آخرین بروز رسانی : شنبه 02 آذر 1387 13:59:15
  




نسخه فابل چاپ ارسال به دوستان  
ويژگيهاي يك مدير درجامعه اسلامي

همه بخوانند

05 دي 1386 - بعدازظهر 04:06                         تعداد باردید : 448                          کد خبر : 8713

به نام خدا

مديريت نيز مانند ساير امور فردي و اجتماعي داراي اصول و ضوابطي است كه اگر مدير در چارچوب آن اصول حركت كند ، مي‌تواند كشتي سازمان و تشكيلات را به ساحل نجات و مقصد نهايي رهنمون گردد و اگر از آن اصول و ضوابط خارج شود و به شيوه‌ها و روشهاي نامطلوب براي وصول به هدف متوسل گردد ، آفتي مخرب دامنگير سازمان و تشكيلات خواهد شد و در نتيجه انحطاط و اضمحلال سازمان را در پي‌خواهد داشت .
امام علي (ع) در سخن زيبايي اين حقيقت را چنين بيان فرموده است : « سُوءُ التَّدْبير ، سَبَبُ التَّدْمير» . مديريت و رهبري ناصحيح (سوء مديريت) موجب سقوط و نابودي است [1].
مدير آگاه و با كفايت ، همانطور كه به هدف مي‌انديشد ، به سلامت وسايل و روشهايي كه بايد يك مجموعه را به مقصد برساند نيز فكر مي‌كند و مي‌داند كه با شيوه‌هاي آفت گرفته و ابزار ناصحيح هرگز نمي‌توان قله رفيع هدف را تسخير كرد .
در انديشه يك مدير مسلمان ، هدف هيچگاه وسيله را توجيه نمي‌كند لذا براي دستيابي به هدف نمي‌توان از هر روش و ابزاري استفاده كرد و به هر شيوه‌اي متوسل شد و اين مسأله يكي از بارزترين تفاوتهاي مديريت اسلامي با مديريت غربي است . زيرا در مديريت غربي آنچه از اصالت و اهميت برخودار است ، سازمان و اهداف سازماني است (سازمان گرايي) و انسان ، با تمام ارزشها و كرامات خويش در لابلاي چرخهاي سازمان، له مي‌شود و در پاي بت سازمان ، قرباني مي‌گردد. پيامد چنين بينشي جز ظلم و تبعيض و بي‌عدالتي ، چيز ديگري نمي‌تواند باشد و اين آفت بزرگي است كه در عصر فناوري اطلاعات ، گريبانگير مديريت بسياري از سازمانهاي بزرگ گرديده است . در بينش علوي ، درست عكس اين مطلب ديده مي‌شود يعني بجاي اينكه انسان در خدمت سازمان باشد ، سازمان و تشكيلات در خدمت به انسان و رشد و تعالي او نقش دارند . چنانكه امام در مورد ارتش و سپاهيان به مالك اشتر مي‌فرمايد : «سپاهيان ، دژهاي محكم براي رعيت و زينت فرمانروايان و مايه عزت و سربلندي دين و موجب آسايش و امنيت راهها هستند» [2].
همچنين امام ، هدف از تشكيلات ماليه و گرفتن خراج و ماليات را آباداني شهرها و رفاه مردم مي‌داند و خطاب به مالك مي‌فرمايد : «اي مالك ، تو بايد در آباداني شهرها بيش از جمع‌آوري خراج تلاش كني كه خراج جز با آباداني فراهم نمي‌گردد و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آباداني شهرها و مزارع به دست آورد ، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود ساخته است و حكومتش جز اندك مدتي دوام نياورد» [3].

آفت ديگر مديريت ، تحكم ، زورگويي و اجبار زيردستان به انجام كار مي‌باشد . به تجربه ثابت شده است كه هيچ مديري ، نتوانسته از طريق اعمال قدرت و زور ، در پيشرفت كارها به موفقيت و كيفيت مطلوب نائل آيد . هر چند كه در مواردي ، توسل به زور و قدرت در كوتاه مدت ، كارساز بوده و ظاهراً كارها را به پيش برده است ولي عواقب و پي‌آمدهاي روحي و رواني آن در دراز مدت ، صدمات و لطمات جبران ناپذيري به كيفيت كار و نيروهاي انجام دهنده كار ، وارد ساخته است و نهايتاً سازمان را با مشكل مواجه ساخته است .
مديري كه سعي دارد با توسل به زور ، ارعاب و تهديد ، زيردستانش را به انجام كار مجبور نمايد ، بايد بداند كه نتيجه مطلوب را نخواهد گرفت و اگر لحظه‌اي نظارت دقيق او قطع گردد، كارها رها شده و كاركنان به سستي و فرار از كار و مسئوليت روي مي‌آورند.
امام علي(ع) در اين‌باره مي‌فرمايد :«از تحكم و زورگويي بر بندگان خدا بپرهيز، زيرا خداوند هر زورگو و گردنكشي را درهم مي‌شكند» [4].
مدير شايسته و با كفايت تنها از قدرت شخصي و آمريت خويش استفاده نمي‌كند بلكه مي‌كوشد تا شيوه‌هاي مناسبي را اعمال نمايد و از درون ، دلهاي همكاران خود را تسخير كند و براي اين كار بيشتر بر مايه‌هاي فطري و باطني افراد تكيه مي‌نمايد و بر جاذبه‌هاي شخصيتي خويش مي‌افزايد و خود ، در انجام امور پيشقدم شده ، اسوه و الگوي زيردستان قرار مي‌گيرد زيرا مي‌داند كه برخوردهاي متجبّرانه و با تحكّم ، دل را مي‌ميراند و روح را افسرده مي‌كند و شيرازه وحدت و صميميت سازمان را از هم مي‌پاشد .
امام علي (ع) مي‌فرمايد : «هر گاه دل، از روي اجبار و اكراه به انجام كاري وادار شود ، كور مي‌گردد» [5].
همچنين آن روز كه امام ، مسند مديريت سرزمين پهناور مصر را به دست مالك مي‌سپارد، اين نكته را صريحاً به او گوشزد نموده و مي‌فرمايد : « نبايد بگويي من مأمورم و معذور ، فرمان مي‌دهم ، پس بايد اطاعت كنيد . اين شيوه مغرورانه باعث مي‌شود كه دل ، فاسد، دين ، بي‌حرمت و نعمت ، زايل گردد» [6].
امام همچنين استبداد و برخوردهاي مستبدانه و تحكّم‌آميز را مذموم مي‌شمارد و به مالك مي‌فرمايد : «مبادا در منصب مديريت برخوردهاي تو مانند جانور درنده‌اي باشد كه فرصت خوردن آنها را غنيمت بشماري» [7].
آري در بينش اسلامي، مدير هرگز مديريت رابراي حاكميت و سلطه‌گري خويش نمي‌خواهد وخود را خادم‌خلق مي‌داند نه مخدوم آنان.

آفت ديگر مديريت ، «عجب و خودپسندي» است . منشأ «عجب و خودپسندي» معمولاً جهل و ناداني است و چون انسان خودپسند به فقر ذاتي و نيازمنديهاي فراوان خويش واقف نيست ، گفتار و كردار خود را بزرگ مي‌شمارد و به وادي وحشتناك خودپسندي كشيده مي‌شود . امام علي (ع) مي‌فرمايد : « خود پسندي انسان ، نشانه كم‌خردي اوست» [8].
خودپسندي مانع درست انديشيدن و تفكر خلاق است و مديري كه عقل و انديشه خود را قرباني اين خصلت پليد نمايد ، مديريت خويش را به آفتي مبتلا ساخته كه سرانجامي جز شكست و ناكامي نخواهد داشت .
امام علي (ع) در بيان زيبايي ، صريحاً به آفت بودن خودپسندي براي مديريت و رياست اذعان داشته و مي‌فرمايد :«آفت مديريت ، به خود باليدن (خودپسندي) است» [9].
خصلت ويرانگر خودپسندي ، پي‌آمدهاي ناگواري را براي مديريت و سازمان درپي خواهد داشت ، يكي از آن پيامدهاي ناگوار ، تملق‌گويي و چاپلوسي اطرافيان است . مدير خودپسند بايد عطش دروني خود را به هر طريق ممكن فرونشاند و از اين فضاي ‌آماده، متملّقان بيشترين سود را خواهند برد لذا در حوزه مسئوليت چنين مديراني ، امتيازات براي كساني خواهد بود كه مدير را در ارضاي خواسته‌هاي خودپسندانه‌اش بيشتر ياري رسانند .
امام علي (ع) در ضمن سفارشات خود به مالك اشتر مي‌فرمايد : « و بپرهيز از خودپسندي و از تكيه نمودن به آنچه كه تو را به خودپسندي سوق مي‌دهد و نيز بپرهيز از اين كه دوست بداري ستايش مردم را ، زيرا بهترين فرصتها براي شيطان اين حالت است تا نيكي نيكوكاران را بوسيله خودپسندي از بين ببرد » [10].
يكي ديگر از عوارض سوء خودپسندي اين است كه قدرت پذيرش انتقاد را از انسان سلب مي‌كند . مدير خودپسند هرگز تحمل پذيرش انتقاد را ندارد زيرا انتقاد را نشانه ضعف خويش و كامل نبودن وضع موجود مي‌داند و طبيعي است كه اين امر با تمايلات خودپسندانه او مطابقتي ندارد .

امام علي (ع) در اين باره به كارگزار خويش ، مالك اشتر توصيه مي‌نمايد :«درشتي و سخنان ناهموار مردم را برخود همواركن و تنگ‌خويي و خود بزرگ بيني را از خود دور ساز تا خدا درهاي رحمت خود را به روي تو بگشايد و تو را پاداش اطاعت ببخشايد» [11].

يكي ديگر از آفات مديريت ، « دوري و جدايي از مردم يا زيردستان» است . براي برخي از مديران ، مسند مديريت به منزله حصاري است كه بين آنان و زيردستان كشيده مي‌شود و بجاي حلقه‌هاي ارتباط و اتصال ، حفره‌هاي عميق و وحشتناكي در ميان مديريت و كاركنان به وجود مي‌آيد .
اصولاً ارتباطات سازماني بين مدير و كاركنان يكي از بهترين راهها و منابع كسب اطلاعات و كشف دشواريهاي سازمان مي‌باشد و به مدير اين امكان را مي‌دهد كه با شناخت بهتري نسبت به وضع موجود ، درباره آينده سازمان و رسيدن به وضع مطلوب برنامه ريزي و تصميم‌گيري نمايد .
مديري كه از كاركنان و زيردستانش دور باشد و تنها توسط معاونين و مشاورين از اخبار سازماني مطلع گردد، نمي‌تواند تصميمات مؤثر، به موقع و كاربردي اتخاذ نمايد و از مشكلات و نارساييهاي كار خويش آگاه گردد زيرا اخبار معاونين و مشاورين ، كمتر بيانگر نارساييها و نقاط ضعف مديريت وي مي‌باشد و بيشتر بر موفقيتها و كاميابيهاي سازماني تكيه و تأكيد دارد . همچنين اطلاع از نحوه كاركرد گروههاي غيررسمي و ارتباطات آنها با يكديگر و هدايت آنها در جهت اهداف سازماني تنها در صورت نزديكي و پيوند با آنان قابل حصول است.
مطالعه سيره و منش امام علي (ع) به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه امام در تمام احوال و شئون زندگي ، در بين مردم و در كنار آنان بوده و با پايين نگه داشتن سطح زندگي اقتصادي خويش ، شركت در غمها و شاديهاي آنان ابراز نموده است [12]. ايشان همچنين به واليان و كارگزاران خويش نيز در اين مورد ، بسيار توصيه و سفارش فرموده ، چنانچه در نامه‌اي به «قثّم بن عباس» ، والي حجاز مي‌نويسد : « هر صبح و عصر براي رسيدگي به امور مردم بنشين و پرسشهاي آنان را خود ، شخصاً جوابگو باش و با اين كار نادان را آگاه كن و با آگاه مذاكره بنما و جز زبانت ، واسطه‌اي و به غير از چهره‌ات ، حاجبي بين خود و مردم قرار مده » [13].
همچنين امام در منشور مديريتي خويش ، خطاب به مالك مي‌فرمايد : «اي مالك ،‌مبادا در تماس خود با مردم ، مديريت ، برايت حجابي گردد و بيش از اندازه ، خويش را از آنان پنهان بداري ، زيرا فاصله و دوري مديران جامعه از مردم ، نوعي نامهرباني و بي‌اطلاعي نسبت به مديريت است و چهره پنهان داشتن مديران در حجاب مديريت ، آنها را از امور دور نگه مي‌دارد و در نتيجه ، بينش و برداشت را از كارها آن چنان تغيير مي‌دهد كه بزرگ در نظر آنان كوچك و كوچك ، بزرگ و كار نيك ، زشت و كار زشت ، نيك جلوه مي‌كند و بالاخره حق و باطل به يكديگر آميخته مي‌گردد» [14]


1- دستيابي به هدف با هر وسيله : ۲- تحكم و زورگويي : ۳- عُجب و خودپسندي : ۴- دوري از مردم : 1) غرر الحكم – باب تدبير – ص 198 . ۲) نهج البلاغه – نامه 53 . ۳) همان منبع . ۴) غرر الحكم – ص 153 . ۶) نهج البلاغه – نامه 53 . ۷) همان منبع . ۸) اصول كافي – ج 1 – ص 51 . ۹) غرر الحكم – ص 527 . ۱۰) نهج البلاغه – نامه 53 . ۱۱) همان منبع . ۱۲) نگرشي بر مديريت اسلامي – ص 249 . ۵) نهج البلاغه – حكمت 184 . ۱۳) نهج البلاغه – نامه 67 .
یزد فردا - مقاله وارده



نظرات کاربران :

نام : حسین
چند بار خوندم .
حضرت علی (ع) دقیقا مشخصات مدیران ما را ذکر کردن. ماشاالله یکی از یکی مدیرتر. چیه ؟خنده داره ؟!!!
نظر دهید
  نظر دهید
   
نام
ایمیل (ایمیل شما نزد مدیر سایت محفوظ می ماند)
متن

لطفا عددی را که در عکس بالا نوشته شده است را تایپ کنید
(در صورتی که عکسی مشاهده نمی کنید لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر نمایید)
                                    
RSS | صفحه اول  |  آرشیو  |  پیوندها  | تماس با ما
تعداد بازدید کننده در امروز : 29631
تعداد کل بازدیدکنندگان : 9858769
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است