزريق، معتاد خود را با پتوهاي متعدد ميپوشاند. زيرا بدنش به شدت ميلرزد و پاهايش بياختياد دچار لرزشهاي شديدي مي گردد. به طوري كه قادر به خوابيدن نيست، بلند ميشود، راه ميرود، روي زمين دراز ميكشد و فرياد ميزند.
ريزش ترشحات از بيني همچنان ادامه مييابد و سرعت و ميزان آن باور نكردني است، زيرا فقط تعريق او باعث خيس شدن دائم لباسها و رختخوابش ميشود.
در اين مرحله ضعف جسماني به حدي است كه فرد قادر به بلند كردن سر از روي بالش نميباشد و گاهي متخصصان از بيم جان بيمار به هراس ميافتد و مقداري هروئين به وي تزريق ميكنند. تزريق مقدار كمي هروئين تقريبا تمام علائم را به سرعت از بين ميبرد.
هاريس ايزبل در اين مورد مينويسد "منظره شگفت انگيزي است، زيرا شخصي كه به شدت مريض است، نيم ساعت پس از تزريق به صورت آدمي سالم، خنده رو، خوشحال و مرتب در ميآيد."
البته اگر تزريق انجام نگيرد تمام علائم فوق پس از 6 تا 7 روز از بين ميرود، زيرا بدن پس از اين مدت دوباره قابليت عدم نياز به هروئين را باز مييابد.
□ متادون (Methadone)
متادون چيست؟
متادون متعلق به گروهي از مواد به نام شبه افيونهاست. شبه افيونها موادي با ساختار شيميائي و عملكردي شبيه به مورفين هستند ( طبيعي و صناعي )، يكي از زير گروههاي شبه افيونها خانواده مواد افيوني است كه شامل داروهاي تسكين دهنده درد عصبي مركزي طبقه بندي ميشوند بدين صورت كه كاركرد آنها به عنوان كاهش فعاليت اين سيستم است. الكل،كانابيس، بنز و ديازپينها ( شامل ديازپام، لورازپام و...) موارد ديگري از داروهاي مضعف هستند. متادون به صورت صناعي ساخته ميشود و به عنوان جانشيني براي درمان افراد و ابسته به هروئين و ساير شبه افيونها به كار ميرود. طول مدت اثر آن بسيار طولاني تر از هروئين است به طوري كه مدت اثر يك دوز واحد آن تقريباً 24 ساعت است درحاليكه درمورد هروئين ممكن است فقط 2 ساعت باشد. در يك برنامة درماني معمولاً متادون به صورت محلولي در آب ميوه تجويز ميگردد.
به طور كلي دو نوع برنامة درماني با متادون وجود دارد:
1- درمان نگهدارنده يا طولاني مدت كه ممكن است ماهها يا سالها به طول انجامد. هدف در اين برنامه كاهش آسيبهاي ناشي از مصرف مواد و بهبود كيفيت زندگي است.
2- برنامة سم زدائي در روش پرهيز مدار ( كوتاه مدت) كه تقريباً 14- 5 روز طول ميكشد. هدف از اين برنامه كاهش رنجهاي ناشي از قطع مواد افيوني مانند هروئين است.
فوايد درمان با متادون :
بسياري از مردم براين باورند كه مصرف كنندگان مواد افيوني بهتر است كه مصرف اين مواد را به طور كلي قطع كنند. اگر چه اين انتخاب براي بعضي از مصرف كنندگان اين مواد مناسب به نظر ميرسد،اما براي بعضي از آنها احتمال بازگشت زياد است.
البته، تحقيقات نشان داده اند كه برنامة نگهدارنده بامتادون ميتواند جنبههاي مختلف بهداشتي زندگي فرد معتاد به هروئين را به دلايل زير ارتقاء بخشد:
1- هروئين با مواد ديگر مخلوط ميشود و ناخالصي آن زياد است.
2- متادون به صورت خوراكي تجويز ميشود و خطرات ناشي از تزريق هروئين را ندارد.
اين امر موجب كاهش خطرات ناشي از استفادة مشترك از وسايل آلوده در تزريق ميگردد و درنتيجه احتمال عفونتهاي منتقل شونده از راه خون همچون هپاتيتB، هپاتيتC (كه موجب مشكلات طولاني مدت براي كبد ميشوند) و HIV كاهش مييابد.
3- افرادي كه تحت درمان نگهدارنده بامتادون هستند معمولاً به شيوة زندگي متعادل و باثباتي دست مييابند كه شامل بهبود وضعيت تغذيه و خواب ميشود.
4- فردكمتر تحت استرس قرار ميگيرد به اين علت كه نگران چگونگي تامين هروئين براي استفادة مكرر در طول شبانه روز نيست.
5- متادون به مدت طولاني دربدن باقي ميماند بنابراين روزانه يك بار مصرف ميشود.
6- ميزان جرم جهت تامين هزينة خريد هروئين كاهش مييابد.
7- موجب كاهش ارتباط معتادان باسيستم قاچاق و عرضه كنندگان مواد ميشود.
8- متادون نسبت به مواد غير قانوني ارزان تر است.
9- دربعضي شرايط ميتوان متادون را قطع نمود (درصورت تشخيص تيم درماني ).
  |
متادون در اشکال مختلف
درصورت مصرف متادون دربرنامة نگهدارنده بايدبه موارد زيرتوجه نمود:
1- توجه شود كه مراجعان برنامة نگهدارنده با متادون مشاورة تخصصي دريافت كنند.
2- متادون همانند هروئين قوي است و درصورت مصرف غلط خطرناك است.
3- ماداميكه فرد تحت درمان بامتادون است درواقع به صورت جسمي وابسته به شبه افيونهاست.
4- فرد بامصرف يك دوز متادون تجربة نشئگي را ندارد.
5- فرد بايد متعهد شود كه روزانه (حتي درتعطيلات )براي دريافت متادون مراجعه كند.
عوارض :
بعضي افراد در برنامة نگهدارنده با متادون علائم ناخواسته اي را در طول درمان تجربه خواهد كرد. ممكن است كه علت آن دوزمتادون تجريز شده باشد به صورتي كه بسيار كم يا بسيار زياد باشد كه بخصوص درشروع درمان ايجاد ميشود. بعضي از اين علائم ناشي از عوارض خود متادون است.
هنگامي كه مقدار تجويز شده بسيار كم باشد علائم شبيه به آنفلوانزا است وشامل موارد زيراست:
1- آبريزش بيني، عطسه
2- سيخ شدن موها
3- دردهاي شكمي
4- دردپشت ومفاصل
5- احساس ضعف جسمي
6- افزايش درجة حرارت بدن و احساس سرما
7- از دست دادن اشتها
8- تعريق
9- لرزش
10- تحريك پذيري و پرخاشگري
11- اسپاسم ماهيچه اي وپرش عضلاني
12- اختلال درخواب
13- تهوع و استفراغ
14- ولع براي مواد
15- خميازه
16- اسهال
فردي كه مصرف متادون را يكباره قطع كند ممكن است بسياري از علائم ذكر شده را تجربه نمايد. علائم ترك ( بازگيري) معمولاً يك تا سه روز بعد از آخرين مصرف شروع ميشود و در حدود روزششم به حداكثر ميرسد اما مدت طولاني تري به طولاني ميانجامد.
علائم ناشي از مصرف متادون به مقدار زياد عبارتند از:
1- خواب آلودگي و چرت زدن 6- ضعيف شدن نبض و كاهش فشار خون
2- تهوع واستفراغ 7- طپش قلب
3- تنفس سطحي 8- سرگيجه
4- مردمك نوك سنجاقي 9- اختلال در عملكرد جنسي
5- كاهش دماي بدن 10- گردش خون ضعيف
بعضي افراد ممكن است عوارض را تجربه كنند كه ارتباطي با دوز مصرفي متادون ندارد:
1- تعريق (فردبايدحداقل دوليتر آب در روز بنوشدتا دچاركمبود آب بدن نشود)
2- يبوست
3- درد ماهيچهها ومفاصل
4- كاهش ميل جنسي
5- جوشهاي پوستي و خارش
6- تسكين
7- احتباس مايع
8- كاهش اشتها، تهوع و استفراغ
9- دردشكمي
10- پوسيدگي دندان
11- بي نظميدرقاعدگي
اين عوارض مدت كوتاهي پس ازمصرف متادون فروكش ميكند.
درافرادي كه كاركرد كبدي آنها ضعيف است ( به طور مثال عفونت هپاتيتB، هپاتيتها ونيز استفادة طولاني مدت از الكل ) مقدار متادون تجويز شده نياز به نظارت دقيقي دارد.
افرادي كه به مواد افيوني و ابستگي ندارند در صورت مصرف متادون علائميرا تجربه خواهند كرد كه شبيه به علائم ناشي از مصرف مقدار زياد متادون است (قبلاً ذكر شده است ) .
 |
شکلهاي مختلف متادون
مصرف متادون همراه با ساير داروها
مصرف داروهاي ديگر همراه متادون، بخصوص اگر آنها هم مضعف باشند (مانند الكل،افيونها از جمله هروئين يا بنزوديازپينها مانند ديازپام )، خطر overdose راافزايش ميدهد. مصرف مقادير زياد الكل درچند روز يا چند هفته ميتواند طول زمان اثر متادون را كوتاه كند و موجب شود كه شخص قبل از مصرف دوز بعدي علائم ترك ( بازگيري ) راتجربه نمايد.
اين نكته بسيار مهم است كه فرد هنگام مراجعه به پزشك يا دانپزشك، مصرف متادون راگزارش دهد تا داروهائي كه موجب تاثير بر درمان نگهدارنده با متادون ميشوند را تجويز ننمايند.
Overdose و مرگ
مرگ در اثر مصرف متادون نادر است. مرگ مرتبط بامتادون تقريباً هميشه به دليل مصرف همزمان ساير داروها بخصوص بنزوديازپينها و يا الكل ميباشد.
كادر حرفه اي بهداشتي عموماً پذيرفته اند كه درمان نگهدارنده با متادون دركاهش مرگ و مير معتادان به هروئين موثر است. مرگ در اثر مصرف متادون معمولاً به دلايل زير اتفاق ميافتد:
1- مصرف بيش از حد به طور اتفاقي ـ تحقيقات نشان داده است كه سوء مصرف الكل و بنزوديازپينها درمراجعان دريافت متادون شايع است. هرگونه مصرف همزمان داروهاي مسكن، ازجمله افيونهائي مانند هروئين،الكل و بنزوديازپينها موجب افزايش خطر سركوب تنفسي، اغماو مرگ ميشود.
2- خودكشي ـ اختلالات عاطفي درمراجعان دريافت متادون شايع است.
3- صدمات و آسيبها كه شامل تصادف باوسائل نقليه نيز ميباشد.
خطرات ديگر :
1- دسترسي به متادون توسط افراد ديگر (براي مثال اطفال) بسيار خطرناك است و ميتواند موجب ايجاد علائم overdose شود. متادون اضافي را بايد از دسترس بچهها دور نگه داشت.
2- تزريق متادون خطري عمده جهت سلامتي افراد است و خطر overdose، لخته شدن خون،انسداد سياهرگها و ساير مشكلات طبي را افزايش ميدهد.
حاملگي وشيردهي :
زنان جامعه كه وابسته به مواد افيوني هستند بايد ترغيب شوند كه هرچه سريعتر وارد برنامة نگهدارنده با متادون شوند زيرا مصرف متادون موجب كاهش عوارض ناشي از مصرف ساير مواد افيوني، مانند هروئين ميشود. دلايل آن عبارتند از:
1- دورههاي ترك ناخواسته كه با مصرف ساير مواد افيوني همراه است و موجب آسيب به جنين ميگردد درمصرف روزانة متادون رخ نميدهد.
2- كيفيت زندگي اين افراد در درمان نگهدارنده بامتادون بهبود مييابد كه موجب بهبود تغذيه و كاهش تنفس ميگردد و نتيجة آن سلامت جنين خواهد بود.
3- متادوني كه توسط داروخانه يا مركز درماني توزيع ميشود حاوي هيچگونه مادة مضر ديگري كه به جنين منتقل شود، نيست.
همانند ساير مواد افيوني،متادون از را ه جفت به جنين منتقل ميشود. بيشتر نوزاداني كه از مادران مصرف كنندة متادون به دنيا ميآيند، پس از تولد دچار علائم ترك ميشوند. علائم آنها از نظر طول مدت و شدت علائم متغير است. اين نوزادان را ميتوان پس از تولد دربيمارستان به نحو موفقيت آميزي درمان نمود. به طور كلي، زناني كه از متادون استفاده ميكننند درمقايسه با مصرف هروئين، دچار مشكلات و عوارض كمتري ميشوند.
چون مقدار كميمتادون از راه شير به نوزاد منتقل ميشود، مادراني كه دربرنامة نگهدارنده با متادون هستند، ترغيب ميشوند كه به منظور كاهش علائم ترك متادون در نوزادان،به شيردهي ادامه دهند.
متادون در شيرمادر 4-2 ساعت پس از مصرف به حداكثر مقدار خود ميرسد، بنابراين شيردادن به نوزاد قبل از مصرف متادون موجب ميشود كه متادون كمتري به نوزاد برسد.
قانون (استراليا):
تزريق متادون يامصرف بيش از يك دوز در يك زمان، يادادن متادون به افراد ديگر غير قانوني است ـ دراستراليا، همانند اكثر كشورهاي غربي، متادون به صورت قانوني تهيه شده است وتوسط پزشكاني كه داراي مجوز هستند، تجويز ميگردند.
متادون و رانندگي (استراليا):
هرفردي كه تحت تاثير يك دارو باشد رانندگي او غير قانوني است زيرا قادر به كنترل مناسب خودرو نيست. اين مورد شامل مصرف متادون هم ميباشد و نقض اين قانون موجب جريمههائي مانند ممنوعيت رانندگي خواهد شد.
□ ماري جوانا
ماری جو انا
بيشتر از قسمت هاي فوقاني برگ ها، گل و تخمكهاي شكفته شده بوته شاهدانه جنس ماده كه بريده و خشك شده تهيه مي شود و در رنگهاي سبز متمايل به خاكستري و قهوه اي وجود دارد. داراي بوي تند و به صورت كشيدني در پيپ يا سيگارهاي دست پيچ استفاده مي شود.
نامهاي خياباني آن Potherbs Grass, pot, Weed, Mary Jane و ... مي باشد.
اثر آن به صورت كشيدني 2 تا 4 ساعت و در موارد خوردني 5 الي 12 ساعت طول مي كشد. در عين حال كه موجب حالت سرخوشي و كيف مي شود، غالبا هوشياري و خود آگاهي مصرف كننده به هم مي خورد و دچار تحريف ادراكات، عدم هماهنگي و توازن، گيجي، افزايش ضربان قلب و تنفس مي گردد. فرد مصرف كننده آن تمايل به پر حرفي و خنده هاي بيش از حد دارد، و اين آثار تا چندين ساعت پايدار است، ماري جوانا را – در عين حال كه ماده اعتياد آور سبك است و حتي آن را مدخل ورود به دنياي مواد اعتياد آور قوي معرفي كرده اند – بايد يك ماده توهم زا به حساب آورد، تحريف ادراك حسي، اختلال درك زمان و مكان، افزايش حساسيت به صدا، افزايش تلقين پذيري، احساس دارا شدن يك درك عميق تر از معاني اشيا، احساس قدرت بيش از حد، شوريدگي يا اغتشاش فكري، تيرگي، هوشياري، گيجي، نگراني، ترس، سرگرداني و توهمات از اثرات و خطرات عمده مصرف اين ماده است. در ميان افرادي كه مصرفشان خيلي زياد است ميزان اختلالات عصبي و شخصيتي بيش از افراد عادي است. ماري جوانا وابستگي رواني نسبتا خفيفي به دنبال مي آورد.
جوانه هاي ماري جوانا 
ماري جوانا در بسته هاي آجري 
گياه ماري جوانا
□ حشيش
حشيش چيست؟
حشيش صمغ چسبناك از بوته كانابيس است كه معمولا به صورت تكه هاي جامد مكعبي شكل فروخته مي شود و در رنگهاي مختلف از قهوه اي كم رنگ تا سياه ديده شده، در ساختمان تركيبي اش به صورت انواع مختلف از خشك و سخت گرفته تا نرم و شكننده ديده مي شود. معمولا آن را خرد و ريز كرده و در پيپ و يا سيگارهايي كه با دست درست مي كنند، مي پيچند و با ماري جوانا يا توتون مصرف مي كنند. حشيش به صورت خشت پخته مي شود.
نامهاي خياباني آن (Pot, Smoke, grass, Hash) مي باشد. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده يا محرك سيستم اعصاب مركزي است.
مصرف پزشكي:
حشيش به عنوان مسكن و ماده رفع بي خوابي كه ايجاد آرامش مي كند و THC و ديگر مشتقات براي درمان برخي از بيماريها از جمله آسم و صرع مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولي در حال حاضر فقط در درمان حالت تهوع و استفراغ ناشي از شيمي تراپي در درمان سرطان، استفاده مي شود.
اثرات كوتاه مدت:
بايد دانست كه اثرات حشيش با توجه به مقدار و نوع استفاده (كشيدن يا خوردن) متفاوت است. وضعيت جسمي و سلامت فرد از جمله وزن، اندازه، خلق و خوي فرد، درجه تحمل و ... فرق مي كند. اثرات كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه پس از مصرف ظاهر مي شود و 2 تا 4 ساعت باقي مي ماند. در صورت خوردن هضم آن به طور بطي و كند صورت مي گيرد. لذا اثر آن به تدريج و طولاني تر مي گردد، معمولا فرد پس از مصرف حشيش احساس آرامش و راحتي مي كند، قوه درك و احساس او افزايش مي يابد، رنگها به نظرش شفاف تر و روشن تر مي آيند، صدها به نظر از فاصله دورتر به گوش مي رسد. به هر حال در ادراكات حسي به خصوص بينايي و شنوايي تحريف به وجود مي آيد، اشتها افزايش مي يابد، مخصوصا در مورد غذاهاي شيرين.

حشيش
از اثرات كوتاه مدت ديگر مصرف حشيش عبارتند از: خواب آلودگي ، قرمز شدن چشمها، افزايش ضربان قلب، خشكي دهان و گلو، گشادگي مردمك چشم، مختل شدن قوه حافظه و تمركز فكري به طور موقت، اختلال درك زمان و مكان، اضطراب، افسردگي، هيجان، تحرك زياد، تحريك پذيري، تند مزاجي، بي قراري، پر حرفي، خنده هاي بي دليل، احساس طرد شدگي، ترس و وحشت، دگرگوني و تغيير شكل فضا و زمان – اختلال در هماهنگي و تعادل در راه رفتن، احتمالا اوهام كه اغلب توام با حالت پارانويايي به خصوص در مصرف مقدار زياد آن همراه است. دوز معمولي آن، مهارتهاي كاربردهاي ماشيني را لطمه مي زند، از اين رو به خصوص رانندگي در حين مصرف حشيش بسيار خطرناك است ، ماده T. H. C. كه تركيب فعال حشيش است در بدن افرادي كه تصادفات شديد رانندگي داشته اند و منجر به جراحات سختي گرديده، ديده شده است.
اثرات عمده بلند مدت:
تحقيقات نشان مي دهد كه اثرات سوء مصرف حشيش به خصوص در بين جوانان و بزرگسالان حتمي است از جمله: از دست دادن انگيزه و علايق، آسيب به حافظه و تمركز فكر، عدم قابليت رانندگي، كاهش قواي دفاعي بدن در برابر عفونتها و بيماريها، گيجي و سردرگمي، فقدان انرژي و ... در اثر استفاده مرتب و مداوم حشيش پيش مي آيد.
هم چنين خطر ابتلا به برونشيت مزمن، سرطان ريه و بيماريهاي دستگاه تنفسي در مصرف كنندگان منظم حشيش بيش از ديگر گروههاست. كشيدن سيگار ماري جوانا و حشيش آسيب شديدي به دستگاه تنفسي مي زند، زيرا تار موجود در آن، دو برابر قوي تر از تار موجود در سيگار معمولي است. هم جنين عوامل ايجاد كننده سرطان در تار موجود در حشيش خيلي بيش از سيگارهاي معمولي است.
مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رشد طبيعي بك نوزاد به وسيله مصرف مرتب حشيش يا ماري جوانا به وسيله مادر، در دوران بارداري مي تواند به طور جدي آسيب ببيند. آزمايشات بر روي حيوانات نشان داد كه نوزادان حيوانات آزمايشگاهي كه در دوران بارداري تحت مصرف اين ماده قرار گرفته بودند، داراي برخي از ناهنجاريها و رفتار غير عادي بودند، در اثر مصرف مداوم وابستگي رواني و تحمل ايجاد مي شود، نشانه هاي ترك شامل اضطراب، عصبانيت، از دست دادن اشتها و بي خواب و بد خوابي است.
روغن حشيش: 
روغــــن غليظ سبزه تيره يا قهوه اي مايـــــل به قرمز است كه از تصفيه حشيش با يك ماده محلل ارگانيك بدست مي آيد و معمولا آن را به توتون داخــــل سيگار ماليده و به صورت دود كردني مصرف مي شود.
تي. اچ. سي. (T. H. C.)
يك تركيب حلال در حشيش است و به طور خالص، يك تركيب شيميايي است. THC به ندرت در خيابان قابل دسترسي و خريد و فروش است و آنچه كه به نام THC فروخته مي شود، معمولا پي. سي. پي يا ال. اس. دي است.
THC مخفف (Tetra Hydro Cannabinol) يكي از عناصر فعال شاهدانه است. THC يك ماده قوي توهم زاست، و اثرات شيميايي آن شباهتهايي به L. S. D. دارد كه عبارتند از تغييرات در رفتار، اختلال در حس زمان و حواس بينايي و شنوايي، از خود بي خود شدن. با اين همه شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد احتمالا اين دو دارو از طريق مكانيسم هاي بيوشيميايي مختلفي عمل مي كنند و اثرات آنها روي عملكرد مغز متفاوت است.
□ کوکايين وکراک
کوکائين و کراک چيستند؟
كوكايين، آلكالوئيد اصلي برگ كوكا است كه از برگهاي بوته اي به نام (Ergthroxglom Coca) بدست مي آيد، كه مركز اصلي رويش آن آمريكاي جنوبي است. كوكايين به عنوان ماده موثر در سالهاي 60- 1859 م. از برگ كوكا (تصوير 1) مجزا و استحصال شد. كراك را نيز از كوكايين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 م. به بازار شهر نيويورك عرضه كردند. كراك خطرناكترين ماده اعتياد آوري است كه تا كنون به بازار آمده و به حدي وابستگي آور است كه يك بار مصرف آن، فرد را معتاد مي كند. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، محرك سيستم اعصاب مركزي است.
كوكايين پودر سفيد نرم شفاف كريستالي با طعمي تلخ است كه اغلب با پودر تالك، يا ملين ها يا شكر مخلوط مي شود و معمولا به صورت استنشاق، تزريقي، خوراكي يا دود كردن و گاهي هم به طريق پاشيدن روي دستگاه تناسلي مصرف مي كنند.
دود معمولي آن براي انفيه و استنشاق 30 تا 100 ميلي گرم است و 10 تا 25 ميلي گرم آن براي تزريق استفاده مي گردد. كوكايين بي حس كننده موضعي است و به ندرت براي برخي از اعمال جراحي استفاده مي شود.
نامهاي خياباني آن Coke مخفف كلمه كوكايين (Cocaine)، Candy (شيريني) ، Nose (بيني) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردي، گرد و خاك) مي باشد.
تصوير1- گياه کوکا 
استعمال كوكا قرنها است در كشورهاي هند، پرو و بوليوي معمول بوده، برگهاي رنگ كوكا را براي لذت و خوش بودن مي جوند، مردم اين كشورها براي قادر شدن به انجام كارهاي سخت و جدي و راه رفتن و تحمل گرسنگي و تشنگي از جويدن كوكا ياري مي گيرند.
تا آنجا كه به تاريخچه كوكا مربوط مي شود، اين عادت در ميان ساكنان كوه هاي آند رايج بوده است. در تابوت هاي (Huacas) باستاني پرو، مجسمه هاي در حال استعمال كوكا كشف شده اند. روشن ترين علامتي كه بر چهره معتادان كوكا ديده مي شود فرو رفتگي گونه هاست كه در اثر مكيدن برگ كوكا به وجود مي آيد.
پودر کوکائين |
کراک |
اثرات كوتاه مدت:
اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامين است ولي با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزايش انرژي، چابكي و سرخوشي زياد مي كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزايش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگي مردمك چشم، پريدگي رنگ، كاهش اشتها، تعرق شديد، تحريك و هيجان، بي قراري، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شديد حسي، عدم هماهنگي حركات، اغتشاش دماغي، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.
در حالت قطع ماده نيز افسردگي شديد حادث مي شود. ناخالصي كوكايين خيابان اغلب موجب حساسيت و آلرژي شديد مي شود كه معمولا با آب ريزش بيني و بي خوابي شديد همراه است. در مسموميت حاد با كوكايين، فرد مصرف كننده دچار بي قراري و تشويش، هيجان، شوريدگي فكر و اختلال تنفسي مي گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزايش مي يابد.
اثرات دراز مدت:
از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، يبوست، بي خواب، ضعف جنسي، دپرسيون تنفسي، اشكال در ادرار كردن، تهوع، كم خوني، رنگ پريدگي، تعرق شديد، دردهاي شكمي و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشي، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پريدن عضلات و سفتي آنها، هپاتيت، آب ريزش دائمي بيني، ايجاد زخم، آماس و جوشهاي پوستي به خصوص اطراف مخاط گوش و بيني، زخم مخاط بيني (در مصرف به صورت انفيه)، اضطراب، بي قراري، تشنج پذيري شديد، سوء ظن، گيجي، اختلالات درك زمان و مكان، رفتار تهاجمي، تحريك پذيري شديد، افسردگي، پرخاشگري، تمايل به خود كشي، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بينايي، شنوايي، و لامسه)، افكار هذياني، و گاهي اشتهاي كاذب و سرانجام ناراحتي جدي دماغي و رواني به نام سايكوز و كوكايين.
تحمل و ايجاد وابستگي كوكايين مشابه آمفتامين است وابستگي شديد رواني ايجاد مي كند كه اين وابستگي در عصاره كوكايين يعني كراك شديدتر مي باشد.
در آزمايشاتي كه براي تحقيق پيرامون اثر كوكايين بر روي موش و ميمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه هاي ترك از جمله ضعف شديد، بد خوابي، افسردگي، تحريك پذيري، گرسنگي زياد ديده شده است.
مصرف كننده، كراك را چه به طريق استنشاق يا پاشيدن روي توتون و ماري جوانا و چه از راه كشيدن با پيپ استعمال كند، ديگر نمي تواند از مصرف آن خودداري كند و بايد پي در پي آن را استعمال نمايد. خيلي سريع جذب ريه گشته و به مغز مي رسد و حالت تهاجمي به مصرف كننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزايش فشار خون مي شود، به گونه اي شديدتر از كراك پديدار مي گردد. اصولا فردي كه كراك مصرف مي كند، ديگر بر خود تسلط ندارد و گويا خودي خود را گم كرده است.
□ توتون و دخانيات (نيکوتين Nicotine)
توتون چيست؟
توتون، برگهاي خشك شده گياه تنباكو است كه مي تواند به صورت كشيدني (دود كردن) و احيانا جويدني در اشكال مختلف سيگار، سيگار برگ، توتون پيپ، قليان و ... مورد استعمال قرار گيرد. از تركيبات خطرناك سيگار نيكوتين، تار و مونو اكسيد كربن است.
تنباكو (توتون) در ميان قبايل آمريكاي شمالي و مركزي در قرن 16 م. كشف گرديد. اين گياه مصرف پزشكي ندارد و از نظر طبقه بندي فارماكولوژي موجب تحريك يا تضعيف سيستم مركزي اعصاب مي گردد.
نامهاي خياباني : Sticks، Cancer (سرطان) ، Nails (ناخن)، Coffin، Weeds (سيگار، تنباكو).

گياه تنباکو
اثرات كوتاه مدت:
تار و دود سيگار موجب تحريك زياد نسوج و همچنين ترشحات نايچه ها و بزاق دهان مي گردد. تار موجود در سيگار در ريه ها جمع مي گردد و موجب ناراحتي هاي دستگاه تنفسي از جمله برونشيت مزمن، تنگي نفس و آمفيزم ريوي مي شود. ديگر از عوارض جسمي مصرف سيگار، افزايش فشار خون و ضربان قلب، گشاد شدن مردمك چشم، كاهش اشتها، اسهال، استفراغ و گيجي است. مسموميت ناشي از نيكوتين در فرد ايجاد لرزش، استفراغ، اختلالات تنفسي و اغلب فلج شدن دستگاه تنفسي و تشنج شديد مي نمايد.
مونواكسيد كربن موجود در سيگار علاوه بر آسيب رساندن به فرد سيگاري به اطرافيان وي نيز همان آسيب را مي رساند.
يك نخ سيگار كمتر از يك ميلي گرم نيكوتين وارد خون مي كند. چنانچه 2 يا 3 قطره از نيكوتين خورده شود، موجب مرگ آني مي گردد و اين، سميت زياد اين ماده را مي رساند. وقتي كه سيگار خورده شود، نيكوتين به آهستگي در معده جذب مي گردد و از اين رو است كه اغلب مي توان كودكان خردسالي را كه اشتباها سيگاري خورده اند، از مرگ نجات داد. 
اثرات دراز مدت:
تار موجود در سيگار ايجاد سرطان مي كند كه رايج ترين نوع آن سرطان دستگاههاي هاضمه، ريه، دهان، گلو و حنجره است. علاوه بر آن عوارض جسمي ديگري از جمله اختلالات و بيماريهاي تنفسي، بسته شدن عروق و زخم معده بسيار رايج است. سيگار كشيدن موجب تنگ شدن عروق مي شود، ميزان ويتامين C در بدن را كم مي كند، ايجاد زخمهاي پوستي كه به كندي خوب و ترميم مي شوند مي نمايد، درجه مصونيت بدن را در برابر بيماريها كاهش مي دهد.
تحقيقات نشان مي دهد كه هر نخ سيگار 5/5 دقيقه از عمر انسان را مي كاهد. كودكان مادران سيگاري در زمان تولد از وزن كمتري برخوردارند و اغلب در خطر نارس به دنيا آمدن قرار دارند و از نظر ذهني و رشد و نوع رفتار نيز در مقايسه با كودكان مادران غير سيگاري در سطح پايين قرار دارند. بيشتر افراد سيگاري از نظر فيزيكي و رواني به مصرف دخانيات وابستگي پيدا مي كنند.
□ قهوه (کافئين)
کافئين چيست؟
كافئين پودر سفيد كريستالي شكل با طعم تلخ است كه در دانه هاي قهوه، برگهاي چاي، برگهاي كاكائو و دانه هاي كولا و در نتيجه در شكلات، نوشيدني هاي كولا، قهوه و چاي وجود دارد. يك فنجان قهوه خوري شامل حدود 66 ميلي گرم کافئين و يك فنجان چاي 27 ميلي گرم، يك قوطي كولا (280 ميلي ليتري) 35 ميلي گرم، يك پاره شكلات 20 ميلي گرم و يك فنجان كاكائو يا شكلات داغ حدود 50 ميلي گرم کافئين داد. كافئين در برخي از قرصهاي خواب آور به مقدار 30 تا 65 ميلي گرم يافت مي شود و در قرصهايي – كه بدون نسخه به فروش مي رسد و به نام قرص هاي بيداري مصرف مي شود- 100 تا 200 ميلي گرم کافئين وجود دارد.
قهوه براي نخستين بار در هزار سال قبل از آفريقا به اروپا برده شده و معرفي گرديد و کافئين در 1820 م. از قهوه مجزا شد.
کافئين به عنوان جز تركيبي در بسياري از داروهاي با نسخه و بدون نسخه براي تسكين درد و سرماخوردگي و به عنوان محرك استفاده مي شود.

دانه های قهوه
اثرات كوتاه مدت كافئين
پس از 5 دقيقه از نوشيدن قهوه به كليه ساختمان بدن از طريق اعصاب و پس از 30 دقيقه به خون مي رسد و در مدت 4 ساعت در بدن متابوليزه مي گردد. اثرات آن بلافاصله پس از نوشيدن يك فنجان ظاهر مي شود و تا چند ساعت ادامه دارد. پس از نوشيدن يك يا دو فنجان قهوه اثرات جسمي آن از جمله افزايش متابوليسم، افزايش فشار خون و درجه حرارت ظاهر مي گردد. کافئين موجود در قهوه بر كليه ها اثر گذاشته و موجب افزايش ادرار مي شود. هم چنين باعث متابوليزه شدن گلوكزها مي گردد و نتيجتا ميزان قند خون افزايش مي يابد. کافئين خواب را كم مي كند و موجب تحريك ترشحات اسيد معده شده و اشتها را كاهش مي دهد، لرزش دستها و اختلال در هماهنگي صحيح در حركت از ديگر عوارض مصرف کافئين است. مصرف مقدار زياد کافئين مي تواند ايجاد سردرد، دليــريوم و عصبيت نمايد. مقدار مصرف خطرناك و كشنده آن به صورت خالص و تزريق وريدي 2-3 گرم و به صورت خوراكي 10 گرم است. استفاده منظم و مرتب بيش از 600 ميلي گرم کافئين در روز (تقريبا هشت فنجان قهوه) مي تواند موجب بي خواب مزمن، حالات اضطراب، افسردگي و دردهاي شكمي گردد. بررسي هاي در مورد رابطه مصرف قهوه و بيماريهاي قلبي و هم چنين سرطان كليه و مثانه انجام شده كه صحت و سقم آن هنوز مشخص نگرديده است. از مصرف زياد کافئين بايد در مدت حاملگي خودداري كرد، زيرا تحقيقات جديد نشان داده است كه رابطه احتمالي بين مصرف زياد کافئين و مشكلات زايمان و نقيصه نوزادان وجود دارد. در يك بررسي مشخص شد، در مادراني كه در مدت بارداري شان قهوه زياد مي نوشند، احتمال سقط جنين و يا به دنيا آوردن نوزاد نارس بسيار است. امروزه پزشكان به مادران باردار توصيه مي كنند كه سعي كنند در روز بيش از 200 ميلي گرم کافئين (حدود 2 تا 3 فنجان قهوه) به بدنشان نرسد.
تحمل و وابستگي
تحمل در اثر افزايش مصرف ايجاد مي شود. برخي از كساني كه به نوشيدن قهوه معتاد شده اند، به طور اجبار يا اشتياق به مصرف خود ادامه مي دهند و موجب افزايش تحمل در برخي اوقات موجب پيدايش نشانه هاي ترك مي شوند. هنوز در مورد اينكه مصرف چه ميزان کافئين موجب تحمل و اعتياد مي شود، مورد بحث و شك است ولي آنچه مسلم است مصرف مرتب و روزانه بيش از 350 ميلي گرم کافئين (4 تا 5 فنجان قهوه در روز) مي تواند ايجاد اعتياد فيزيكي كه مشخص ترين نشانه هاي ترك آن شامل سردرد شديد، تحريك پذيري، خستگي مفرط است. كه با نوشيدن قهوه از بين مي رود.
□ ال.اس.دي (LSD)
ال.اس.دي (LSD) چيست؟
ال.اس.دي نخستين دارويي است كه در گروه توهم زاها قرار گرفت. اولين بار در سال 1938 توسط شيمي دان سوئيسي بنام دكترهافمن ساخته شده اما خواص آن در سال 1943 زماني كه بصورت اتفاقي توسط دكتر هافمن مصرف شد مشخص گرديد.
اين ماده در دهه 1960 شهرت خاصي پيدا نمود و به مرور زمان از استعمال آن توسط مردم كاسته شد ليكن در دهه 1990 مجدداً در ميان دبيرستانيها و دانشجويان شهرت پيدا كرد واين ماده بعنوان ابزار جنبش ضد فرهنگ در غرب مورد استفاده قرار گرفت.
استفاه پزشكي
درحال حاضر اين دارو هيچگونه استفاده پزشكي ندارد. گرچه در دهه 1950 اين دارو ( بنام Delgsid)توسط برخي روانپزشكان براي درمان احساسات سركوب شده مورد استفاده قرار ميگرفت. سازمان سيا (CIA) نيز آزمايشات خود را بر روي انسان بصورت مخفيانه جهت بازپرسي ا زمتهمان انجام داد. در سال 1966 استفاده از اين ماده در آمريكا بدليل پيامدهاي بهداشتي و درماني آن ممنوع اعلام شد.
وابستگي رواني : ندارد
وابستگي جسمي: ندارد

شکلهای مختلف LSD
مقاومت داروئي
اين نكتهحائز اهميت است كه به مرور زمان و با استفاده مكرر از اين ماده ايجاد مقاومت داروئي ميكند و لذا براي ايجاد احساس اوليه از دوزههاي بالاتري ميبايست استفاده شود.
مدت اثر
تاثيرات رواني 60-30 دقيقه پس از مصرف ماده شروع ميشود و حدوداً 12 ساعت باقي ميماند. اوج اين تاثيرات حدوداً 5 ساعت پس از مصرف ال اسي دي ميباشد. تاثيرات رواني اين ماده وابسته به وضعيت جسميفرد مصرف كننده ونيز محيط فيزيكي كه فرد در آن قرار دارد ميباشد.
روشهاي سوء استعمال
اين ماده غالباً درفرم قرص و يا كاغذ خشك كن يافت ميشود كه غالباً همراه الكل و يا آب بلعيده ميشود.
اثرات
LSD اثرات آگونيستي و آنتاگونيستي در سطح گيرندههاي سروتونيني از خود نشان ميدهد همچنين فرضيه ديگري براين باور است كه LSD موجب افزايش فعاليت درغشاء مغزي و قسمت جلوي مغزي (limbic Forebrain) ميشود.
مصرف بيش از اندازه (Overdose)
موجب ميدرياز, افزايش فشار خون خفيف، تپش قلب (تاكي كاردي) و ندرتاً افزايش دماي بدن ( هيپرترمي)و از نظر رفتاري استعمال كننده ممكن است درونگرا ويا مضطرب شود. تاثيرات نامطلوب غالباً در افراد تازه كار يا افراديكه اشتباهاً LSD مصرف نموده اند حادث ميشود.
□ 4- برومو 5,2 دي متوكسي فنتيلامين
شخصات 4- برومو 2،5 دی متوکسی فنتیلامین
4-bromo,dimethoxy-phentylamine به عنوان یک داروی تهییج کننده و جزوداروهای صناعی توهم زاست. ساختمان ترکیبی آن شبیه بسیاری از داروهای زیرمجموعه کنترل شدهها میباشد. ساختن مقادیر زیاد این داروها و استفادههای مخاطره آمیز دوزاژ آنها در خلال ناخالصی وناپاکی و غیرواقعی بودن آنها خطر آفرین میباشد. در اواخر سال 2000 میلادی افزایش ناگهانی داروی فوق رادر کلوپها وپارتیهای دوره ای بوضوح دیده شده است.
استفادههای مجاز
هیچ مجوز پزشکی وطبی جهت استفاده از این دارو وجود ندارد در امریکا افراد افسرده جهت ایجاد لذت از این دارو استفاده میکنند. گر چه احتمال تولید وشروع استفاده این دارو در استرالیا میباشد اما بزودی استفاده از این دارو در تگزاس و کالیفرنیا دراوایل 1970 میلادی شیوع پیدا کرد و بازارهای آنجا را تصرف کرد. شیوع اولیه این دارو و عدم توانایی در کنترل آن به دلیل علاقه نسل جوان بوده که برای خواب و هیجان مورد استفاده قرار میگرفته است.
تأثیرات دارو
استفاده از این دارو باعث سرخوشی و افزایش قوه ادراک ( افزایش قدرت دریافت کنندههای بینایی شنوایی و چشایی ) میشود. اثرات قابل توجه در اثر مصرف تقریباً 4 میلی گرم بصورت خوراکی بوجود میآید و اثر سمیآن با مصرف 8 میلی گرم ماده ایجاد میگردد. زمان تغییرات این ماده درعرض 20 تا 30 دقیقه پس از مصرف شروع شده و و پیک اثر بین 5/1 تا دوساعت پس از خوردن ظاهر میشود. اثر دارو 6 تا 8 ساعت پس از مصرف طول میکشد. مصرف مقادیر پایین ( 4- برمو 2،5 دی متوکسی فنتیلامین ) بطور مستقل از توهم زایی و اختلالات روانی عمل میکند، بلکه بجای ایجاد چنین حالاتی علایمیاز قبیل هیجان زدگی, سستی و رخوت ایجاد میکند. مقادیر زیادتر مصرف ( بین 20 تا 40 میلی گرم)مانند نمونه LSD میتواند حالات توهم زایی ایجاد نماید. مصرف مقدار بالای 50 میلی گرم مصرف اثری بی نهایت توهم زا و سرخوشی بی اساس وبی پایه بوجود میآورد. این دارو همانند DOMو DOB ( از دسته آمفتامینها) توانایی اتصال به گیرنده سروتونین را دارد.
استفادههای غیر مجازاین ماده
این ماده عموماً از راه خوراکی استفاده میشود و همچنین میتواند از راه استنشاقی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ نوع استفاده درمانی برای آن اعلام نشده است.درحال حاظر این ماده همانند داروهای توهم زای دیگر مثل DOB، LSD. MDMA درحال تهیه و تزریق به بازار میباشد.
جامعه استفاده کننده وعوامل مصرف کننده
فراوانی این دارو به گسترگی ال اس دی نبوده اما در بعضی از افراد همانند آنهاییکه اکستسی در مدرسهها وکالجهای دانش آموزی استفاده میکنند مورد استفاده قرار میگیرد.این دارو همانند داروها ی کلوپ مثل گاماهیدروکسی بوتیرات،کتامین و اکستسی در کلوپهای شبانه رواج دارد.
رواج و انتشار غیرقانونی
این دارو در بازار به اسامی، برومو, A2CB ونکسوز رواج دارد و انواع اشکال دوزاژ ونام و بسته بندیهای آن احتیاج به آنالیز شیمیایی برای شناختن دارد.
کنترل اجتماعی
این دارو جزو Schedul I جدول مواد کنترل شده در اکتبر سال 1970 میلادی میباشد.
□ اکستاسي (MDMA)
اکستاسي چيست؟
MDMA براي اولين بار در سال 1912 توسط يك شركت آلماني بعنوان داروي اشتها زا ساخته شد. استفاده غير قانوني در دهه 1980 و 1990 در آمريكا رايج شد.MDMA غالباً به همراه مواد ديگر استفاده ميشود، وليكن به ندرت همراه با الكل از آن استفاده ميشود چرا كه برخي براين باورند كه الكل اثر آن را خنثي ميسازد. استفاده از اين ماده بيشتر در اماكنيچون كلوپهاي شبانه،ميهمانيهاي آخرشب و در كنسرتهاي موزيك راك رايج است.
نمونه هايي از قرصهاي اکستاسي
استفاده پزشكي
در دهه 1970 اين دارو توسط برخي روانشناسان آمريكايي جهت تسهيل روان درماني استفاده ميشد. اين ماده در حال حاضر هيچ استفاده پزشكي ندارد.اين ماده باعث ايجاد وابستگي جسمي و رواني ميشود گرچه اين وابستگي به اندازه هروئين و كوكائين نميباشد.
تحمل داروئي(Tolerance)
مصرف اكستسي با ايجاد پديده تحمل همراه است.
مدت اثر
مدت اثر اين ماده 6-4 ساعت است.
روشهاي سوء استعمال
اين ماده در فرم قرص و كپسول موجود است و از راه خوراكي استفاده ميشود.
تاثيرات
استعمال كنندگان اين ماده ميگويند، اين ماده احساس بسيار مثبتي را ايجاد ميكند،حس نزديكي به ديگران، از بين رفتن اضطراب و ايجاد آرامش فوق العاده را نيز بدنبال دارد.همچنين نياز به غذا خوردن،نوشيدن وخواب را از بين برده و لذا به فرد تحمل شركت در ميهمانيهاي 3-2 روزه را ميدهد و لذا دربرخي موارد ايجاد فرسودگي بيش از حد به همراه كم آب شدن بدن (dehydration) ميكند. از اثرات ديگر اين دارو ميتوان به تهوع،توهم،تب و لرز،تعريق، لرزش اندامها،دردهاي عضلاني و تاري ديد اشاره نمود.
مصرف بيش از اندازه (Overdose)
استفاده مقادير بيش از حد اين دارو موجبفشارخون بالا،بيهوشي، حملات اضطرابي, تشنج و تب ميشود. اين حالت به دليل احتمال اختلال در عملكرد قلب ميتواند مرگبار باشد.
ترک (Withdrawal)
اين دارو درصورتيكه پس از مدتي استفاده نشود ايجاد اضطراب، حالت شك و ترديد، وافسردگي مينمايد.
□ داروهاي تجويزي (Prescription Drugs)
داروهاي تجويزي (Prescription Drugs)
□ داروهاي تضعيف کننده سيستم اعصاب مرکزي
● باربيتوراتها
جزو داروهاي مضعف سيستم اعصاب مركزي است نامهاي ديگرآن عبارتند از:Amytal، Floriual، Nembutal، Seconal، Tuinal، فنوباربيتال، pentobarbital
استفادههاي پزشكي آن شامل استفاده در موارد بيهوشي، ضد تشنج،خواب آور و آرامبخش ميباشد. در حد متوسط تا بالا باعث وابستگي جسميو رواني ميگردد. مصرف آن با ايجاد پديده تحمل همراه است. مدت اثر آن 8-5 ساعت است. طريقه استفاده از آنها بروش خوراكي و تزريقي است اثراتش شامل اختلال در تكلم،اختلال در آگاهي مكان و زمان،علائم شبيه مستي (مانند الكل ) است.علائم مسموميت شامل كاهش در سطح تنفس، پوست سرد، مردمكها متسع،نبض ضعيف و سريع، كما و گاهي مرگ است. علائم محروميت شامل اضطراب، بي خوابي، لرزش دستها، دليريوم، تشنجات و گاهي مرگ است.
● فلونيترازپام (گروه بنزو ديازپينها)
فلونيترازپام
از دسته بنزوديازپينها (Schedule IV)و تضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي است.فلونيتر ازپام ماده مخدر خاص مهمانيهاست كه بيشتر از طرف مكزيك به آمريكا قاچاق ميشود اين ماده در مشروب فروشي،كلوپهاي شبانه و... مورد سوء استعمال قرار ميگيرد. در برخي مصرف كنندگان اين ماده ميل جنسي را شديداً افزايش داده و بعضاً موجب ارتكاب تجاوز ميشود. گرچه اين دارو بصورت قانوني درسراسر جهان توزيع ميشود، اين ماده هيچ مصرف پزشكي در آمريكا ندارد. نامهاي تجاري آن عبارتند از : Rohypnol، roofies،rope، R2، Roypnol
استفاده پزشكي :
فلونيتر ازپام در بيش از 70 كشور به فروش ميرسد و از آن جهت درمان كوتاه مدت بي خوابي استفاده ميشود.
وابستگي جسمي و رواني :
استفاده مزمن از فلونيترازپام ميتواند باعث وابستگي شود. وعدم استفاده از آن موجب سندرم ترك گردد.
تحمل داروئي Tolerance:
همانند ساير داروهاي دسته بنزوديازپين تحمل داروئي ايجاد ميكند.
استفاده پزشكي :
فلونيتر ازپام در بيش از 70 كشور به فروش ميرسد و از آن جهت درمان كوتاه مدت بي خوابي استفاده ميشود.
وابستگي جسمي و رواني :
استفاده مزمن از فلونيترازپام ميتواند باعث وابستگي شود. وعدم استفاده از آن موجب سندرم ترك گردد.
تحمل داروئي Tolerance:
همانند ساير داروهاي دسته بنزوديازپين تحمل داروئي ايجاد ميكند.
مدت اثر (Duration):
تاثير فلونيترازپام حدوداً 20-15 ساعت پس از استفاده از راه دهاني شروع شده و 47 ساعت ادامه داد. البته اثرات خفيف آن تا 12 ساعت پس از استفاده باقي ميماند.
روشهاي سوء استعمال:
اين ماده مخدر در دوزههاي mg1 و mg5 وجود دارد البته قبلاً فرمهاي تزريقي آن با دوز m1/2mg وجود داشته كه اخيراً از رده توليد خارج شده است.
اثرات :
آرامبخش، شل كردن عضلات، كاهش اضطراب
مصرف بيش از اندازه (Overdose):
علاوه برافت فشارخون،اختلال حواس، گيجي، اختلالات بينايي، گمگشتگي و ناراحتي دستگاه گوارش و احتباس ادرار مصرف بيش از حد آن موجب مرگ ميشود.
ترک (Withdrawal):
همانند ساير داروهاي گروه بنزوديازپين قطع ناگهاني دارو پس از استفاده روزانه موجب حملات اضطراب ميشود.
● گاما هيدروکسي بوتيريک اسيد (GHB)
طبقه بندي :
تضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي
نامهاي تجاري :
Liquid Ecstasy،Scoop، Easy Lay، Georgia Home Boy Grievous Bodily Harm،Liquid X و Goop
دوزاژ:
مصرف يك قاشق چايخوري از راه خوراكي دوز معمول در نظر گرفته ميشود.گرچه دوزاژ آن براساس وزن بدن وميزان غذاي معده متفاوت خواهد بود.
استفاده پزشكي :
GHB يك داروي مضعف سيستم اعصاب مركزي بوده كه از سال 1990 توسط FDA ممنوع اعلام شد. ابتدائاً اين دارو در مغازههاي غذائي و بهداشتي به عنوان داروي تسريع دهنده رشد عضلاني بدن ( از طريق آزاد سازي هورمون رشد) فروخته ميشد. ولي بعداً به دليل اثرات اعتياد زائي آن. ممنوع اعلام گرديد.GHB جزء طبيعي از متابوليسم پستانداران ميباشد وبطور طبيعي درسلولهاي بدن انسان وجود دارد. GHB يك نوروترانسميتر بوده و در بدن به عنوان پيش ساز GABA (گاما آمينوبوتيريك اسيد ) بكار گرفته ميشود.
وابستگي جسماني :
اين ماده به ميزان متوسط باعث وابستگي جسميميگردد.
وابستگي رواني :
GHB به ميزان متوسطي باعث وابستگي رواني ميگردد.
تحمل:
مصرف اين ماده با بروز پديده تحمل همراه است.
مدت اثر:
مدت اثر اين دارد 6-3 ساعت است.
روش استفاده :
GHB اساساً به شكل مايع در دسترس است. گرچه گاهي اوقات بشكل پودر نيز عرضه ميگردد. اين ماده بشدت قابليت حل شدن در آب را دارد و بشكل خوراكي مصرف ميشود. به خاطر طعم شور آن معمولاً مواد طعم دهنده به محلول اضافه ميشود.
اثرات:
اثرات تحريك كنندگان اكستسي استفاده ميشود. GHB جهت ارتكاب تجاوزات جنس نيز به كرات مورد استفاده قرار گرفته است زيرا اين ماده مانع از دفاع خود در برابر تجاوز شده و باعث اختلالات حافظه است كه درنهايت ميتواند از تحت تعقيب واقع شدن متجاوز جلوگيري نمايد. همين جهت به اين ماده داروي date rape نيز اطلاق ميگردد.
مصرف بيش از حد (overdeoe): در دوزهاي پايين، GHB باعث خواب آلودگي، سرگيجه، تهوع و اختلالات بينائي ميگردد. در دوزهاي بالاتر باعث بيهوشي، تشنج، دپرسيون تنفسي و كما ميگردد. مصرف بيشتر از حد آن معمولاً نياز به مراقبتهاي ويژه اورژانس پزشكي دارد. از نوامبر سال 2000 اداره DEA 71مورد مرگ ناشي از GHB را گزارش نموده است.
ترک (Withdrawal):
علائم ترك مصرف GHB بصورت اضطراب, بي خوابي، لرزش دستها،دليريوم،تشنج بوده و گاهي نيز منجر به مرگ ميشود.
درمان (Treatment):
درمان علائم ترك اين ماده علامتي وحمايتي است. تجويز داروهاي آرامبخش و خواب آور از دسته بنزوديازپينها مفيد است. در صورت بروزدليريوم وتشنج بستري در بيمارستان واقدامات حمايتي گستردهتر لازم است.
● کلرال هيدرات (Chloral Hydrate)
كلرال هيدرات
اين ماده جزو داروهاي مضعف سيستم اعصاب مركزي است اساميتجارتي آن Noctec، Somnos و Felsules ميباشد. درپزشكي از آن به عنوان داروي خواب آور استفاده ميشود. درحد متوسط باعث وابستگي جسميو رواني ميشود. مصرف آن با ايجاد پديده تحمل همراه است.
مدت اثر آن 8-5 ساعت است.
طريقه مصرف آن خوراكي است اثرات آن در بدن شامل اختلال در تكلم، عدم آگاهي به مكان و زمان، علائم مستي ( همانند الكل ) ميباشد. درصورت مصرف بيش از حد آن باعث مسموميت شده كه علائم آن شامل كاهش درعمق تنفس، پوست سرد، مردمكهاي متسع، نبض ضعيف وسريع، كما و گاهي مرگ است.
علائم محروميت شامل اضطراب، بي خوابي، لرزش اندامها، دليريرم، تشنجات و احتمالاً مرگ است.
● کتامين (Ketamine)
کتامين
طبقه بندي :
مضعف سيستم اعصاب مركزي
نامهاي تجاري:
Special k ، Cat valium
دوزاژ:
استفاده از آن به ميزان 100 ميلي گرم باعث بروز عوارض فيزيكي و رواني ميگردد.
استفاه باليني :
از كتامين بصورت داروي بيهوش كننده جهت حيوانات و انسان استفاده ميشود. تنها منبع شناخته آن در بازارهاي غير قانوني انحراف آن از مسيرهاي قانوني به اين گونه بازارهاست. گزارشات اخير حكايت از اين دارد كه تعداد زيادي از كلينيكهاي دامپزشكي اختصاصاً جهت ربودن و يالهاي كتامين مورد سرقت واقع شده اند.
وابستگي جسمي:
اين دارو ممكن است باعث وابستگي جسميگردد.
وابستگي رواني :
اين دارو به ميزان زيادي باعث وابستگي رواني ميگردد.
تحمل :
با مصرف اين دارو پديده تحمل ايجاد ميشود.
مدت اثر:
مدت اثر اين دارو از يك تا 12 ساعت متغيراست.
روش استفاده :
محلول كتامين ميتواند از طريق تزريق، خوراكي (بصورت محلولهاي نوشيدني) وياموادقابلتدخين(Smokable material) مصرف گردد. فرم پودري آن از طريق تبخير حلالهاي فرم مايع آن حاصل ميشود كه نتيجه آن پودر سفيد و يا كميمايل به قهوه اي بوده كه در لمس شبيه به كوكائين است. اين پودر ميتواند از طريق نوشيدن و يا تدخين و ياتزريق ( پس از حل كردن درمايع ) مورد سوء مصرف واقع گردد.
اثرات :
اثراتي كه براثر مصرف كتامين بوجود ميآيد مشابه اثرات فن سيكليدين بوده و اثرات بينايي مشابه LSD ايجاد ميكند. سوء مصرف كنندگان گزارش ميكنند كه سوء استفاده اين ماده بهتر از PCPو LSD است زيرا مدت اثراتش يك ساعت ياكمتر است. ايلوزيون،توهم و اختلال در درك زمان و فواصل در اثر مصرف اين ماده ايجاد ميگردد.
مصرف بيش از حد (Overdose):
تغيير خلق و تغيير برداشت از وضعيت فيزيكي بدن, دليريوم آشكار, احساس انفكاك, احساس غوطهورشدن, روياهاي واضع يا خطاهاي ادراك و بينائي
ترک (Withdrawal):
علائم ترك اين ماده بصورت رفتارهاي داروگرايانه بروز ميكند.(Drug seeking behavior)
درمان:
انجام خدمات مشاوره اي و جلسات شناخت درماني و رفتار درماني در كاهش رفتارهاي داروگرايانه مفيد است. درصورتي كه علائم افسردگي در فرد وجود داشته باشد تجويز داروهاي ضد افسردگي دركاهش بسياري از علائم مفيد خواهد بود.
● متاکوآلون (Methaqualone)
متاکوآلون
طبقه بندي :
تضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي
نامهاي تجاري :
كوآلود(Quaalude)و Sopor و Ludes
دوزاژ:
اين دارو از طريق خوراكي مصرف ميشود وبسرعت از دستگاه گزارش جذب ميگردد. دوز خوراكي 100-75 ميلي گرم روزانه است. درسوء مصرف اين ميزان به 3 گرم روزانه ميرسد.
استفاده باليني:
متاكوآلون جزو داروهاي خواب آور و آرام بخش بوده و اثرات فارماكولوژيكي مشابه باربيتوراتها را دارد. اين دارو همچنين شباهتهاي شيميائي با گروه باربيتوراتها را داشته ولي در حقيقت ابتدا به عنوان جزئي از برنامههاي كشور هند جهت داروي ضد مالاريا ساخته شد. (Brown and Goenechea 1973).
اين دارو در طي سالهاي 1960 تا 1970 به عنوان داروي ضد اضطراب و همچنين براي درمان اختلالات خواب استفاده شد. متاكوآلون بوسيله يك محقق هندي بنام M.L.Gujiral در سال 1955 در طي يك برنامه تحقيقاتي ضد مالاريا كشف شد. اقلام داروئي اوليه آن بشكل كپسولهاي خواب آور تحت نامهاي تجارتي Renoval و Melsed و تركيب با يك آنتي هيستامين بنام Mandrax بفروش ميرسيد و در سال 1972 اين دارو ششمين داروي منتخب آرامبخش آمريكا شناخته شد. نام Quaalude از عبارت quiet interlude بهمراه يك “aa” اضافه شده توسط كارخانه سازنده گرفته شده است. در آنزمان اميد براين بود كه اين دارو بهتر وايمن تر از باربيتوراتها جهت آرامبخشي باشد، معهذا بزودي دريافتند كه مصرف اين دارو مشكلاتي مثل تحمل و وابستگي دارد. متاكوآلون بسرعت به عنوان يك داروي تفنني طي سالهاي دهه 1960 در آمد. اين دارو در سال 1971 در كشور انگلستان و در سال 1973 دركشور آمريكا جزو داروهاي غير مجاز و اعتياد آور آورده شد.
وابستگي جسمي:
درحد متوسط باعث و ابستگي جسميميگردد.
وابستگي رواني :
در حد متوسط باعث وابستگي رواني ميگردد.
تحمل :
مصرف دراز مدت اين دارو با بروز پديده تحمل همراه است.
مدت اثر:
مدت اثر اين دارو 6-2 ساعت است.
روش استفاده :
روش مصرف اين دارو بصورت خوراكي است.
اثرات :
تاثيرات معمول آن بر بدن شامل اثرات آرامبخش (relaxation)، نشئگي (euphoria) و خواب آلودگي بروز ميكند. در دوزهاي معمول همچنين باعث كاهش ميزان ضربان قلب و تندي تنفس ميگردد و در دوزهاي بالاتر باعث ايجاد افسردگي، عدم تعادل عضلاني و اختلال در تكلم ميگردد.
مصرف بيش از حد (overdose):
علائم مسموميت با اين دارو شامل دليريوم، تشنج،افزايش تون عضلاني، افزايش رفلكسها، استفراغ،اختلال كليوي، كما و حتي مرگ ( به علت توقف قلبي و تنفسي ) ميگردد. درحقيقت علائم مسموميت با اين دارو مشابه مسموميت با باربيتوراتهاست با اين تفاوت كه اختلالات حركتي بيشتر و احتمال ايست قلبي و تنفسي كمتر است.
علائم ترك :
علائم ترك وابستگي به آن شامل اضطراب،بيخوابي، لرزش دستها، دليريوم، تشنج وحتي مرگ ميباشد.
درمان :
درمان علائم ترك اغلب حمايتي وعلامتي است ودرصورت بروز علائم دليريوم و تشنج بستري در بيمارستان و اقدامات حمايتي گسترده تر توصيه ميشود.
● گلوتتمايد (Glutethimide)
گلوتتمايد
طبقه بندي :
مضعف سيستم اعصاب مركزي
نام تجاري : Doriden
دوزاژ:
دوز آن براساس هر بيمار متفاوت است. دوز معمول آن 500 ميلي گرم روزانه است.
استفاده باليني :
گلوتتمايد يك داروي آرامبخش ـ خواب آور است كه در درمان بي خوابي كاربرد دارد. معهذا امروز داروي بهتري جايگزين اين دارو شده است. اگر اين دارو هر روز مصرف شود، بيشتر از 7 روز در درمان بي خوابي موثر نخواهد بود.
وابستگي جسمي:
درحد بالائي باعث وابستگي جسماني ميگردد.
وابستگي رواني :
درحد متوسط باعث وابستگي رواني ميگردد.مصرف اين دارو با ايجاد پديده تحمل همراه است.
مدت اثر :
8-4 ساعت
روش استفاده :
از طريق خوراكي مصرف ميشود.
اثرات :
در دوز معمولي مصرف اين دارو با علائميهمچون حالت گيجي،خواب آلودگي، و حالت منگي همراه است. حتي در صورتيكه اين دارو در هنگام خواب مصرف شود،درهنگام بيدار شدن از خواب گاهي فرد حالت گيجي و خواب آلودگي دارد. گاهي مصرف آن با روياهاي شبانه وتوهمات همراه است.
مصرف بيش از حد:
تب، تشنج، عدم آگاهي به مكان و زمان، مشكلات حافظه اي، اسپاسمهاي عضلاني، كاهش سطح تنفس، كاهش رفلكسهاي محيطي، اختلال در تكلم، ضعف عضلاني شديد وحتي مرگ
علائم ترك :
اضطراب، بي خوابي، لرزش دستها، دليريوم، تشنج از علائم مربوط به ترك مصرف اين داروست.
□ مسکنها (Opiudes)
● مورفين
در ابتدا ي مطلب يزدفردا تعريف كامل ان را توضيح داديم
● کدئين
کدئين چيست؟
كدئين به عنوان يك مخدر آگونيست كه اغلب بصورت كريستالهاي سفيد رنگ مشاهده ميشود و به عنوان يك آرام كننده و ضد درد جزو مواد ناركوتيك و از مشتقات ترياك به شمار ميرود. و درساخت با غلظت 10/1 درصد تا 2% درصد ساخته ميشود. اشكال مختلف كدئين درسراسر جهان موجود ميباشد. كدئين فسفات سفيد رنگ وبصورت كريستالهاي سوزني شكل كه بصورتمحلول معلق در آب و قابل حل در الكل ديده ميشود. كدئينسولفات نيز بصورتكريستالهاي سوزني شكل بي رنگ ياسفيد يافتميشوندكه پودرآن قابليت حلاليت در آب وكمي آن درالكل ميباشد.اشكال مختلف دارويي ديگر قرص، شربت و كپسول ميباشد.كدئين درشكل شربت كه از راه خوراكي كه تجويز ميشود جهت تسكين سرفههاي غير خلطي و همچنين تركيب آن با بعضي از داروها غير ناركوتيك مسكن جهت تسكين درد تجويز ميشود. مقادير زياد كدئين و مصرف آن حتماً بايد با تجويز پزشك صورت بگيرد.
موارد تجويز کدئين:
جهت تسكين دردهاي خفيف و متوسط شامل دردهاي مفصلي ـ دردكمرـ درد استخوان، درد دندان وسردرد و ميگرن وهمچنين تسكين سرفههاي خشك واسهال بكار ميرود.
موارد احتياط:
تمام اپيوئيدها و مخدرهاي آگونيست سبب ايجاد وقفه و يا اختلال درتواناييها ي مغزي و فيزيكي انسانهاي مبتلا ميگردند. كدئين بايستي در افراد با بيماريهاي مزمن قلبي و نارسايي تنفسي و آسم برونكيال و افزايش فشار جمجمه با احتياط مصرف شود. در افرادي كه دچار صدمات مغزي نخاعي جمجمه اي شده اند استعمال اپيوئيدها ميتواند منجر به نارسائي تنفسي گردد.اپيوئيدها همچنين بدليل اثر گذاري روي ماهيچة مثانه باعث احتباس اداري و يا سختي دفع ادرار ميشوند.
مصرف در دوران بارداري :
درزنان باردار استفاده كدئين احتمال تشكيل نقائص دستگاه تنفسي جنين را افزايش داده ويا منجر به زايمان زودرس يا سقط جنين ميگردد. همچنين دربعضي از جنينها علايم سندرم ترك نيز مشهود بوده است. اگر شما باردار هستيد و يا مادراني كه وظيفه شيردادن دارند نبايد از كدئين استفاه نمايند.
طرق مصرف:
كدئين ميتواند از راه خوراكي (PO) زيرجلدي (SC) داخل ماهيچه اي (IM) ومقعدي (PR) مصرف گردد. اثر مصرف مقعدي يا ركتال بطور قابل ملاحظه اي موثر تر از اثر مصرف به روش خوراكي آن ميباشد. مصرف كدئين بصورت وريدي ممكن است منجر به ورم ريه، تورم پوست و آزاد كردن مقادير خطرناك هيستامين و اثرات گوناگون قلبي عروقي شود. زمانيكه كدئين بصورت خوراكي مصرف ميشود حتماً بايد يك ليوان پرآب و يامقداري غذا با آن خورده شود تا كمترين اثر را روي سيستم گوارش داشته باشد.
دوز اثر:
بعضي از افراد جهت سرخوشي از مقادير بالاي 150 ميلي گرم استفاده مينمايند. براي دردهاي خفيف ومتوسط دوز ائر به ترتيب زير ميباشد. در بالغين 15 تا 60 ميلي گرم از راه خوراكي هر شش ساعت يا هر چهار ساعت يكبار براي سرفههاي غير خلطي و خشك در اطفال يك سال به بالا mg/kg 5/0 دو بار در روز استفاده ميشود. پايين ترين دوز كشندة گزارش شده دوازده ميلي گرم درهركيلوگرم ميباشد.
متابوليسم:
كدئين به سادگي در دستگاه گوارش جذب ميشود و به سرعت به سرتاسر بافتهاي بدن از طريق سيستم عروقي انتشار مييابد و پس از بافتها بوسيلة كبد و طحال و كلية دفع ميشود. آگونيستهاي مخدر و آنتاگونيستهاي مخدر بطور مشخص برگيرندههاي مغزي و ديگربافتها اثري ميگذارند. اين گيرندهها بطور گسترده اما نه پراكنده درسراسر سيستم مركزي اعصاب شاهده ميشوند. انواع گيرندههاي مخدر شامل گيرنده مو(M) و كاپاKappa و دلتاdelta ميباشند. تمركز و انتشار آنها و انواع مختلف گيرندهها براساس وجود آنها در سيستم اعصاب مركزي ميباشد. گيرنده مو(M) بطور گسترده درسرتاسر سيستم مركزي اعصاب خصوصاً سيستم لمبيك يافت ميشود و همچنين دربخشهاي ديگري مثل تالاموس و مغز مياني نيز مشاهده ميشود.گيرنده كاپا در طناب نخاعي و كورتكس مغزي يافت ميشود.
بي دردي يا فقدان احساس درد در اثر تغييرات سيستم درد در طناب نخاعي و ردههاي فوقاني سيستم مركزي اعصاب ناشي ميشود. بطور كلينيكال تحريك گيرنده مو سبب ايجاد حالت فقدان درد، سرخوشي، دپرسيون تنفسي ، تنگي مردمك چشم و كاهش حركات گوارش ميگردد. تحريك گيرنده كاپا نيز علاوه براثرات فوق سبب كسالت و خستگي نيز ميگردد.
اثرات كدئين :
ليست زيرشامل تمام اثرات كدئين و همچنين اثرات جانبي آن ميباشد.
1- ساپرس كردن يا جلوگيري و توقف احساس پاسخ به درد، سرخوشي، خواب آلودگي، سستي كاهش اعمال فيزيكي دربعضي افراد و افزايش اعمال فيزيكي دربعضي ديگر، ترس، بي احساسي و احساس خستگي كردن، تنگي مردمك چشم،اختلال مغزي،عدم ديد در شب توهم و متوقف كردن سرفه.
2- پايين آوردن وكاهش سرعت تنفس
3- تهوع و استفراغ، يبوست، كاهش اشتها ، كاهش حركات معده، خشكي دهان، واكنشهاي آلرژيك، مشكلات تنفسي، تورم لبها و زبان وصورت، تعريق، كاهش ميل جنسي، خارش پوست.
DF118 نيز نوعي كدئين است.
□ داروهاي محرک (Stimultants)
● متيل فنيديت (Methylphenidate)
متيل فنيديت
طبقه بندي
جزوداروهاي محرك سيستم اعصاب مركزي است.
نام تجاري: ريتالين Ritalin
دوزاژ:
دوزاين دارو براساس نيازها و عكس العملهاي فردي تعيين ميگردد. دركودكان (6سال و بالاتر) بادوز 5 تا 10 ميلي گرم سه بار در روز شروع شده و درهفته 10-5 ميلي گرم در دوز روزانه افزوده ميشود. حداكثر دوز روزانه 60 ميلي گرم است. در بالغين دوز روزانه 30-20 ميلي گرم ميباشد.
استفاده باليني :
در درمان اختلال ADHD (Attention-deficit hyperactivity disorder) كودكان بكار ميرود و يا عبارتي پرحركتي در بچهها.
وابستگي جسميمصرف:
اين دارو باپديده وابستگي جسميهمراه نميباشد.
وابستگي رواني :
مصرف اين دارو به ميزان متوسط باعث وابستگي رواني ميگردد.
تحمل :
مصرف اين دارو با بروز پديده تحمل همراه است.
مدت اثر:
مدت اثر اين دارو 6-4 ساعت است.
روش استفاده:
اين دارو به شكل خوراكي و يا تدخين استفاده ميشود.
اثرات :
مصرف اين دارو بشكل تقويت حواس (Hightened senses)، نشئگي و ايجاد توهم بروز ميكند.
مصرف بيش از حد :
افزايش درجه حرارت بدن، اختلالات الكتروليتي و آريتميقلبي، طپش قلب، تشنج، سردرد، افزايش فشار خون وخشكي مخاطها از علائم مصرف بيش از حد اين داروست.
علائم ترك:
علائم ترك مصرف اين دارو بصورت دردهاي عضلاني، خواب آلودگي و افسردگي بروز ميكند.
● متا مفتامين (Methamphetamine)
مت آمفتامين
اين دارو جز و دسته داروهاي محرك است نامهاي تجارتي آن شامل:ICE،obetrol ،Dexedrine،Desoxyn و Biphetamine است. درپزشكي اين دارو در درمان اختلالات توجه (Attention deficit disorder)، ناركولپسي و كنترل وزن بكارميرود. مصرف اين دارو ممكن است باعث وابستگي جسميگردد ولي در حد بالايي باعث وابستگي رواني ميگردد. مصرف اين دارو با بروز پديده تحمل همراه است. اين ماده به فرمهاي قرص، پودر و دانههاي كريستالي وجود دارد. مدت اثر اين دارو 4-2 ساعت است.طريقه مصرف اين دارو خوراكي، تزريقي و تدخين است.اثرات احتمالي آن در بدن شامل افزايش سطح هوشياري، تحريك پذيري، نشئگي، افزايش تعداد ضربان قلب و فشار خون، بي خوابي و كاهش اشتها است.
علائم مصرف بيش از حد (مسموميت ) آن شامل آشفتگي، افزايش دماي بدن، توهمات، تشنجات وگاهي مرگ است. علائم ترك شامل بي تفاوتي، افزايش دورههاي خواب،تحريك پذيري، افسردگي و وعدم آگاهي به زمان و مكان است.
کريستال متامفتامين شکلهاي مختلف متامفتامين
4-متيل تيو آمفتامين4-Methylthioamphetamine(4- MTA , Flatliners) :
4-ميتل تيوآمفتامين (4-MTA) از لحاظ شكل ساختماني شبيه آمفتامين است. 4-ام ـ تي ـ اي طبق گزارشات اثرات فيزيكي مشابه 3-4 متيلن اكسي آمفتامين (ام ـ دي ـ اي ) و 3-4 ميتلن دي اكسي مت آمفتامين (MDMA/ecstasy) دارد.
استفادههاي قانوني يا مجاز:
هيچ مجوز استفاده پزشكي براي 4-MTA صادر نشده است. 4-MTA ابتدا بجهت استفادة پژوهش تحت يك داروي انتخاب شده سروتونرژيك انتخابي ساخته شده است.
ساختمان شيميايي ـ داروشناسي :
4-MTA ساختماني شبيه آمفتامين دارد.
اثرات جانبي:
اثرات جانبي 4-MTA هنوز در انسان مشخص نشده است.
افزايش بيش از حد سروتونين در اثر مصرف 4-MTA احتمال منجر شدن به سندرم سروتونين كه علايم آن عبارت از انقباض غير اداري ماهيچهها, احساس خستگي, تعريق, تكانهاي غير ارادي بدن،افزايش عكس العمل، انقباض ناگهاني عضله و نهايتاً گيجي وكما كه منجر به مرگ ميشود.
گزارشات از گروه سم شناسي لندن حاكي از مرگ 3 نفر در نوامبر 1998 در اثر مصرف 4-MTA را ميدهد.
همچنين در گزارش ارائه شده دسامبر 1998 نشاندهندة مرگ يك دانش آموز در يكي از پارتيهاي غير مجاز بعد از مصرف 7 قرص 4-MTA ميباشد.
مصارف غيرمجاز:
استفاده از 4-MTA و مصرف آن باعث تحريك و سرخوشي همچون اكستسي بوجودميآورد.
گزارشات NCIS كشور انگلستان اين فرضيه رابوجود ميآورد كه در اثر اعمال فشارهاي قانوني جهت كنترل توليد اكستسي منجر به ساخت مواد اعتياد آور ديگري از مشتقات اكستسي بشود. اين پيش بيني كه احتمال استفاده و معامله 4-MTA بجاي اكستسي و به عنوان يك داروي خياباني مخدر انتظار ميرود.
توزيع غيرمجاز:
طبق گزارشاتي درباره آناليز 4-MTA كه در گزارش گروه سم شناسي انگلستان, رويت شده اين دارو در بازارهاي كشور انلگستان, هلند و بلژيك توزيع و انتشار داشته است. 4-MTA درشكلهاي اوليه بصورت قرصهاي سفيد يا كرم رنگ حلقه اي كه داراي قطر 9 تا 14 ميلي متر ميباشد توليد ميگردد.
دردو مورد قرص بسته بندي شده, يكي تحت عنوان S5 و بسته بندي ديگر تحت عنوان كافئين ويتامين وفراوردههاي گياهي عرضه ميشد. در آناليز اين قرصها معمولاً 100 تا 140 ميلي گرم 4-MTA درهرقرص وجود دارد.
4-MTA جزوليست بندي كنترل مواد در ايالات متحده آمريكا نميباشد. بهرحال ميتواند در جدول 1 كنترل مواد شبيه يا آنالوگ MDA و يا MDMA قرار بگيرد. طبق پيشنهاد سازمان بهداشت جهاني و كميسيون داروهاي ناركوتيك مورخ 20 مارس سال 2001 ميلادي 4-MTA به جمع جدول شماره 1 داروهاي روانگردان كنوانسيون سال 1971 ميلادي اضافه شده است.
□ الکل (Alcohol)
الكل
الكل خالص، مايعي شفاف است و معمولا داراي 96 تا 97 درجه الكل خالص است. به اين معني كه در 100 حجم آن، 97 حجم الكل و 3 حجم آب و ديگر ناخالصي ها وجود دارد. الكل اتانول از دير زماني شناخته شده و در طبيعت تقريبا در همه جا يافت مي شود. در بسياري از انواع تخميرها هميشه مقداري از اين الكل به وجود مي آيد و مقدار كمي از آن نيز در آبهاي طبيعي و معدني يافت مي شود. براي تهيه الكل از شيوه هاي تخمير مواد نشاسته اي و قندي ، يا از شيوه هاي سنتز و مصنوعي استفاده مي كنند.
از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده سيستم مركزي اعصاب است كه جزو آرام بخشها و سستي زاها طبقه بندي مي شود. در پزشكي مصارف زيادي دارد ولي به علت سو استفاده در مصرف آن، مشكلاتي را در جامعه بشري ايجاد مي كند.

الكل
از جمله اثرات الكل افزايش خواب و گشاد شدن عروق است و به عنوان منبع انرژي زا استفاده مي شود. در دردهاي بسيار شديد مانند دردهاي سرطاني يا تخفيف اسپاسم هاي شديد عضلاني موثر است. هم چنين به صورت بخار در ماسكهاي اكسيژن براي افرادي كه دچار برخي ناراحتي هاي آسم، ريوي و اختلالات تنفسي هستند، استفاده مي شود. همراه با مرفين در اعمال جراحي قلب باز و نيز در ضد عفوني و پانسمان جراحات مختلف پوست به كار مي رود.
از نامهاي خياباني الكل مي توان Booze (مشروب خواري ، ميگساري)، Sauce (سوس، ترشي) و Juice (عصاره، شربت) را ذكر كرد.
اثر اصلي و عمده كوتاه مدت الكل بر سيستم اعصاب مركزي است و به عنوان خواب آور يا بي حس كننده عمل مي كند. علاوه بر آن، اثراتي در هوشياري فرد و اعمال و وظايف دستگاه مغز و اعصاب دارد. به طور كلي اثر الكل بستگي به ميزان نوشيدن، اندازه، وزن بدن وضعيت سلامت جسمي و روحي فرد مصرف كننده، تجربيات فرد از جمله درجه تحمل و وابستگي، خلق و خوي و درجه خلوص نوشيدني محتوي الكل دارد.
مصرف نوشابه هاي الكلي در ابتدا موجب نوعي آرامش و رها شدن از قيودات و سرخوشي زياد مي گردد، ولي پس از مدتي اثرات واقعي آن از جمله ناهماهنگي در حركات عضلات (آتاكسي)، اختلال در قضاوت، آسيب اعمال حركتي و مهارتي، كندي واكنش و فعاليت دماغي و فكري تشديد حالت تهاجمي و پرخاشگري، تلوتلو خوردن، درهم و بر هم حرف زدن، سوزش قلب، پرحرفي، دوتا ديدن اشيا و افراد، گيج، گر گرفتگي ، كرختي و بي حسي اعضاي بدن و افزايش ادرار مي باشد.
مصرف الكل حتي مصرف كم آن به خصوص اگر همراه با ديگر مواد اعتياد آور باشد به مهارت رانندگي صدمه و آسيب مي رساند. پس از 8 تا 12 ساعت كه از مصرف زياد آن بگذرد، سردرد، تهوع، لرزش و استفراغ ايجاد مي شود. مصرف خيلي زياد آن ممكن است موجب فلج شدن فعاليتهاي مغزي و دستگاه تنفسي و در نتيجه مرگ مي گردد. به طور كلي اين اثرات چنانچه همراه با مصرف آرام بخشها و ديگر داروهاي تضعيف كننده باشد، تشديد مي گردد. مصرف زياد آن همراه با داروهاي ضد افسردگي از جمله بار بيتوريك ها اغلب ممكن است، موجب مرگ فرد گردد. مصرف منظم و مستمر حداقل 4 بار نوشابه هاي الكلي در روز ممكن است در بلند مدت و به تدريج موجب آسيب كبد، مغز، قلب، و ديگر اعضاي بدن گردد. مصرف مداوم نوشابه هاي الكلي موجب سايروز كبدي، پانكريت و اختلالات كيسه صفرا، ناراحتي هاي گوارشي، زخم معده و اثني عشر، گاستريت و برخي از سرطانها در دستگاه جهاز هاضمه مي گردد. نقشهاي دستگاه عصبي از جمله نارسايي هاي اعمال هوشي، حركتي و بي ثباتي هيجاني، كاهش ادراك حسي و سرانجام از دست دادن حافظه و فراموشي، تيرگي بينايي در بيشتر افراد معتاد به الكل ديده مي شود. شايع ترين اختلال سيستم عصبي در الكليسم مزمن، آسيب قرنيه و اعصاب چشم است. آسيب به مغز و ضايعات نسوج مغز، ناراحتي هاي قلبي از جمله آريتمي و تاكيكاردي از عوارض سوء مصرف است. الكل، رگهاي كرونري قلب را كاهش مي دهد. اين ماده در مردان موجب ضعف قواي جنسي مي گردد و قدرت باروري آنان را كاهش مي دهد. مصرف مزمن و زياد مشروبات الكلي موجب اضطراب، عصبانيت و تند خويي، تحريك پذيري دليريوم، ترمنس و دپرسيون سيستم اعصاب مركزي مي گرد. از هم پاشيدگي زندگي خانوادگي، شغل و اجتماعي به طور كلي اعمال ضد اجتماعي و زوال ابعاد شخصيتي در نتيجه ادامه مصرف مشروبات الكلي پديدار مي گردد.
الكل اتانول يكي از داروهاي اعتياد آور محسوب مي شود كه به عنوان ماده آرام بخش براي خواص نشاط آور آن مصرف مي شود. افزايش مقدار مصرفي آن به منظور ايجاد اثر مطلوب، ممكن است موجب ايجاد تحمل و وابستگي فيزيكي گردد. مصرف كنندگان مزمن يا افراد معتاد به آن ممكن است به مقدار ثابت مشروب بنوشند بدون اينكه مست شوند، در اين صورت احتمال دارد كه يك نوع وابستگي جسمي و رواني در آنان به الكل به وجود آيد كه قطع مصرف آن، نشانه هاي ترك را به صورت تحريك پذيري زياد، تشنج، دليريوم ترمنس، حالات بي قراري يا عصبانيت، بي خوابي، بد اشتهايي، عرق كردن و استفراغ ظاهر مي سازد.
الكل به عنوان داروي اعتياد آور، قدرت ايجاد وابستگي جسمي و رواني را دارد.
الكل و بارداري:
استفاده از مشروبات الكلي در دوران بارداري موجب ايجاد ناراحتي هاي جدي و غير طبيعي شدن نوزاد مي گردد. زنان بارداري كه در دوران بارداري به حد زياد مشروب مي نوشند، ممكن است كودكان غير طبيعي با نقيصه هاي ذهني يا جسمي به دنيا آورند. در يك آزمايشگاه – كه در اثرات الكل بر روي جنين مادران الكلي آزمايش انجام شد- مشخص گرديد كه: نوشيدن زياد و سپس قطع مصرف الكل در دوران بارداري، اثراتي را بر جنين مي گذارد. در 322 نوزادي كه غير طبيعي بودند، 32 درصد آنان متعلق به مادران مشروب خوار در حد افراط بودند و 14 درصد آنان متعلق به مادران مشروب خوار در حد متعادل و 9 درصد آنان متعلق به مادراني كه ترك كرده و در حال محروميت به سر مي برند. 20 نفر از 162 نوزادي كه پس از تولد دچار سندرم قطع الكل بودند، متعلق به مادراني بودند كه در دوران بارداري شان روزانه 300 ميلي ليتر يا بيشتر مشروبات الكلي مي نوشيده اند.
اهداف و مراحل درمان اعتياد
درمان معتاد يك فرآيند است و از زماني شروع مي شود كه فرد مصرف كننده مواد مخدر به مراكز درماني مراجعه مي كند و فرد معتاد تحت يك برنامه درماني خاص قرار مي گيرد اين برنامه ممكن است تا زماني كه فرد به بالاترين سطح بهداشتي و احساس خوب بودن برسد ادامه يابد.
براي موفقيت دردرمان بايستي سازمان ها و ارگانهاي مختلف مثل سازمانهاي بهداشتي آموزشي حقوقي رفاه اجتماعي و آموزش شغلي نيز در گير شوند و واضح است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل رواني فرهنگي اجتماعي و خانوادگي آنان نمي تواند موفق باشد .
نكته مهم در درمان اين است كه به فرد معتاد به عنوان يك اسان و يك عضو جامعه كه درحال حاضر نيازمند كمك است نگريسته شود نه مثل يك فرد خاطي مجرم و گناه كار كه مستوجب كيفرو يا دلسوزي است .
از نكات مهم ديگر كه لازم است در درمان اعتياد به آن توجه كرد اينست كه از يك طرف معتاد نسبت به درمان يك نگرش دو گانه اي دارد به ا ين صورت كه علي رغم ميل دائمي براي ترك و تصميم هاي مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز درماني به علت اينكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش هاي جامعه است اكراه دارد و از طرف ديگر معتاد ممكن است با اصرار والدين همسر خواهر يا برادر دوستان معلمان و يا روساي محل كار براي ترك مراجعه كرده باشد .
در اين حالت بايد دقت شود كه احتمال عدم همكاري بيمار يا بروز حالت هاي دفاعي وخصمانه وجود دار بنابرراين مي بينيم كه اولين برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشي مهم در روند درمان ايفا مي كند بعد از پيدايش اين ارتباط واعتماد لازم است كه براي درمان وي نيز تشويق صورت گيرد .
اما چرا بايد يك معتاد رابراي درمان تشويق كرد؟
1-چون مصرف مواد مخدر ايجاد وابستگي جسمي و رواني مي كند و علي رغم ميل دائمي براي ترك تصميم به ترك مشكل است
2-اعتياد باعث از دست دادن حمايتهاي خانوادگي و اجتماعي شده و فردتنها ميشود بنابر اين معتاد نيازمند كمك است
3-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشويق مي كند
4-معتاد معمولا از احتمال بهبودي نااميد و نسبت به درمان بد بين است
5-برخي از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعي ندارند و يا مشكلاتي ناشي از آن را انكار مي كنند
بنابراين لازم است به خاطر داشته باشيم كه يكي از وظايف مهم افراد جامعه تشويق معتادان به درمان است
چگونه مي توان معتادان را به درمان تشويق كرد؟
1-با تشريح خطرات وعواقب مصرف مواد
2-به معتاد اطمينان دهيم كه با مراجعه به مراكز درماني به او كمك مي شود تا با كمترين درد و ناراحتي اعتياد را كنار بگذارد
3-به بيمار اطمينان دهيم در صورت تصميم قطعي موفق به ترك خواهد شد ومثالهايي از افرادي كه موفق به ترك شده اند براي او بياورند
در مواردي كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولي موفق نشده است و احساس نااميدي مي كند به او تذكر دهيد كه بسياري از افراد قبل از موفقيت كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهايتا موفق گرديده اند
4-به معتاد اطمينان دهيم در صورت ترك اعتياد دوستان جديدي پيدا خواهد كرد و خانواده و اطرافيان او را در جمع خود خواهند پذيرفت.
هدف از درمان اعتياد چيست ؟
1- رسيدن به شيوه زندگي بدون مواد
2- كمك به افزايش عملكرد فرددر جنبه هاي مختلف زندگي
3- جلوگيري از پيدايش مجدداعتياد
براي رسيدن به اين اهداف نياز به يك برنامه درمان خاص داريم بطور كلي درمان معتاد شامل دو مرحله است :
- مرحله اول دوره سم زادائي
- مرحله دوم دوره توانبخشي
مرحله اول:
اين مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي وطول مدت اعتياد بطور متوسط 10 تا 15 روز طول مي كشد و با وجوديكه علائم خماري دراين مرحله براي فرد معتاد سخت وبراي ديگر افرادي كه از معتاد مراقبت مي كنند ممكن است ناراحت كنند باشد ولي خوشبختانه خطري از نظر مرگ و ميرندارد .
مرحله دوم:
اين مرحله مهمترين و حساس ترين زمان براي رسيدن به اهداف درماني است كه اگر در مراقبت از معتاد سهل انگاري صورت گيرد درمان بي نتيجه خواهد بود دراين مرحله بيشتر به علل و عواملي كه باعث گرايش فرد به اعتياد مي شود توجه شده و عمدتا از درمان هاي غير داروئي مثل روان درماني فردي ،گروهي، خانواده درماني، مشاوره، كاردرماني و درمانهاي مذهبي و روحاني وحتي ورزش درماني بمنظور استمراردرمان و جلوگيري از باگشت مجدد به اعتياد بهره گرفته مي شود .
روان درماني فردي
در روان فردي معتادين به مواد مخدر مسائل بسيار مهم و سودمندي در نظر گرفته مي شود كه از جمله آنها ايجاد رابطه مثبت با بيمار معتاد از طريق پذيرش بي قيد و شرط او بعنوان يك انسان دردمند و نيازمند آشنا نمودن بيمار با ويژگيهاي شخصيتش از طريق روش هاي روانكاوانه به منظور ايجاد تغيير يا تعديل لازم در آن ويژگي ها تقويت صفات مثبت شخصيتي و تصحيح افكار و اعتقادات افراطي از طريق بحث هاي شناختي آموزش مهارت هاي اجتماعي به منظور توانا ساختن بيمار در برخورد مناسب با موقعيت هاي اجتماعي آموزش مهارتهاي مقابله با استرس وروش هاي مناسب حل مسئله در بحران هاي زندگي و ستفاده بهينه از استعدادها خود مي توان اشاره نمود
دران نوع از روان درماني ملاك بهبودي عبارت است از تغيير در باورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائي لذت اززندگي و ارتباط سالم با ديگران كه همه اين تغييرات از اهميت بسزائي برخوردار است .
خانواده درماني
روان درماني خانواده :باتوجه به اينكه اختلالات رفتاري فرزندان با مشكلات رواني پدرو مادر ارتباط دارد ميتواندر اغلب موارد فرض را بر اين گذاشت كه اختلال رفتاري فرزندان از بافت زندگي خانواده او نشات ميگيرد ناراحتي كودك اغلب نشانه وجود اختلال عصبي در مجموعه خانواده اونيز توجه داشت تحليل هاي رواني حاكي از آن است كه سستي درانجام وظايف سرپرستي از جانب پدرو مادر معمولا پايه غير منطقي داشته واغلب ناشي از اختلال عصبي و بدور از كنترل آنها صورت ميگيرد دراغلب موارد قصد وعمدي در كار نيست بيشتر والدين ميخواهند پدر و مادر هاي خوبي باشند و كاري در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با كمال تعجب آنچه در عمل انجام ميدهند با تصويرايده آلي كه در ذهن خود دارند مطابقت نمي كند براي درمان كودكان بايد به والدين توجه نمود اما فقط با توجيه و آموزش نميتوان طرز تلقي هاي پدر و مادر را اصلاح كرد براي رسيدن به اين مهم بايستي به روشهاي روان درماني اقدام نمود و دراين بين يكي از شاخه هاي مهم روان درماني خانواده درماني است –خانواده درماني به عنوان راهي جديد براي رويا رويي با آن دسته از مشكلات انسان كه قبلا به وسيله يكي از اشكال گوناگون رواندرماني فردي با آن برخورد مي شد شكل گرفت واكنون يك شيوه تازه و ارائه مفهومي جديد از نحوه بوجود آمدن مشكلات است پيش از اين تصورمي شد كه مشكلات مذكور عمدتا نتبجه فرآيندهاي رواني دروني با آسيب شناسي رواني فرد باشند ولذا عقيده برآن بود كه ريشه اغلب مشكلات در تجارب اوايل كودكي است در حالي كه رويكرد خانواداگي براين باور استوار گشته كه اين مشكلات به تعاملات فعلي موجود ميان افراد خانواده و گاهي اوقات ميان افراد و ديگر سيستم هاي اجتماعي مربوط هستند در واقع علت مشكلات افراد درسيستم هاي اجتماعي با وضعيت حال حاضر آنها فهميده مي شود ونه از تاريخچه و شرح حال گذشته آنها خانواده براي حفظ تعادل خود در مقابل تغيير چه در جهت مثبت و چه در جهت منفي مقابله مي كند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دير به خانواده بيايد خانوماده در مقابلش مي ايستد و بالعكس اگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذيرش وي سر به راه شود خانواده فشار خود را براي تداوم نابهنجاري او افزايش مي دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضاي خانواده با يكديگر است از نقطه نظر اين ديدگاه بيماري فرد حتما به رابطه او با همسر و خانواده وي مربوط مي شود.
گروه درماني
روان درماني گروهي يك نوع درمان كاملا پذيرفته شده روانشناختي است كه از تعاملات سازنده بين اعضا و مداخلات يك رهبر آموزش ديده جهت تغيير رفتار غير انطباقي تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضايتي استفاده مي نمايد. طي دهه هاي گذشته تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران رواني توسط گروه درماني مداوا شده اند گروه درماني براي بيماران بستري سرپائي و در خيلي ديگر از موقعيت هاي اجتماعي قابل اجرا مي باشد همچنين بربخي اصول رواندرماني گروهي با موفقيت زيادي در زمينه هاي اقتصادي آموزشي و به صورت گروههاي رويا روي كاربد داشته است.
بسياري از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درماني گروهي در زندگي روزانه ما بسادگي اتفاق مي افتد تدابير درمان كه مهمترين مسئله مورد بحث در روان درماني گروهي است تنها به گروه درماني اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادي كم و بيش وجود دارد بطور عادي ما درزندگي روزمره خود با افراد و گروه هاي مختلفي ارتباط داريم كه اين روابط براي سلامتي ما لازم است البته همه روابط زمينه سلامت بخشي ندارند و حتي بعضي از روابط نيز ناسالم و بيماري زا هستند.
آن دسته از روابط فيمابين افراد كه توام با ريا و تزوير و فخر فروشي باشد و همچنين روابط توام با فشار تحقير روابطي ناسالم و صميمانه رابطه اي است كه از نظر روانشناسي نيازهاي رواني انسان را ارضا مي كند و هر انساني با تمام وجود آنرا طلب مي كند.
روان درماني گروهي چيزي جز ارائه شناخت و تصحيح رفتار بيمار گونه نيست رفتاري كه باعث شده ديگران از فرد فاصله يگيرند واو تنها منزوي گردد شايد يكي ازعلل رشد درمان هاي رواني در جوامع بزرگ و پيشرفته مسئله تنهائي و بي همدمي افراد باشد بنابراين روان درماني گروهي زماني ضرورت پيدا مي كند كه نيازاجتماعي فرد در ارتباط با ديگران برآورده نشده و يا محيط به گونه اي است كه هر چند روابط انساني به حد كافي وجود دارد ولي روابط موجود غلط و ناسالم مي باشد.
دربررسيهاي كلينيكي به عمل آمده ازمعتادين مشخص شده است كه اغلب آنها قبل از اعتياد دچار بيماري افسردگي بوده و درروابط درون فردي و بين فردي داراي مشكل هستند معتادين معمولا با خانواده خود روابط سالمي ندارند. همچنين با گروه هاي طبيعي اجتماعي نيز دچار مشكل هستند بنابر اين پس از طي دوره سم زدايي و ترك جسمي بايستي شركت در جلسات گروه درماني با جديت دنيال شود تا خلاء روابط ناسالمي كه قبلا در گروه هاي طبيعي داشته است برطرف گردد و روابط بين فردي بتدريج بهبود يابد. ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ايجاد شده در گروه علاوه بر بهبودي روابط بين فردي روابط درون فردي معتادان نيز دستخوش تحول گرديده و نگرش هاي فردي نسبت به خود مثبت شده و نهايتا درمان كامل دنبال مي شود.
گروههاي خود يار
معتادان گمنام يك منبع يا يك سازمان غير انتفاعي بين المللي متشكل از معتادان در حال بهبودي است كه به شكل محلي و منطقه اي در بيش از 60 كشور جهان مشغول به فعاليت ميباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از يكديگر ياد ميگيرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگي كنند و به چه طريق از اثراتي كه اعتياد در زندگيشان گذارده است بهبود يابند.
چه كساني اعضاي معتادان گمنام هستند؟
هر كس كه مايل به قطع مصرف ماده مخدر باشد ميتواند به عضويت معتادان گمنام در آيد عضويت دراين انجمن محدود به مصرف كنندگان هيچ نوع ماده مخدر بخصوصي نيست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانوني و غير قانوني الكل هم جز مواد مخدر محسوب ميشودميتواند به عضوميت معتادان گمنام در آيد.
جلسات معتادان گمنام
زير بناي گروه و طرز برخورد اصولي واساسي معتادان گمنام با مسئله بهبودي برپايه ارزش درماني استوار است اعضاي اين انجمن با در ميان گذاشتن تجربيات ونحوه بهبودي خود از اعتياد فعالانه در جلسات شركت ميكنند جلسات معتادان گمنام حالتي غير رسمي دارد و در مكانهايي كه توسط گروهها اجراره شده اند برگزار ميشودرهبري جلسات وانجام بقيه امور آن را اعضاي جلسه بطور نوبتي وم داوطلبانه برعهده ميگيرند كليه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات ديگر از طريق كمك مالي داوطلبانه اعضا و فروش نشريات تامين ميشود هيچ گونه كمك مالي از افراد غير عضو پذيرفته نميشود.
اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زماني همه هفته تشكيل ميشود محل اين جلسات معمولا از ميان مكانها مؤسسات عمومي وعام المنفعه انتخاب ميشود جلسات معمولا دو نوعند:
جلسات علني يا باز و جلسات غير علني يا بسته حضور در جلسات علني براي عموم آزاد است جلسات غير علني فقط با حضور معتادان برگزار ميشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر يك از جلسات با يكديگر تفاوتهاي زيادي دارند در تعدادي از جلسات موضوع خاصي انتخاب ميشود و برخي جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولي هدف جلسات هميشه يكي است و آن بوجودآوردن يك محيط مطمئن و مناسب براي بهبودي فرد ميباشد.
روش كار معتادان گمنام
همياري و كمك معتادان به يكديگر بمنظور بهبودي پايه و اساس كار معتادان گمنان است اعضاي اين انجمن بطورمرتب جهت در ميان گذاشتن تجربيات بهبودي خود گرد هم ميايند و همچنين اعضاي با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته ميشومد شخصا به اعضاي جديدتر كمك ميكنند.
قدمهاي دوازده گانه اصولي ترين برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب اين انجمن ميباشند اين قدمهايكسري دستورالعملهاي شخصي را جهت بهبودي ارائه ميدهد با بكارگيري اين دستورالعملها و تماس نزديك و دائم باساير اعضا در نتيجه معتادان ميآموزندكه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداري كنند و با فراز و نشيبهاي زندگي روبرو شوند.
قدم هاي دوازده گانه
اين قدمها اصولي هستند كه بهبودي را ممكن مي سازند
1- ما اقرار كرديم كه در مقابل اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان آشفته گرديده بود.
2- ما به اين باومر رسيديم كه نيرويي برتر از خودمان مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
3- تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم.
4- ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جسورانه از خود تهيه كرديم .
5- ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .
6- ما كاملا آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شحصيتي ما را برطرف كند.
7- ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.
8- ما فهرستياز تمام كساني كه آزارداده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شديم .
9- ما بطور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت ازاين افراد جبران خسارت نموديم مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران زيان وارد نمايد.
10- ما به تهيه ترازنامه شخصيتي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار نموديم .
11- ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك مي كرديم شديم و دعا كرديم فقط براي آگاهي از اراده او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم.
12- بايك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوريم.
اجتماع درماني
اجتماع درماني بهشكل كنوني آن اولين بار در سال 1958معرفي شد و به سرعت كارآرايي خود را در درمان و توانبخشي معتادان نشان داد.
بازسازي الگوهاي رفتاري مخرب كه در طول زندگي كسب شده است نياز به تغيير دربافت اجتماعي داشته و به همين جهت يك برنامه ساخت يافته و نظارتي قوي جهت درمان مسائل رفتاري هنجاني خانوادگي و عاطفي معتادان را طلب مي كند.
هدف از ايجاد تغييرات كلي در سبكو شيوه زندگي معتادان پرهيز از مصرف مواد مخدر ايجاد صداقت فردي كسب مهارتهاي اجتماعي مفيد حذف عقايد ضد اجتماعي و رفتارهاي غير قانوني است به منظور دستيابي به اين اهداف معتادين بايست مدتي را كه بسته به نوع برنامه درماني مي تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتني بر درمانهاي روانشناختي و اجتماعي زندگي كنند مطي فيزيكي اين اجتماعات بسته به گروههاي تحت درمان مي تواند متغير باشد مثل بيمارستان شهرك هاي كوچك و...
انواع روش هاي اجتماع درماني
""TCاجتماعي طبقاتي است و در آن بيماران باسطوح مختلف نگهداري مي شوند و به وسيله كاركناني (Staff) كه ارزيابي از وضعيت بيمار وهدايت بسوي تغيير رفتار را بعهده دارند اداره مي شوند در بدو ورود هر بيمار در موقعيتي از اين سلسله مراتب قرار مي گيرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پيشرفت درماني و مولد بودن عملي خواهد شد .
اقدام به تصميم گيري ها در مورد وضعيت بيمار ترخيص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان مي باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .
ارزيابي هاي متعدد از برنامه هاي TC نشان ميدهد كه چنين برنامه فشرده و منسجمي براي افرادي كه قبلا در موقعيت هاي نابسامان بهمريخته وبي نظم زندگي كرده و شخصيتشان براين اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهيزاز اعمال خلاف خواهد شد يادگيري به شيوه"TC" بعنوان يك يادگيري اجتماعي حداقل به سه روش صورت مي گيرد:
1-يارگيري از طريق رقابت وعمل
2-يادگيري با استفاده ازفرا گيير بودن شرايط و مشكلات در بين همه اعضا اجتماع
3-يادگيري از طريق بروز دادن عواطف فردي مثل رويا خشم ترس وآرزوها و روياروئي با آنها
كار درماني
كار درماني در اعتياد عبارت است از ارائه انواع فعاليتها و روشهاي درماني بمنظورپيشگيري از اعتياد تسريع روند بهبودي و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعي وسلوك ورفتار دچارمشكل ميگردد و در نتيجه قدرت كاري تمايل به كارحس تشريك مساعي و احساس مسئوليت وي مختل ميشود.
لذا براي اينكه فرد بتواند زندگي سود مندي را در اجتماع از سر بگيرد لازم است سلوك و رفتار وي طبيعي گرددو احساس مسئوليت وحس اجتماعي را باز يابد .
در برنامه هاي كاردرماني سعي در آمادگي فرد براي زندگي عادي و روزمرهروابط سالم اجتماعي و روبرو شدن با واقعيات زندگي وجود دارد همچنين كاردرماني علائق انگيزه هاو تمايلات انساني را پرورش داده علائم وعوارض بيماري را بهبود مي بخشد و فر را برايسازش با الگوهاي موجودوحاكم در زندگي اجتماعي آماده مي نمايد .
در كار درماني افراد با دقت كامل ارزيابي ميشوند كمبودها نواقص و نيازهاي بيماران بطور كامل مشخص ميگردد و براي هر فرد متناسب با مشكلات و نيازهايش ببرنامه هاي مفيد و موثر تنظيم ميگردد.
اين برنامه ها هم ازنقطه نظر فردي و هم گروهي بسوي هدفي معين و مشخص رهبري ميشود هرچند اهداف درماني در مورد افراد مختلف متفاوت است ولي بطور كلي بهتر است برنامه هاي زير در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:
1- سعي در بهبود و پرورش قابليت هاي فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائيهاي او
2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتياد تا آنجائيكه فرد وظايف خود را در مسير واقعيت هاي زندگي و اجتماع ايفا كند.
3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصيت و انگيزه هاي بيمار ضمن فعاليت ه هاي روزمره و را قالب تجارب موفقيت آميز بيمار
4- سعي در پرورش وارتقا سطح پذيرش و اقناع فرد از زندگي عادي بر اساس قابليت هاي او
5- سعي در افزايش قدرت تصميم گيري وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعاليت
6- ايجاد وضعيت هاي كافي و لازم براي استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعي مفيد و مؤثر
7-آموزش و پرورش توانائيهاي فرد براي تفريح بهتروبهره بردن مفيد تر از اوقات فراغت خود.
8- ارشاد و تربيت افراد براي پيدا كردن اعتماد به نفس كافي جهت تامين زندگي مستقل در سطوح واقعيت هاي روابط اجتماعي موجود.
مذهبي درماني
اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شون عبارتند از :
1- اصل پذيرش :
د رمكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خد مي باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش مي باشد و هيچ كس مايوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان پناه به مرجع ذيصلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.
2- اصل حمايت :
اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غيرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسيكه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.
3- اصل بازگشت به اصل خويش :
شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند وجايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان وعزت هميشگي او را در پرتوگرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند وهمچنين سعي خواهدت كرد در غيبت بازگشت به اصل خويش ايجاد كند.
4- اصل تصميم و اراده :
در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمايت مادي ومعنوي وهمچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايدتا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند زيرا اساس مذهب رشد مي باشد.
(قدتبين الرشد من الغي ...)( قسمتي از آيات آيت الكرسي ) لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و بديده احترام به وي نگاه مي كنند بمنظورتقويت اراده نيت و باقي بودن براين بينش راهكاريهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد:
1- حمايت هاي مادي ومعنوي (صله رحم )
2- همنشيني و دلجوئي از وي
3- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي
4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واوليائش
5- اصل مراقبت :
كلكم راع و كلكم كسئول عن رعيته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد صله رحم رسيدگي به خويشاوندان وحقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد لذا يك مسلمان سعي دارد در برابرافراد ناتوان و آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ او نرود و يگر همنوعش را به اين بليه نيز دچار نسازد بنابراين بااو معاشرت دارد حمايت نزديكانش را بطرف او جلب مي كند و پيوسته نگران حال او مي باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.
6-اصل بازسازي شخصيت :
دين ايلام يكي ازادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است اسلام دين توحيدي بي نظيري است چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساسيك نظام يكپارچه و واحد است كه هر عنصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد .
بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحادامت اسلامي بهمراه مي آورد لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن گناهان گذشته را از بين مي برد (قرآن كريم:عمل صالح زشتيها را از بين مي برد)بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق سلامت خود را باز يافته به مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني به خود اجازه كوچكترين جسارت به او نمي دهد زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قايل باشند اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران بويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.
نقش فعاليت هاي بدني در درمان اعتياد
اعتياد در مراحل نسبتا پيشرفته خود سبب مي گردد تا فرد معتاد انساني بي هدف و بدون برنامه شده ساعت هاي خواب و بيداريش نامنظم شود اينكه چه بخورد چه بپوشد ديگر برايش مهم نيست اين موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود اهميتش را ازدست مي دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ريزي وهدفش را تعيين كند زيرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگرداني فكري فرد شده و اين خود عاملي جهت عوداعتياداست فردي كه اعتياد را ترك كرده بايد برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوايل جهت تقويت جسم و يا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ريزي كند در ورزش هاي صبحگاهي شركت كرده و راهپيمائي ساده و يادويدن ملايم داشته باشد و يكي از راههاي اساس جهت مبارزه با كسالت بي حوصلگي در معتادان ورزش كردن وفعاليتهاي بدني هدف دار و يا پرداختن به كار و تفريحات سالم است پس بايد فعاليت هاي بدني را هدف دار نمود و مرتبا تغييرات جسماني كه در حقيقت نشان دهنده بهبودي بيشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده بايد روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفريح در مناطق ييلاقي و خوش آب وهوا همچنين قدم زدن درپارك ها فضاي سبز و باغ ها رفتن به سينماها و نمايشگاها باز ديد ازبستگان و دوستان سبب مي گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعاليتها و تفريحات موجود در آن آشتي كرده و در كنار ديگران بودن به او كمك مي كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طي نموده و رفته رفته به زندگي عادي برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگي وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و اين اولين احساس مثبت در بيماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودي در وي خواهد شد.
يزدفردا "در پايان اميد واريم تمامي انسانها با تمام توان خود در جلوگيري از روي اوردن جوانان به اينگونه مواد كمك نموده و هر فرد به نوبه خود تلاش نمايد تا انشالله جامعه عاري از مواد را داشته باشيم
گرد آورنده: علي ابادي
منبع :اينترنت
يزدفردا