زمان : 29 فروردین 1394 - 16:39
شناسه : 103221
بازدید : 7332
خاطره ای از نماز اول وقت ویاد خدا خاطره ای از نماز اول وقت ویاد خدا

ساعت 17 تمامی مامورین طبق روال هر روزكه آماده می شدند تا به گشت بروند همگی سوار بر خودرو وانت شدند و با توكل بر خداوند از یگان بیرون رفتند و ضمن استقرار در بیابان تا ساعت 24 همان روز ماندند .

هوا هم روبه سرد شدن رفت تا موقعی كه نزدیك به اذان صبح بود همگی در كیسه خواب با تنی لرزان می گفتند بیا برویم لااقل یگان نمازمان را بخوانیم هوا خیلی سرد است كه دوباره سراكیپ گفت نه ! نماز را میخوانیم ومی رویم شاید در طول مسیر اتفاقی افتاد ونمازمان قضا شد.

همگی با قمقمه آب سردی كه به همراه داشتند در آن هوای سرد وضو گرفتند و اقامه نماز نمودند هنوز آفتاب نزده بود كه بچه ها در عقب وانت سوار شدند و به سمت یگان حركت كردیم .

در نزدیكی یگان در یكی از پاركینگ ها خودروی مزدای دوكابینی را مشاهده کردیم كه دو نفر درداخل خودرو نشسته اند از آنها که عبور كردیم خودروی مزدا خلاف جهت دور زد وبه یك مسیر فرعی رفت.

در این باره مامورین خودرو را تعقیب وبه یك مسیر بن بست رسید و در این حال خودروی متهمان چون مسیر را مسدود دید دور زد ودر مقابل مامورین قرار گرفت به خودروی مامورین زد و فرار كرد.

خودرو دچار نقص شده بود و خاموش شد كه چند بار سراكیپ صدا زد خودرو را روشن كن و بیا ولی خودرو دچار عیب شده بود وروشن نمی شد.

 یه دفعه دیدم سراكیپ با صدای بلند یا ابوالفضل (ع) سوار برخودرو شد واستارت كه زد خودرو به صورت معجزه آسا روشن شد.

خودرو اشرارفرار کرد تا اینكه در روبروی مسجد قمر بنی هاشم (ع) تعادلش بهم خورد و واژگون شد كه سریعا مامورین در محل رسیدند ومشاهده كردند خودرو حامل مواد مخدر است و دو نفر كه در داخل خودرو بودند صدا می زدند كه ما را بیرون بیارید.

آنها را بیرون كشیدیم وجانشون را نجات دادیم ؛ خودرو حامل 1084كیلوگرم مواد مخدر از نوع تریاك بود.

حال نتیجه می گیریم كه همیشه انسان بایستی با توكل بر خدا كاری رو انجام بده و از یاد خدا وائمه اطهار كمك بگیرد واین نماز اول وقت بود كه توانست به ما کمک کند.

با خدا باش وپادشاهی كن                                         بی خدا باش و هر چه خواهی كن

تهیه وتدوین :‌ستوان اكبر زینلی ( دسته رزمی شهید شاهدی مهریز)