![]()
|
|
![]() ![]() |
| آخرین بروز رسانی : يكشنبه 03 آذر 1387 13:13:00 |
|
|
طنز اداری تا نخوانی ندانی !!
طنز وارده
طنز اداری تا نخوانی ندانی !!! بعدازچندی رییس خوبی برای این اداره پیداکردند. این رییس خوب ساکن یکی ازروستاهای سرسبزآن منطقه بود این رییس خوب فقط بعدازفامیل خوداسم این روستارابدنبال داشت.اسم روستا اشکخوف بود. این اداره داشت کارخودراانجام می داد که رییس خوب یک نفربرای امورحفاظت اداره آورد.برحسب اتفاق فامیل او هم دهقوزاشکخوف بود.بعدازمدتی یکنفر اوردندبرای مسئول سرمایه گزاری به نام موکارفوخوشبختانه این دیگرپسوندروستای رییس خوب را نداشت وبرحسب اتفاق اهل ان روستا هم نبود. تمام اداره درتعجب غرق بودنند.تا حدی که ازشهرهای دیگرغریق نجات فرستادند به اداره مذکورباورنمی کنید از...بپرسید. یا فکرنکنیدمسئول حفاظت پسربرادرراننده رییس خوب است یا این که مسئول حفاظت پسرعمه رییس خوب است یااینکه به اوگفتم مایک بنایی تاریخی داریم به نام ارگ حکومتی که فعلا سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری استان یزددرآن مستقر است.برویم آنجا راببینیم.ودرفکرخودتصورکردم کاشکی اینجا روسیه سفید بود واین بنای زیبای ارگ حکومتی اداره سازخوف میراسخوف ومن برحسب اتفاق پسوند فامیلم اشکخوف یا دوست رییس خوب یامسئول حفاظت بودم.چه حالی می کردم. واقعا درروسیه سفیدچقدربه صله رحم توجه دارند هم صبح دراداره فامیلها ودستان هم رامی بینندهم بعدازکار،خانه هم می روند دراین فکرها بودم که سنگی زیرپایم دررفت وباسررفتم توجوی آب افتادم ! دوستم ازخنده غش کرد !من هم خندیدم البته به بدبختی خودم. پس فردائي يزدفردا نظرات کاربران :
خبر های مرتبط :
|
| RSS | صفحه اول | آرشیو | پیوندها | تماس با ما تعداد بازدید کننده در امروز : 22118 تعداد کل بازدیدکنندگان : 9907858 |
| تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است |