آخرین بروز رسانی : يكشنبه 03 آذر 1387 13:13:00
  




نسخه فابل چاپ ارسال به دوستان  
برادران گفتند !

طنز -----از وبلاگ مشق كوير http://www.mashghekavir.blogfa.com/

10 آذر 1386 - قبل‏ازظهر 07:51                         تعداد باردید : 619                          کد خبر : 8374

چند وقت است که این جمله تکیه کلام خیلی ها شده است. دلیل هر کار شگفتی را که می پرسی ، بجای بیان علت اصلی می فرمایند : " برادران گفتند " ! و مسئله را ختم می کنند.

راستش را بخواهید ،کمی کنجکاو شدم که این برادران کیانند که مرتبا چنین و چنان می فرمایند؟ این بود که مستقیما رفتم سراغ دوستی (که گاهی در چنین مواقع در نوک حمله هاست ) و موضوع را جویا شدم . او هم با صراحت تمام منکر آن شد و فرمود : اگر چه این جمله را از جاهایی شنیده ام، ولی هیچ دخلی به من ندارد . مانده بودم حیران و سرگردان که چه کنم و  چه نکنم ؟ ، تا اینکه روزی سر و کارم به یکی از ادارات نواحی آموزش و پرورش افتاد . در آن سامان دوستی داریم که ذکر جمیلش سالهاست بر سر زبانهاست . هر وقت می خواهد تغییری، تحولی چیزی بشود، قبل از صدور هر حکمی ابتدا او پست ها را به نام افراد می زند و خبر آن را داغ می کند . اتفاقا بسیاری از اوقات هم تیرهایش به هدف اصابت می کند و همان هایی را که او ابلاغ داده است ، سر کار می آورند .این بود که فرصت را غنیمت شمردم و تا جمال مبارکش را دیدم، یخه اش را گرفتم که بلکه او ته و توی مسئله را روشن بکند . اما غریبه نیستید، او هم که ظاهرا از اوضاع و احوال تازه ، دل خوشی نداشت ، سر درد دلهایش را باز کرد که آقا ! چه می گویید ؟ ما هم دیگر کاری دستمان نیست . دیگر کسی برای حکم هایی که صادر می کنیم ارزشی قائل نمی شود . اصلا یک جوری برادران ! گفتند : که چرا حکم می زنیم ! در حالی که خودتان بهتر می دانید که سالهاست ما در این مهم تجربه داریم . حالا معلوم نیست اینها از چه کسانی خط و ربط می گیرند که این تغییر و تحولاتشان اینقدر عجیب و غریب و قمر در عقرب است !! ما که دیگر نمی توانیم در میان مردم سر بلند کنیم ! ! بگدریم، حسابی کلاف اعصابش سر در گم شده بود. به ناچار مقداری دلداریش دادم و گفتم: می خواهی اگر برادران را پیدا کردم ، وصف حال شما را هم بکنم ؟ محکم پاسخ داد : نه ! من از اینکه اینها گوش به فرمان برادران هستند ، ناراحت نیستم . فقط بیم من این است که مبادا این برادران مثل برادران حضرت یوسف ، بی وفایی کنند و برادرشان را به چاه بیاندازند، همین !! این را که گفت یخه اش را رها کردم و دنباله کار خود را گرفتم . فکر کردم که نکند همین تکه نانش هم - خدا نخواسته - آجر شود !!

يزد فردا -- http://www.mashghekavir.blogfa.com/



نظر دهید


خبر های مرتبط :
  نظر دهید
   
نام
ایمیل (ایمیل شما نزد مدیر سایت محفوظ می ماند)
متن

لطفا عددی را که در عکس بالا نوشته شده است را تایپ کنید
(در صورتی که عکسی مشاهده نمی کنید لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر نمایید)
                                    
RSS | صفحه اول  |  آرشیو  |  پیوندها  | تماس با ما
تعداد بازدید کننده در امروز : 28228
تعداد کل بازدیدکنندگان : 9913968
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است