زمان : 12 Khordad 1395 - 22:40
شناسه : 122711
بازدید : 33672
برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده «ستایش قریشی»/بررسی روند قتل دختر شش ساله افغان از ابتدا تا حالا(تصاویر قاتل و مقتول) سرنوشت قربانیان بیجه ١٠‌سال بعد برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده «ستایش قریشی»/بررسی روند قتل دختر شش ساله افغان از ابتدا تا حالا(تصاویر قاتل و مقتول)
یزدفردا"اولین جلسه رسیدگی به پرونده «ستایش قریشی» در شعبه هفت دادگاه کیفری یک استان تهران به صورت غیرعلنی برگزار شد.

غلامحسین اسماعیلی در گفت‌وگو با ایسنا خاطرنشان کرد: امروز جلسه مقدماتی رسیدگی به این پرونده با حضور اولیای‌دم برگزار شد.

وی ادامه داد: این پرونده دارای دو بخش است که بخش اول مربوط به عمل منافی عفت و بخش دوم مربوط به قتل است که در بخش اول باید تحقیقات مقدماتی توسط دادگاه به پایان برسد.

اسماعیلی خاطرنشان کرد: جلسه امروز به ریاست قاضی خازنی به صورت غیرعلنی برگزار شد. این جلسه در رابطه با بخش دوم پرونده که موضوع قتل بود، برگزار شد.

وی گفت:‌ دومین جلسه رسیدگی به این پرونده هفته آینده برگزار خواهد شد. 

سرنوشت قربانیان بیجه ١٠‌سال بعد
 

فعالان اجتماعی، مددکاران و همه آنهایی که حقوق زنان و کودکان جزو اولویت‌هایشان است، روز گذشته در نشست بررسی کودک‌آزاری در مناطق حاشیه جمع شدند و به بهانه قتل ستایش قریشی و آزار و اذیت اعظم و دخترانش، از آسیب‌های اجتماعی گفتند که هر‌ سال اضافه می‌شود اما نمی‌توان جلویش را گرفت؛ نشستی که در باشگاه هواداران جمعیت امام علی(ع) برگزار شد.

 امیر محمود حریرچی، استاد دانشگاه و مددکار اجتماعی یکی از سخنران‌ها بود. او با انتقاد از برخی قوانین در ارتباط با خانواده، زن و کودک گفت: «متاسفانه برخی قوانین کشور در حوزه خانواده، زن و کودک قوانینی هستند که برای فرد آسیب‌رسان و مجرم پناهگاه درست کرده‌اند. در قوانین ما به نام تربیت، مالکیت را برای مرد سرپرست خانوار قایل می‌شوند و برخی مردان به سبب این مالکیت همه کاری می‌کنند؛ این در حالی است که در جوامع امروزی نمی‌توان این پیش‌فرض را پذیرفت.»

 به گزارش ایسنا، حریرچی در ادامه با بیان این‌که هر سال ١٥‌درصد آسیب‌های اجتماعی در کشور افزایش پیدا می‌کند، ادامه داد: «ما نمی‌دانیم برای کاهش این آسیب‌ها چه باید بکنیم، سمن‌ها و « NGO»ها نقش بسیار زیادی در کاهش آسیب‌های اجتماعی دارند؛ اما متاسفانه در حال حاضر جامعه دانشگاهی در کنار سمن‌ها تبدیل به ویترین و دکور شده‌اند.» او حرف‌های دیگری هم زد:  «سمن‌ها کف خیابان و در بطن جامعه‌اند و به‌حق از گروه‌های آسیب‌پذیر و محروم جامعه نمایندگی می‌کنند؛ جامعه دانشگاهی نیز اگر تعهدی را در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی احساس کند در صورت شناخت درست جامعه می‌تواند در کنار سمن‌ها واقعیت‌های تلخ جامعه را به مردم و سیاستمداران نشان دهد.»

حریرچی در ادامه به توقف چند ساله «قانون جامع حمایت از حقوق کودکان» در مجلس شورای اسلامی اشاره کرد: « قانون جامع حمایت از حقوق کودکان سال‌هاست که در مجلس در حال خاک خوردن است؛ چرا که در آن کودک‌آزاری جرم تلقی شده، این در حالی است که برخی از نمایندگان معتقدند این مسأله مغایر حقوق پدری است.» او در ادامه به حادثه «ستایش» دختر شش ساله افغان اشاره کرد: «عامل این جنایت کودکی ١٧ ساله است که خود نیز قربانی است؛ زیرا افراد زیر ١٨‌ سال حتی اگر به لحاظ جسمی به بلوغ رسیده باشند اما به لحاظ عقلانی کودک بوده و نیازمند قوانین و توجهات خاص هستند.»

به گفته این استاد دانشگاه، زمانی که فردی در زیر ١٨ سالگی مرتکب بزه می‌شود، براساس قوانین حقوق بشری کودک به شمار می‌رود و نیاز است با حمایت مددکاران اجتماعی به‌عنوان مدافع آنها، مورد بررسی‌های قضائی ویژه قرار گیرد. حریرچی در ادامه به چرایی ارتکاب این کودک ١٧ ساله به این جنایت اشاره کرد: «این کودک در جامعه‌ای زندگی می‌کند که از لحاظ جنسی محروم است و به‌گونه‌ای او هم دچار شکل دیگری از آزار جنسی شده است.» به گفته او بیشتر افرادی که به آزار و اذیت جنسی اقدام می‌کنند، خودشان در کودکی قربانی تجاوزهای جنسی بوده‌اند. این استاد دانشگاه در ادامه به ماجرای تلخ  «اعظم و دخترانش» در مشهد اشاره کرد که توسط همسر شیشه‌ای خود مورد آزار و اذیت‌ قرار می‌گرفتند: «اعظم و دو دختر کوچک او هم که در حاشیه شهر بزرگ مشهد زندگی می‌کردند، به علت توهم خیانت این فرد که ناشی از مصرف مواد صنعتی بوده است، قربانی مواد مخدر صنعتی شدند.» 

حریرچی درباره روند قضائی پرونده اعظم هم توضیح‌هایی داد: «همسر این زن براساس حکم دادگاه کیفری با وثیقه ٢٠‌میلیون تومانی به شرط موافقت قاضی پرونده می‌تواند آزاد شود؛ اما سوال ما این است که چرا همسر جنایتکار این زن باید در دادگاه کیفری مورد محاکمه قرار گیرد؛ چرا پرونده این فرد در دادگاه جنایی بررسی نشده و آیا دادگاه نمی‌داند که در صورت آزادی این فرد امنیت از این زن و دو کودک آن سلب می‌شود؛ در چنین شرایطی این سوال برای ما پیش می‌آید که آیا نباید قوانین حامی این فرد آسیب‌دیده باشد؟»

وقوع ٨‌هزار کودک‌آزاری در‌ سال گذشته
این استاد دانشگاه در ادامه ریشه تمامی کودک‌آزاری‌ها و آزارهای جنسی، خانگی و غیره که عمق گسترده‌ای دارند را در مصرف مواد مخدر صنعتی دانست: «تنها در ‌سال گذشته ٨‌هزار کودک‌آزاری در کشور گزارش شده‌ است؛ این در حالی است که اینها تنها مواردی هستند که سر از بیمارستان و پزشکی قانونی درآورده و آنها موظف به ارایه گزارش‌ این موارد بوده‌اند با  وجود اين برخی از پزشکان نیز به علت حاشیه‌های بعدی از گزارش این موارد خودداری می‌کنند.» این مددکار اجتماعی به وجود ١٢‌میلیون حاشیه‌نشین در کشور اشاره کرد: «این میزان حاشیه‌نشین به این معناست که ١٢‌میلیون ایرانی از هر گونه امکاناتی محروم هستند. آنها افرادی هستند که از گذشته خود بریده و به سمت آینده‌ای سیاه می‌روند، ترک خانه و کاشانه کرده و پناهجویانی هستند که با امید به حاشیه شهرها مهاجرت کرده و در مقابلشان فقط تاریکی است.» به گفته او در مناطق حاشیه‌نشین فقر بیداد می‌کند.

ایران از میان ١٥٠ کشور رتبه ١١٧ را در شادی و نشاط دارد
این استاد دانشگاه با تأکید بر لزوم تزریق شادی در جامعه عنوان کرد: «ایران در میان حدود ١٥٠ کشور دنیا رتبه ١١٧ را درخصوص شادی و نشاط دارد و این آمار نشان‌دهنده آن است که نیاز است در جهت افزایش شادی و بهبود وضع خود اقدام کنیم.» او در ادامه بر تصویب قانون «حقوق شهروندی» در کشور تأکید کرد: «تا زمانی که قانون حقوق شهروندی در کشور به تصویب نرسد، وضع ما همین‌طور خواهد ماند.» به گفته او، توان ارایه اقدامات حمایتی در کشور حداقلی است و افراد آسیب‌دیده به‌شدت نیازمند دریافت خدمات مشاوره‌ای هستند؛ در حالی‌که این توان و تخصص در کشور وجود ندارد:  «تمام این مسائل ناشی از آن است که حقوق شهروندی در کشور ارزش ندارد و به همین دلیل به دنبال تصویب آن به‌عنوان یک قانون مستقل نیز نیستند؛ زیرا در صورت تصویب تکالیف زیادی را برای مسئولان همراه خواهد داشت.» حریرچی در ادامه بر لزوم فعالیت‌های پژوهشی « NGO»ها با ارایه مصادیق واقعی و غیرقابل انکار تأکید کرد و افزود: «باید بدانیم که اگر قرار باشد حقی در جامعه از بین برود، بیش از همه به زنان، کودکان و سالمندان ضربه وارد می‌شود به همین دلیل «NGO »ها در راستای تصویب قانون شهروندی نقش اصلی را دارند و نیاز است با ارایه مصادیق واقعی و غیرقابل انکار همچون اعظم‌ها و... در جهت احقاق حقوق این قشر در جامعه اقدام کنند.»

لیلا ارشد، مددکار اجتماعی سخنران بعدی این نشست بود. او بر نبود قوانین پیشگیرانه و حمایتی در کشور تأکید کرد و گفت:زمانی که جای قوانین پیشگیرانه و حمایتی در کشور خالی باشد، چنین نابهنجاری‌هایی در کشور رخ می‌دهد. برای مثال در بیشتر مواقع پلیس به مددکار اجتماعی اجازه مداخله در امور را نمی‌دهد و زمانی که مددکاران به پلیس گزارش کودک‌آزاری و غیره را می‌دهند، آنها اعلام می‌کنند که اگر این گزارش در حین حادثه نباشد، نمی‌توانند مداخله کنند.»

قوانین در کشور ما عقب‌تر از جامعه‌اند
ارشد ادامه داد: «مددکاران اورژانس اجتماعی کشور (خط ١٢٣) نمی‌توانند بدون اجازه وارد منزل افراد شوند و پلیس هم بدون حکم اجازه مداخله ندارد. این در حالی است که این سوال برای ما پیش می‌آید که چه کسی موظف به رسیدگی موارد کودک‌آزاری و ... است؟» ارشد در ادامه حرف‌هایش گفت: «افرادی که در حاشیه شهرها زندگی می‌کنند، علاوه بر مشکلات اجتماعی و اقتصادی تجربه طرد را داشته و همچنین از تمامی تعلقات هویتی و فرهنگی خود نیز فاصله گرفته‌اند؛ تحقیر را نیز به‌طور دایم تجربه می‌کنند و در چنین شرایطی انتظار داریم چه بلایی بر سر آنها بیاید؟» به گفته او، قوانین در جامعه همواره باید چند قدم جلوتر از جامعه و مشکلات آن باشند این در حالی است که قوانین در کشور ما عقب‌تر از جامعه‌اند.ارشد در ادامه با بیان این‌که چهار سال است که «قانون حمایت از خانواده و کودک» در مجلس شورای اسلامی در انتظار تصویب است و سه‌ سال نیز در دولت احمدی‌نژاد ارزیابی شد، گفت: «در این هفت‌ سال هزاران زن و کودک قربانی شدند. باید بدانیم چه کسی قرار است تاوان قربانی شدن این افراد را بدهد و در اینجا قانون چه کارایی دارد؟»

تعداد کودکان زیاد است اما هنوز شورایعالی کودک نداریم
ارشد در ادامه به نبود «شورایعالی کودک» در کشور نیز اشاره کرد و گفت: «ایران جزو کشورهایی است که تعداد کودکان زیر ١٨‌سال آن بسیار زیاد است؛ اما هنوز در کشور شورایعالی کودک نداریم و هنوز جوانانمان شیوه‌ فرزندپروری یا همسرداری را نمی‌آموزند.»

ارشد خواستار تشکیل «بانک اطلاعاتی» درخصوص کودک‌آزاری در کشور شد: «در حال حاضر هیچ بانک اطلاعاتی درخصوص کودک‌آزاری در کشور وجود ندارد؛ این در حالی است که مسئولان معتقدند این بانک اطلاعاتی در کشور وجود دارد؛ اما امکان ندارد چنین مرکز و نهادی در کشور باشد و فعالان حوزه اجتماعی از آن بی‌اطلاع باشند.»

جزییاتی از زندگی قربانیان «بیجه»
در ادامه این نشست مسعود بابایی، فعال اجتماعی و از اعضای داوطلب جمعیت امام علی(ع) به ارایه مشاهدات خود در مناطق حاشیه‌نشین ازجمله پاکدشت پرداخت و گفت: «در حال حاضر جمعیت امام علی(ع) در پاکدشت فعال است و خانواده‌های آسیب‌دیده زیادی را در آن منطقه مشاهده می‌کند، این در حالی است که بارها این مسائل را به پلیس اطلاع می‌دهیم و آنها مدعی‌اند که در این منطقه این موارد زیاد است و بنا به علل مختلف حاضر به مداخله نمی‌شوند و با صراحت از مداخله در این موارد امتناع می‌کنند. گویی این مسائل برای آنها حل شده است.» این فعال اجتماعی ادامه داد: «با این وجود چنانچه فرد را دستگیر کنند، نیز مدعی می‌شوند که باید چهار شاهد که فرد را در هنگام ارتکاب جرم دیده‌اند، بیاورید تا بتوان پرونده بازپرسی را تکمیل كرد و به دادگاه ارجاع داد و بدین ترتیب نمی‌توان مسائل را به‌طور جدی پیگیری کرد.»

او به نبود امکانات در مناطق محروم اشاره کرد: « در١٠ کیلومتری تهران و در شهر پاکدشت آب آشامیدنی وجود ندارد و این منطقه تنها یک بیمارستان دارد که آن نیز کاملا محروم بوده و علاوه بر آن از لحاظ آموزشی، بهداشتی و امنیتی نیز کاملا منطقه محرومی است و هیچ زیرساختی ندارد. در چنین شرایطی در این منطقه با این همه معضل فقط جمعیت امام علی(ع) در حال فعالیت است. علاوه بر منطقه پاکدشت، مناطق قرچک، ورامین و یا باقرآباد تهران هم مشکلات زیادی  دارند.»  

بابایی در ادامه جزییاتی از وضع خانواده‌های قربانی جنایت‌های بیجه را تشریح کرد: «در حال حاضر در پاکدشت دو خانواده قربانی جنایت‌های بیجه را تحت حمایت داریم که بعد از گذشت بیش از یک دهه همچنان آسیب در میان آنها غوغا می‌کند. برای مثال یکی از این خانواده‌ها دارای سه کودک بودند که یکی از فرزندان آنها قربانی بیجه شد و هنوز هم با گذشت بیش از یک دهه دو کودک دیگر این خانواده که در حال حاضر ١٩ و ١٥ ساله هستند به خاطر ترس از آن جنایت جرأت بیرون آمدن از خانه را ندارند و زمانی که با تلاش بسیار زیاد وارد خانه آنها شدیم با حجم زیادی از زباله‌ها روبه‌رو شدیم که در تمام این سال‌ها از خانه خارج نشده بود.»

 او ادامه داد: «روح مردگی هنوز هم در خانواده این قربانیان زنده است آنها ناراحتی اعصاب دارند و هیچ‌کس بعد از اعدام بیجه به فکر حمایت‌های مددکاری از این خانواده‌ها نیفتاده و قطعا خانواده ستایش نیز تا سال‌های ‌سال نمی‌توانند روی پای خود بایستند، با این وجود ما این جنایت‌ها را به راحتی پس از تمام شدن موج آنها فراموش خواهیم کرد.»
پدر ستایش: خواسته ما "قصاص" است
 
پدر ستایش، دختر شش ساله افغان که به دست پسر نوجوان همسایه‌اش مورد تعرض قرار گرفت و به قتل رسید، خواستار قصاص متهم شد.
 
به گزارش روزنامه اعتماد، او این درخواست خود را همزمان با تعیین یکی از مشهورترین قضات سابق پایتخت به عنوان وکیل تسخیری خانواده‌اش اعلام کرده است. 
 
آقای قریشی به آنا گفته است: «ما خواهان قصاص هستیم و تا به حال خانواده امیر (متهم) برای گرفتن رضایت اقدامی نکرده‌اند. » همزمان نورالله عزیز محمدی، وکیل تسخیری اولیای دم نیز از مطالعه پرونده در روز دوشنبه خبرداد. قرار است ظرف ٢ ماه آینده جلسه دادگاه برگزار شود.

قاضی پرونده ستایش مشخص شد
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
پرونده متهم به قتل ستایش دختر بچه ۶ ساله به شعبه هفت دادگاه کیفری رفت.

به گزارش فارس؛ قاضی خازنی قاضی شعبه هفتم دادگاه کیفری شماره یک به پرونده نوجوان متهم به قتل ستایش رسیدگی خواهد کرد.

قاضی خازنی هنوز زمان رسیدگی به این پرونده را مشخص نکرده است.

اتهام نوجوان 16.5 ساله قتل عمد بوده است که با توجه به تکمیل دادسرا و صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری آمده است.

متهم به قتل ستایش در هیچ یک از مراحل بازجویی اتهامات خود را انکار نکرده و اعتراف داشته است.

ستایش دختر بچه 6 ساله افغانستانی بود که در شهرستان ورامین به قتل رسید.
پرونده «ستایش» به دادگاه کیفری رفت
۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵  
دادستان عمومی و انقلاب ورامین از ارجاع پرونده «ستایش» به دادگاه کیفری یک استان تهران خبر داد.

ابوالقاسم مرادطلب در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این مطلب، اظهار کرد: پرونده را امروز (شنبه) به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال کردیم.

وی درباره اینکه آیا پرونده «ستایش» در شعبه ویژه جرایم اطفال و نوجوانان دادگاه کیفری یک استان

تهران رسیدگی می‌شود؟ گفت: این موضوع بستگی به تصمیم رییس دادگاه کیفری یک استان تهران دارد.

غلامحسین اسماعیلی رییس کل دادگستری استان تهران روز گذشته (جمعه) در حاشیه مراسم ختم والده رییس سازمان زندان‌های کشور گفت: به لحاظ اینکه سن متهم کمتر از 18 سال است پرونده «ستایش» به شعبه ویژه جرایم اطفال و نوجوانان دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و در آنجا رسیدگی می‌شود.

21 فروردین ماه پسری ۱۷ ساله در ورامین، دختر شش ساله افغانی را به قتل رساند. 
 
کیفرخواست قاتل ستایش صادر شد
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
دادستان ورامین از صدور کیفرخواست متهم به قتل قاتل ستایش قریشی خبر داد.

«مرادطلب» دادستان عمومی و انقلاب ورامین در گفت‌وگو با میزان، از صدور کیفرخواست متهم به قتل قاتل ستایش قریشی خبر داد.

وی ادامه داد: با صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال می‌شود.

دادستان ورامین چندی پیش در گفت‌وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، از ارسال نظریه پزشکی قانونی در رابطه با پرونده قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین خبر داد و گفت: مددکاران اجتماعی نیز پرونده را بررسی و نظریه مددکاری خود را جهت ثبت در پرونده ارائه داده‎اند و نظریه اداره تشخیص هویت ناجا در رابطه با بررسی آلت قتاله نیز واصل شده است.
اژه‌ای: صدور کیفرخواست در پرونده «ستایش» به‌زودی
 

۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
 سخنگوی قوه قضاییه از رهایی 370 محکوم به قصاص تا پایان سال 94 خبر داد.

حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در نود و ششمین نشست خبری خود ضمن تبریک فرا رسیدن اعیاد شعبانیه با بیان این مطلب، اظهار کرد: 370 محکوم به قصاص از سال‌های گذشته تا پایان سال 94، با رضایت اولیای دم از قصاص رهایی یافتند.

وی ادامه داد: قصاص حق اولیای دم است که می‌توانند گذشت کنند یا دیه بگیرند؛ بر همین اساس مردم احساس کردند که می‌توانند از حق خود و قصاص‌شان صرف‌نظر کنند و برخی با اخذ دیه و برخی بدون اخذ وجهی رضایت دادند.

محسنی اژه‌ای با اشاره به آخرین وضعیت پرونده تعاونی اعتباری ثامن‌الحجج، گفت: در این رابطه بیش از 800 هزار حساب تعیین تکلیف شده است.

‌694 هزار پرونده در شورای حل اختلاف منجر به صلح و سازش شد
محسنی‌اژه‌ای گفت: در سال 94، 694 هزار پرونده در شوراهای حل اختلاف منجر به صلح و سازش شد و در نهایت مختومه شد که این کار به نفع همه است و کار دستگاه قضایی را کمتر می‌کند، البته در دادسراها و دادگاه‌های انقلاب ما تعدادی نیز رضایت دادند که پرونده آنها با قرار موقوفی تعقیب مختومه شده که آمار آن را ندارم.

وی با اشاره به طرح حدنگار (کاداستر)،‌ گفت: از ابتدا تا پایان سال 94، یک میلیون و 258 هزار و 212 هکتار از اراضی شهری مشمول این طرح شده است. همچنین 2 میلیون و 449 هزار و 110 هکتار از زمین‌های مزروعی و استانی و نیز 18 میلیون و 134 هزار و 965 هکتار از منابع طبیعی مشمول این طرح شده است. امیدواریم اگر دولت و مجلس بودجه بیشتری را اختصاص دهند نسبت به سرعت بخشیدن منابع شهری و روستایی در این زمینه گام‌های بلندتری برداشته شود؛ چرا که اگر حد و حدود تمام زمین‌ها در این طرح مشخص شود از بسیاری از سوءاستفاده‌ها و اختلافاتی که در بحث زمین وجود دارد، جلوگیری می‌شود.

وی ادامه داد: در نیمه دوم سال 93 که آقای رئیسی دادستانی کل کشور را عهده‌دار شدند، مسئولیت ستاد اصل 49 و هیات ویژه آن به وی سپرده شد. تا پایان سال 94 ما موفق شدیم از 6 استان بازرسی دقیق داشته باشیم و تدبیری اتخاذ شد استان‌هایی که پرونده‌شان متراکم شده، به حد معمول درآیند. به عنوان مثال استان‌های بوشهر و مازندران پرونده متراکم داشتند که اکنون به وضعیت متعارف درآمدند.

وی با اشاره به اینکه تجدیدنظر اصل 49 در تهران متمرکز است، ادامه داد: 1130 پرونده در تجدیدنظر بود که اگر می‌خواستیم این پرونده‌ها را هم به صورت عادی رسیدگی کنیم ممکن بود چند سال طول بکشد، بر همین اساس اقدام فوق‌العاده‌ای شد و قضاتی در این رابطه قبول زحمت کردند و پرونده‌ها از هزار و 130 در پایان سال 94 تا 42 پرونده در تجدیدنظر رسید.

محسنی اژه‌ای با اشاره به اینکه یکی از موارد مهم در اردیبهشت‌ ماه امسال، تعداد کشفیات مواد مخدر است، گفت: در اردیبهشت‌ماه حدود 5 تن و 700 کیلو مواد مخدر از انواع مختلف اعم از تریاک، حشیش و هروئین کشف شد که از این تعداد، 580 کیلو هروئین بوده است.

وی گفت: یکی از موضوعاتی که باعث بروز بسیاری از مشکلات در کشور می‌شود مواد مخدر است و می‌دانید که چه مقدار از افراد دچار مرگ تدریجی می‌شوند. کسانی مدعی هستند که چرا قاچاقچیان مواد مخدر را مجازات می‌کنید. خانواده‌ها مراقب باشند که در دام قاچاقچیان مواد مخدر گرفتار نشوند.

معاون اول قوه قضائیه گفت: پرونده‌هایی که در خصوص آن‌ها درخواست رسیدگی فوق‌العاده شده بود تا پایان سال 94، از 249 پرونده به 72 پرونده کاهش یافته که این پرونده‌ها تحقیقاتی برای‌شان لازم بود که در نوبت قرار گرفته‌اند.

پزشکی قانونی علت فوت «اولادی» را مصرف مواد و الکل عنوان کرد
محسنی اژه‌ای در نشست خبری در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه علت فوت مهرداد اولادی چه بوده است؟ گفت: برای اولادی پرونده ای تشکیل شد و علت فوت را پزشکی قانونی اعلام کرد، البته بعد گفته شد بحث خودکشی مطرح نیست و وی در اثر مصرف مواد و الکل فوت کرده که این موضوع اعلام نظر پزشکی قانونی و پزشک بوده است و دادگاه باید در مورد آن تصمیم بگیرد و نسبت به پرونده قرار لازم را صادر کند.

 صدور کیفرخواست در پرونده «ستایش» به‌زودی
محسنی اژه‌ای درباره آخرین وضعیت پرونده «ستایش»، گفت: پزشکی قانونی گفته پرونده معد صدور قرار مجرمیت می‌شود و این هفته یا هفته بعد هم کیفرخواست این پرونده صادر می‌شود.

وی افزود: تحقیقات برای سلامت روانی قاتل در پرونده رو به پایان است.
محسنی‌اژه‌ای درباره آخرین وضعیت شکایت دادگستری سیستان و بلوچستان از معاون رییس‌جمهور، گفت: هفته قبل گفتم دادسرای تهران ایشان را احضار کردند و ایشان گفته‌اند که مطلب به این گونه که منعکس شده نیست. قراری صادر نشد و قرار شد کسانی را که این خبر را به این نحو منعکس کردند احضار کنند و از آنها سوال کنند، اگر ثابت شود که این حرف را زده است مجددا احضار می شود و اگر قضیه را خبرنگار یا هر فرد دیگر به گونه ای دیگر مطرح کرده‌اند، ایشان تعقیب نمی شود و باید فردی که این حرف را زده مورد تعقیب قرار گیرد.

معاون اول قوه قضاییه درباره اینکه آیا جانشین رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح مشخص شده است؟ گفت: هنوز رییس این سازمان تعیین نشده است.

ورود قوه قضاییه به موضوع خودکشی در یکی از بیمارستان‌های تهران
محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آخرین اقدامات دستگاه قضایی در رابطه با پرونده تعرض به سفارت عربستان به کجا رسید؟ گفت: برای 48 نفر کیفرخواست صادر شده و پرونده به دادگاه ارسال شده، اما هنوز محاکمه صورت نگرفته است. در رابطه با 4 نفری که پرونده‌شان در دادسرای ویژه‌ روحانیت بود اطلاعی ندارم.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که شنیده شده بیماری در بیمارستان میلاد خودکشی کرده، آیا قوه قضاییه نسبت به این موضوع ورود پیدا کرده است؟ گفت: بله، در رابطه با این موضوع در دستگاه قضایی پرونده تشکیل شده است، اما این شخص در کما قرار دارد و امکان تحقیق از وی میسر نیست، اما مسائل پیرامونی در رابطه با این پرونده در حال تحقیق است و آرزو می‌کنیم تمام بیماران در این ماه شفا پیدا کنند.

محسنی‌اژه‌ای همچنین در پاسخ به سوال یکی دیگر از خبرنگاران درباره‌ اینکه آیا سازمان بازرسی کل کشور در رابطه با طرح تحول سلامت تاکنون ورود پیدا کرده است؟ گفت:‌ در این که دولت و آقای هاشمی تلاش‌های فراوانی را انجام داده‌اند و برخی از این تلاش‌ها به ثمر نشسته تردیدی نیست. اما باید گفت که سازمان بازرسی کل کشور در موضوعات دولتی و یا وابسته به دولت برنامه دارد و به آنها ورود پیدا می‌کند لکن برخی از این موارد ممکن است به دلیل گزارش‌هایی که به آنها ارسال می‌شود، زودتر مورد اقدام قرار گیرد. 

خودکشی فرهنگی؛ رسم ما این است!
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵  
یادداشت دریافتی- مصطفی نعیمی؛ بحث روز جامعه جوان رو پیر شدن ما بحث اشتغال و ازدواج جوانان است. بحثی که گویا پایانی بر آن نمیشود متصور شد.

بحثی که هرروز ابعاد پیچیده تر و مبهم تری بر آن افزوده میشود.

یک روز بحث وام 3 ملیون تومانی و 10 میلیون مطرح میشود یک روز عدم استفاده از جوانان تحصیل کرده در مشاغل متناسب با رشته تحصیلی، یک روز بحث عدم کارآمدی مناسب دانشگاه ها و ایجاد رشته های غیر لازم برای بازار کار داخلی و یک روز ...

خلاصه این داستان خود مثنوی هفتاد من میشود.

مطلبی که این وسط گم شده و گویا قرار نیست زیاد به آن پرداخته شود فرهنگ ساده زیستن است.

عادت کرده ایم برای هر حرکتی اجتماعی خود کلی هزینه بتراشیم و با یک جمله "رسم ما این است" کار بی توجیح خود را توجیح کنیم.

رسم درس خواندن که برابر است با پیدا کردن کار بهتر و زندگی راحت تر:
شاید خیلی از جوانان نسل جدید به خاطر نیاورند ولی ما جوانان دهه شصتی خوب بیاد می آوریم این مساله که با درس خواندن و رسیدن به مدارک بالای تحصیلی به مدارج بالای شغلی نیز دست خواهیم یافت در جامعه باب شده بود.

البته ناگفته پیداست که این تفکر بسیار خطرناک و فردگرایانه است. زیرا جامعه را به سمت خود محوری تشویق میکرد.

کمتر کسی بود و یا هست که بگوید من تحصیل میکنم تا بتوانم از طریق آن علمی که در این راه آموخته ام برای جامعه ام مفید باشم.

شده بودیم یا شده ایم هفتاد هشتاد میلیون ایرانی که منم منم میکنیم. تا کسی حرف از ما میزد، صدای مخالفی در می آمد و با تمسخر میگفت آن مال گاو است نه انسان.

البته افراد محدودی نیز با تحصیل به مدارج بالای شغلی دست یافتند ولی در آن سیستم آموزشی فرسوده ای که هم من و هم شما خواننده عزیز حداقل یک لیسانس، فوق لیسانس گرفته ایم و میدانیم بار علمی آن در چه حد است، هیچ خروجی مناسبی برای بازار کار نداشته است.

رسم و رسومات قبل از ازدواج:

در بحث ازدواج جوانان آنقدر رسم و رسومات مضحک و بی خردانه ای وارد کرده ایم که جوانان به خصوص در قسمت مردان جامعه حتی اجازه فکر کردن به آن را به خود نمیدهند. و نتیجه اش چه میشود. بحران های جنسی، روحی ...

نتیجه این بحران ها میشود یکی از صدها قتلی که در جامعه رخ میده که نظیرش همان اتفاقی که برای ستایش کوچولو، کودک افغانی تباری که چندی پیش قربانی این سیستم رسم و رسوم سالار شد.

متاسفانه این رسم ها هر روز شورتر و دلزننده تر میشود. ولی جالب این داستان اینجاست که هیچ یک از طرفین حاظر به کوتاه آمدن نیستند.

گویا جامعه و افراد آن به صورتی آگاهانه دست به یک خودکشی فرهنگی دسته جمعی میزنند.

برای یک ازدواج ساده که امکان دارد طرفین بعد از آن دچار مشکل شوند و از یکدیگر جدا شوند، میلیون ها تومان باید خرج کرد. یکی از دلایلی که جوانان تن به ازدواج نمیدهند همین مطلب است.

دو انسانی که شناختی از هم در زندگی مشترک ندارند، باید با انجام هزینه گزاف مالی و زمانی به یک سقف مشترک برسند.

حال اگر اینجا به این نتیجه برسند که بایکدیگر نقاط مشترک ندارند چه باید بکنند. دو راه دارند:
1- ادامه زندگی زناشویی با هر وضعیت اسفناک و مشکل دار. آن هم به دلیل ترسیدن از حرف دیگران که و پذیرفتن شکستی تلخ بعد از این همه هزینه

2- جدایی و حرف خوردن از زمین و زمان. حتی از پیرزن 100 ساله همسایه که سالهاست در انتظار مرگ با زندگی دست و پنجه نرم میکند


رسم خود بزرگ پنداری یا اشرافی گری
متاسفانه اشرافی گری در جامعه ما هر روز قربانی بیشتری میگیرد. فرهنگ مصرف گرایی و خود بزرگ بینی یا بهتر بگویم خود بزرگ نشان دادن به دیگران تبدیل به آفت جامعه امروز ما شده است.

خوب به یاد دارم در یک مراسم خواستگاری که حضور داشتم دائم از رسم ما این است رسم آن است حرف زده میشد که هرچه کردم نتوانستم سکوت نمایم. مادر خانواده را خطاب قرار دادم گفتم شما شجره نامه خانوادگیتان را بیاورید ببینم این رسوماتی که میفرمایید دقیقا از چه تاریخی شروع به کار نموده اند. 10 سال پیش! 5 سال پیش ... البته بعد این سخن نمیدانم به چه دلیل همه چیز برهم خورد.

در خیابان که قدم میگذارید عقده از درو دیوار میبارد. این درد است که میبینیم یک جوان 20 ساله پشت به فرمان ماشینی مینشیند که قیمت آن برابری میکند به حقوق ده سال یک کارگر ساده.

این درد یک طرفه نیست. دو رو دارد. یک قسمت بی ارزش نشان دادن شغل شریف خدمت گذاری و کارگری را میخواهد نمایش دهد و از طرفی بی اعتبار گشتن و بی معرفت شدن قشر مرفه جامعه را نمایش میدهد.

رسم بی لیاقت پروری. رسم وابسته کردن جوانها به خانواده به نام حمایت از آنها.
جوانان خود را که تا 30 سالگی میخواهیم در پر قو بزرگ کنند. و آن 2 سال سربازی را هم که باید پسرها بروند با هزار کلک میخواهند نگذارند انجام شود.

تا به یک خانواده در فامیل میگویم پسرانتان را 15 سالگی بفرستید در یک حرفه کاری بیاموزند تا همانند ما از سن 25 سالگی به دنبال کار نگردند، سریع همه دادشان در می آید که نه نه ... خودمان همه مایحتاجشان را مهیا میکنیم.

خیلی جالب است که خودشان از تهیه یک وسیله نقلیه یا حداقل امکانات رفاهی برای خود عاجز هستند ولی بلف از تهیه تمام امکانات برای فرزندانشان را میزنند. آن هم به چه قیمت؟؟؟ به قیمت مراقبت از فرزندان زیر نظر مستقیم خود و نابودی آینده آنها.

حال که این جوان به سن بلوغ میرسد و از آن میگذرد، هزاران خواسته دارد که نه خود توانایی برآوره کردن آن را دارد چون تخصصش را ندارد. نه خانواده آنقدر توانمند هستند که ان را بی نیاز نماید.

نتیجه چه میشود؟! آن جوان در سایه مرحمت خانواده از جامعه در قبال خود به اندازه یک کامیون 18 چرخ انتظار دارد ولی خود هیچ حرکتی برای جامعه نمیتواند انجام دهد.

پس مینشیند در انتظار که یک دختر ویا پسر پولداری با یک اسب سفید پیدا شود و آنها را از این منجلاب نجات دهد.

و در پایان. کلیه مطالبی که در این مقاله اورده ام بی ارتباط با یکدیگر نیستند. هر یک از آنها بوجود آورنده معضلی دیگر است.

رسانه حوادث را چگونه ببیند؟
۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵  
 حوادث از جذاب‌ترین خبرهای هر رسانه‌ای است که اتفاقا در کشور ما هم مشتری بسیاری دارد؛ اما از آن مهمتر نحوه‌ی انتشار چنین اخباری است که همیشه مورد بحث کارشناسان رسانه بوده است؛ برخی معتقدند که انتشار اخبار حوادث باعث ایجاد حس ناامنی در جامعه می‌شود و عده‌ای دیگر بر این باورند که انتشار اخبار حوادث در نهایت آگاهی‌ را به جامعه تزریق می‌کند.

اما آنچه اغلب کارشناسان رسانه نسبت به آن اتفاق نظر دارند، نحوه‌ی پوشش اخبار حوادث است؛ اینکه نباید در انتشار چنین خبرهایی به صرف ارسال خبر بسنده کرد و در کنار آن گفت‌وگو با چند کارشناس حوزه‌های مختلف دلایل اتفاق، می‌تواند بسیار راهگشا باشد و از تلخی خبر بکاهد.

در هفته‌های اخیر انتشار خبر قتل ستایش قریشی - دختر بچه افغان - توسط یک پسر نوجوان ایرانی و همچنین انتشار خبر 21 روز شکنجه یک زن به همراه دو فرزندش توسط پدر خانواده در مشهد، موجی از اعتراضات و همدردی در شبکه‌های اجتماعی را موجب شد؛ این موج ایجاد شده در جامعه باعث شد تا بار دیگر بحث لزوم انتشار اخبار حوادث در رسانه‌ها به بحث گذاشته شود.

در حالی که بسیاری از صفحات شبکه‌های اجتماعی حامل این خبر بودند، برخی نسبت به عدم بازتاب مناسب این خبر در رسانه‌های رسمی نیز گله می‌کردند؛ اما اینکه برخورد رسانه‌ها با چنین خبرهایی چگونه باید باشد؛ خبرهایی که در عین حساسیت بابت ایجاد نگرانی احتمالی در جامعه، انتشارشان برای آگاهی‌بخشی عمومی، امری ضروری به نظر می‌رسد، موضوعی است که خبرنگار بخش رسانه ایسنا در گفت‌وگو با برخی از اساتید رسانه و ارتباطات به بحث گذاشته است.

اخبار حوادث باعث آگاهی‌بخشی به جامعه می‌شود
محمد بلوری که از او به عنوان پدر حادثه‌نویسی ایران یاد می‌شود، معتقد است که «اخبار حوادث باعث آگاهی‌بخشی به جامعه می‌شود، می‌تواند جامعه را بیدار کند و همزمان پلشتی‌ها و راه چاره را نشان دهد.»

این پیشکسوت عرصه روزنامه‌نگاری درباره اینکه برخی از اهالی رسانه معتقدند اخبار حوادث باعث سیاه‌نمایی و ترویج ناامنی در جامعه می‌شود، اظهار می‌کند: این طور نیست و برعکس چنین اخباری باعث آگاهی می‌شود؛ برای مثال موضوع «خفاش‌ شب»؛ این خبر را نباید نوشت؟ اتفاقاً باید بنویسیم که به خانم‌ها هشدار دهیم تا بیشتر احتیاط کنند و هر ماشینی را سوار نشوند؛ این آگاهی دادن بسیار مهم است.

بلوری درباره‌ی نحوه انتشار اخبار جنایات از سوی رسانه‌ها، توضیح می‌دهد: روزنامه‌نگاران باید سعی کنند که مقداری از نوشتن بخش‌هایی که باعث اضطراب جامعه می‌شود، پرهیز کنند. در انتشار اخبار جنایات، هم مساله‌ی اضطراب جامعه مطرح است و هم وظیفه‌ی روزنامه‌نگاری. باید شم خبرنگاری داشته باشیم تا بدانیم چه مطالبی را در اخبار حوادث پوشش دهیم. در گزارش‌ها و اخبار حوادث باید به دنبال علت‌ها و انگیزه‌ها رفت و فقط به گزارش‌های پلیسی اکتفا نکرد.

او اضافه می‌دهد: در انتشار اخبار حوادث باید از طرح قسمت‌هایی که روح مردم را جریحه‌دار می‌کند، پرهیز کرد؛ برای مثال اگر قتلی صورت می‌گیرد، نباید نحوه‌ی قتل را نوشت یا عکس‌هایی که خواننده را ناراحت می‌کند را نباید منتشر کرد و بهتر تنها به انتشار خبر آن اتفاق بسنده کرد؛ به نظرم باید به همراه اخبار حوادث، نظر چند کارشناس هم نوشته شود؛ اگر این طور باشد برای خواننده خیلی جالب می‌شود، چراکه هم خبر را خوانده‌ است و در جریان این مشکلات و اتفاقات قرار می‌گیرد و هم علت و انگیزه‌های این اتفاقات را متوجه می‌شود.

هدف رسانه‌ها تحریک احساسات مردم نباشد
کامبیز نوروزی یک مدرس حقوق ارتباطات معتقد است که «حوادثی از قبیل حادثه‌ی فجیع قتل ستایش قریشی به اندازه‌ی کافی بار احساسی دارند و نباید هدف رسانه‌ها صرفاً تحریک احساسات مردم باشد».

او می‌گوید: متاسفانه در گزارش‌ها و اخباری که از حادثه قتل ستایش منتشر شد، هیچکدام از رسانه‌ها قواعد دقیق و حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در حوزه حوادث‌نگاری را مورد توجه قرار ندادند و باز هم متاسفانه در اخبار این نوع جنایات، هیچگونه قدرتی از تجزیه و تحلیل رسانه‌ها و مطبوعات مشاهده نشد.

نوروزی که معتقد است «گزارش‌های حوادث نباید هدفشان تحریک احساسات باشد» در همین باره می‌گوید: در روزنامه‌نگاری حوادث نباید تمرکز اصلی بر روی تحریک احساسات و عواطف شکل بگیرد؛ این اتفاق منجر به این می‌شود که از عمق حادثه فاصله بگیریم؛ چرا که احساسات قدرت تحلیل و شناخت را از بین می‌برد یا حداقل کاهش می‌دهد. به ویژه در اخبار حوادث که همیشه یک نفر بزهکار یا متهم به ارتکاب جرم است و معمولاً در انتشار اخبار حادثه‌ای احساسات به نفع قربانی جرم تحریک می‌شود. در این صورت ما با خطر قلیان احساس‌های کینه‌توزانه و انتقام جویانه در جامعه روبه‌رو می‌شویم که این حس برای جامعه خطرناک است.

باید در عمق لایه اجتماعی نفوذ کرد
همچنین مهدی منتظرقائم – استاد ارتباطات - درباره‌ی بازنمایی اخبار مربوط به حادثه قتل ستایش قریشی در رسانه‌ها اظهار می‌کند: اخباری از این دست، معمولاً در رسانه‌ها پیگیری نمی‌شوند و موج‌آفرینی نمی‌کنند؛ زیرا ملاحظات کلی مبنی بر پرهیز از سیاه‌نمایی به رسانه‌ها ابلاغ شده است؛ رسانه‌ها به درستی یا اشتباه ممکن است حوادث را برجسته نکنند.

این استاد ارتباطات می‌گوید: این‌گونه نیست که به لحاظ افغانی بودن مقتوله، بازنمایی اخبار و برجسته‌سازی صورت نگرفته است، این اقدام جنایت علیه انسانیت است، اگر مقتول ایرانی هم بود اتفاق معکوسی را نداشتیم و باز هم در رسانه‌ها برجسته‌سازی و موج‌آفرینی درست نمی‌شد؛ البته این مطلب ناظر بر این نیست که موضوع نباید بررسی شود. معمولاً حوادث زیادی در ایران اتفاق می‌افتد، اما برجسته نمی‌شوند. با وجود بار عاطفی زیاد اینگونه حوادث، رسانه‌ها موج‌آفرینی را دامن می‌زنند؛ البته در مواردی نیز اخبار حوادث با بار عاطفی زیاد ایجاد و برجسته می‌شود که برجسته‌ کردن این‌گونه اخبار، خطرات اخلاقی برای جامعه ایجاد می‌کند.

او معتقد است که «در مواجهه با اینگونه خبرها باید با استفاده از نظر صاحب‌نظران ابعاد فرهنگی آسیب‌ها را واکاوی کرد نه اینکه در سطح موج ایجاد و در عمق لایه اجتماعی نفوذ کرد؛ این گونه اخبار باید با حفظ منافع ملی، عواطف، حفظ بی‌طرفی، انسان‌گرایی و مجموعه مولف‌های خوب، تحلیل شود و حق قربانی نیز محفوظ باشد. این حادثه به تنهایی ناخوشایند است و واکاوی لایه‌های نظام زیرین، فهم بهتری درست می‌کند».

خواندن اخبار حواد سرگرمی است
داوود صفایی - استاد دانشکده‌ خبر- ملموس بودن و عینی بودن اخبار حوادث را از جمله دلایل جذایت این اخبار می‌داند و می‌گوید: یکی از عوامل بسیار مهم در ایران که باعث می‌شود مردم به اخبار حوادث توجه کنند، نبود سرگرمی است. سرگرمی‌های مختلف در ایران خیلی کم است؛ بنابراین خواندن خبر حوادث سرگرمی می‌شود، چراکه جذاب، ارزان و موجود است.

صفایی معتقد است «حجم اخبار تلخ با کیفیت پایین در رسانه‌ها بسیار زیاد است؛ ما اخبار آموزنده حوادث نداریم و شاید پیدا کردنش سخت است. اخبار تلخ با کیفیت پایین را می‌توان به راحتی از دادسرا پیدا کرد، اما اینکه در جایی از یک مرگی پیشگیری شده است را اصلاً نداریم».

رسانه‌ها با اخبار حوادث ناروا برخورد می‌کنند
میو بدیعی از دیگر اساتید ارتباطات و روزنامه‌نگاری معتقد است که «رسانه‌ها جرایم اجتماعی را اغراق‌آمیز روایت می‌کنند و به نوعی با اخبار حوادث ناروا برخورد می‌کنند؛ در حالی که این مساله در حیطه‌ی اخلاق رسانه‌ای نمی‌گنجد».

او می‌گوید: یکی از دلایل گرایش مخاطبان به اخبار بد، به خود رسانه‌ها برمی‌گردد؛ رسانه‌ها حوادث را طوری می‌نویسند که اغراق‌آمیز است. به ویژه رسانه‌های چندمنظوره که با انتشار فیلم و تصاویر، بیشتر روان جامعه را به هم می‌ریزند و متاسفانه هیچ نوع کنترلی در انتشار چنین اخباری نیست.

این روزنامه‌نگار درباره‌ گرایش روزافزون مخاطبان در سال‌های اخیر به سمت اخبار بد و حوادث، معتقد است که «متاسفانه رسانه‌های خبری گسترده در دنیا در سال‌های اخیر به ارائه و نشر خشونت گرایش وحشتناکی پیدا کرده‌اند؛ در حال حاضر رسانه‌ها به گونه‌ای ذهن مخاطب را پرورش داده‌اند که نیاز خبری‌شان اینگونه اخبار باشد و متاسفانه این جو گسترده‌ای است که رسانه‌ها آن را ایجاد کرده‌اند؛ شاید هم دلیل اصلی آن بار اقتصادی و مالی که این خبرهای غم‌انگیز در بر دارند باشد و اینکه تاثیر بسزایی در جذب مخاطب دارند. خبر حوادث به عنوان کالایی فروخته می‌شود که بار خشونت و تنش آن خیلی بالاست.»

بدیعی درباره انتشار اخبار حوادت در شبکه‌های اجتماعی می‌گوید: در شبکه‌های اجتماعی متاسفانه هیچ کنترلی نیست، حتی اخباری که شایعه می‌شود عوارض بسیار نامطلوب بر ذهن جوانان ایجاد می‌کند. از طرفی خود رسانه‌ها هم اخبار واقعی را برای مردم توضیح نمی‌دهند و همه این اتفاقات ریشه در مسائل اجتماعی و نیازهای رسانه‌ها دارد که ذهن مردم را درگیر خبری می‌کنند که آنقدر ارزش ندارد و به ویژه به خاطر اینکه رقیبشان را از میدان به در کنند این حرکت را انجام می‌دهند.

انتشار اخبار در حوزه اخبار حوادث مدیریت می‌خواهد

از طرفی علی آقاغفار - نویسنده و روزنامه‌نگار – معتقد است که «اگر قرار است رسانه‌ها آرامش را به مردم انتقال دهند، باید بین آنها یک اعتماد متقابل صد درصدی ایجاد شود». او درباره‌ی نحوه‌ی انتشار اخبار حوادث در رسانه‌ها به گونه‌ای که در عین جلوگیری از تشنج در جامعه، به جلب اعتماد مخاطب منجر شود‌، می‌گوید: اگر مردم با اخبار بد به هم می‌ریزند و دلهره پیدا می‌کنند، به این علت است که از پیش، این واکسن به آنها تزریق نشده است؛ باید بسیاری از خبرهایی که تلخ و آزاردهنده است‌، اما می‌دانیم که مردم را واکسینه می‌کنند، منتشر کنیم. وقتی این خبرها منتشر می‌شود‌، اعتماد متقابل پیدا خواهد شد. در حال حاضر هر خبرگزاری ‌و رسانه مکتوب و رسانه رسمی هر خبری را اعلام می‌کند، تقریباً اکثر مخاطبان جست وجو می‌کنند تا ببینند اصل خبر چیست و مطمئن هستند که آن خبر از یک فیلترهایی عبور کرده است.

او با تاکید بر اینکه انتشار اخبار در حوزه اخبار حوادث مدیریت می‌خواهد، درباره انتشار اخبار حوادث در شبکه‌های اجتماعی متذکر می‌شود که اگر زمانی مردم خبرهای طولانی را می‌نشستند و صبورانه می‌خواندند، به این دلیل بود که آن اخبار برایشان تازگی داشت؛ اما امروزه مخاطب در همه شبکه‌های اجتماعی عضو است و به عنوان مثال کسی که عضو تلگرام باشد متوجه می‌شود که بیش از 90 درصد اطلاعات و اخبار تکراری است. خسته می‌شود و ندیده پاک می‌کند و این پاک کردن بستن چشم مخاطب بر روی رسانه‌هاست. علت آن هم این است که آن خبر دیگر کهنه است و تازگی ندارد و نمی‌تواند تاثیر خودش را بگذارد. در چنین شرایطی است که خطر شایعه اعتبار پیدا می‌کند و وقتی شایعه توسعه پیدا کرد، خبری که حتی صحت داشته باشد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

صلاحیت علمی و اخلاقی لازمه انتشار اخبار حوادث است
همچنین کاظم انبارلویی - سردبیر روزنامه رسالت - درباره‌ی نحوه‌ی انتشار اخبار حوادث در رسانه‌ها به گونه‌ای که در عین جلوگیری از تشنج در جامعه، به جلب اعتماد مخاطب منجر شود‌، می‌گوید: کسانی که پشت اخبار حوادث و حوزه‌ی اجتماعی قرار دارند، حتماً باید صلاحیت‌های علمی و اخلاقی داشته باشند. آنها اگر قرار است برای بهبود اوضاع سلامت جامعه کار کنند، باید مطالعات عمیق، جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه داشته باشند و به صرف ماجراجویی و یک تلاش ژورنالیستی در انتشار و عدم انتشار خبری کار نکنند که در چنین شرایطی قطعاً بر حجم مشکلات جامعه می‌افزایند.

انبارلویی درباره این موضوع که رسانه‌ها با وجود شبکه‌های اجتماعی چگونه می‌توانند‌ از عهده اطلاع‌رسانی صحیح بربیایند و در عین حال برای جلب اعتماد مخاطب از شبکه‌های اجتماعی هم جا نمانند؟ بیان می‌کند که اگر کاری خلاف شرع و خلاف مروت انسانی است نباید به دنبالش رفت؛ یعنی سرک کشیدن در حوزه‌ی خصوصی افراد و خانواده‌ها درست نیست متاسفانه شبکه‌های اجتماعی این کار را می‌کنند. او می‌گوید:‌ ما به عنوان رسانه‌ای که می‌خواهیم اخلاق اسلامی و قرآنی را رعایت کنیم نباید هر اقدامی که شبکه‌های اجتماعی یا دیگر رسانه‌ها کردند ما هم دنباله‌روی آنها باشیم.

او با اشاره به اینکه رقابت بین شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها همچنان وجود دارد، یادآور می‌شود: سرعت در انتقال خبر خود آفاتی دارد و ممکن است بعدها مشخص شود حادثه‌ای که رخ داده به شکل دیگری بوده است؛ یعنی ممکن است حق کسی ضایع شود در نتیجه باید یک خبر را پرتعمق منتشر کرد؛ به عنوان مثال حادثه‌ای مثل مهاباد را می‌توان از این دست اخبار عنوان کرد. کسی که نمی‌داند قتل و خودکشی به چه صورت بوده خبری را می‌زند ممکن است مسؤولان امنیتی و قضایی را حتی به اشتباه بیاندازد.

مردم به اخبار حوادث علاقه‌مند هستند
محسن ماندگاری، یکی دیگر از روزنامه‌نگاران کشورمان درباره‌ی نحوه‌ی انتشار صحیح اخبار حوادث به گونه‌ای که در عین اطلاع‌رسانی به موقع، عاملی برای ایجاد تشنج در جامعه نباشند، می‌گوید: به هر حال مردم علاقه‌مند هستند بدانند در پیرامونشان چه مسائلی اتفاق می‌افتد؛ عمده اتفاقاتی که برای مردم جذابیت دارد‌، در همین حوزه حوادث رخ می‌دهد. حوادثی از قبیل سرقت‌، جرم و جنایت‌، قتل و مسائل مربوط به درگیری‌ها. به همین دلیل مطبوعات و رسانه‌ها نمی‌خواهند این فرصت را از دست بدهند و خوانندگانشان را از خودشان ناامید کنند.

او معتقد است که «همیشه درباره‌ی انتشار اخبار مرتبط با حوادث در رسانه‌ها در کشورمان بحث‌های مختلفی مطرح بوده است؛ به نوعی که برخی به اطلاع‌رسانی‌های پرحجم اتفاقات و حوادث به ویژه جرم و جنایت حساسیت دارند و با آن مخالف هستند و در عین حال بسیاری از رسانه‌ها به دلیل جذابیت این نوع خبرها برای مردم و خوانندگانشان در برابر طیف اول معتقدند چون مخاطب به این اخبار علاقه‌مند است ما هم باید بر روی آن کار کنیم و اشراف کامل داشته باشیم.» 

ماجرای خودکشی قاتل ستایش چه بود؟
 ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
22 فروردین امسال، مردی همراه پسر 16 ساله اش به كلانتری خیرآباد مراجعه و اعلام كرد كه پسرش، دختر 6 ساله افغان همسایه شان را به خانه كشانده و به قتل رسانده است. ماموران با گفته های این مرد، پسرش را به اتهام قتل بازداشت كردند و  مورد بازجویی قرار دادند تا مشخص شود، متهم پس از ارتكاب قتل، جسد را مورد اسیدپاشی قرار داده بود. اكنون با گذشت دو هفته از زمان وقوع حادثه، تحقیقات پلیس همچنان برای كشف سایر زوایای حادثه ادامه دارد. 
 
*قاتل مصرف مشروبات الکلی داشته 
 
سردار سعید منتظرالمهدی معاون اجتماعی  و سخنگوی ناجا بلافاصله به خبرنگاران با اشاره به این جنایت هولناک اعلام کرد: این پرونده درحال بررسی است ولی تاکنون ردپایی از مواد مخدر در آن پیدا نشده ولی قاتل مواد الکلی زیادی مصرف کرده بود که پلیس درحال بررسی گذشته و وضعیت خانواده او است. 
 
*اولین اظهار نظر دادستان ورامین 
 
سرانجام 10 روز پس از انتشار خبر تعرض و قتل ستایش ابولقاسم مرادطلب دادستان عمومی انقلاب ورامین از ابهامات و شایعات پیرامون حادثه پرده برداشت و روایت دقیق‌تری از آن را بازگو كرد.  
 
به گفته او متهم 16 ساله، در روز حادثه، مقتول را كه برای بازی به خانه‌شان آمده بود، به طبقه دوم كشاند و به قتل رساند. 
 
وی افزود: ربودنی اتفاق نیفتاده و متهم به شكل دیگری ستایش را به خانه آورده بود. روز حادثه، متهم با خواهر و خواهرزاده خردسالش در خانه بود كه ستایش برای بازی با آن‌ها به خانه‌شان آمد. 
 
 دقایقی بعد، خواهر و خواهرزاده متهم خانه را ترك كردند و از ستایش هم خواستند كه به خانه خودشان برگردد اما با رفتن آن‌ها، ستایش برای لحظه‌ای در خانه تنها شد. متهم او را صدا زد و به طبقه دوم كشاند و در آشپزخانه به قتل رساند. 
 
دادستان ورامین صحت موضوع تعرض را منوط به نتیجه پزشکی قانونی دانست و گفت:  متهم پس از ارتكاب قتل، به فرض این‌كه اسید می‌تواند جنازه را از بین ببرد، به خارج از خانه رفت و مقداری اسید از مغازه مصالح ساختمانی در محله‌شان خرید. پس از آن جنازه را در جعبه ادوات موسیقی (ارگ) قرار داد و روی آن اسید ریخت اما موفق به از بین بردن آن نشد. 
 
*ایران اجازه خدشه‌دار شدن حقوق ستایش را نمی‌دهد 
 
همزمان با انتشار جزئیات این پرونده بهره‌برداری معاندان نظام از آن نیز آغاز شد و این جو رسانه‌ای از سوی آن‌ها به راه افتاد که ایران حقوق افغانستانی‌ها را رعایت نمی‌کند و قصد محاکمه قاتل ستایش را ندارد. در این زمان «نصیر احمدنور» سفیر افغانستان در ایران با بیان این‌که سفارت افغانستان پیگیر پرونده قتل «ستایش قریشی» است، اظهار داشت: فاجعه قتل این طفل معصوم 6 ساله جرمی فردی محسوب می‌شود. 
 
وی افزود: با اقدام به موقع مسئولان امنیتی جمهوری اسلامی ایران مجرم دستگیر و پرونده قتل این طفل معصوم توسط دستگاه‌های قضایی در ایران به جریان افتاده و در حال پیگیری است. از حضور مسئولان و مردم ایران جهت ابراز همدردی و حضور در مراسم ختم ستایش و منزل خانواده مرحوم کمال تشکر دارم. مقامات ایرانی از جمله فرمانده نیروی انتظامی شرق تهران ضمن ابراز همدردی، بر پیگیری این پرونده و مجازات مجرم تاکید داشتند لذا مطمئن هستیم که مجرم مجازات خواهد شد و مقامات قضایی ایران به این پرونده رسیدگی عادلانه‌ای را انجام خواهند داد. 
 
احمدنور در رابطه با ایجاد فرافکنی و اختلاف افکنی توسط برخی جریان‌ها پس از وقوع این رخداد تلخ گفت: در فضای مجازی این اختلاف افکنی‌ها وجود دارد و این مطالب تنها مربوط به افراد و گروه‌های خاصی است که به دنبال ایجاد کدورت و کینه بین ایران و افغانستان هستند، ضمن این‌که از اقدام سریع مقامات امنیتی ایران برای کشف جرم و دستگیری مجرم قدردانی می‌کنم. 
 
*تبعه خارجی بودن «ستایش» اثری بر ماهیت رسیدگی به پرونده ندارد 
 
محمدباقر الفت، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه ایران، بیان کرد: واقعه تلخ و دردناک ورامین که طی آن ضمن تعرض به یک دختر بچه 6 ساله افغانستانی و قتل وی، تاسف و تاثر آحاد جامعه را در پی داشت، از ابعاد مختلف قابل بررسی و رسیدگی می‌باشد. آنچه مسلّم است دستگاه قضایی کشور هیچ‌گونه اغماضی در رسیدگی به این پرونده و مجازات مجرم به دلیل این‌که مقتول از اتباع و مهاجرین افغانستانی بوده، نخواهد داشت. 
 
وی افزود: تبعه خارجی بودن مقتول هیچ اثری بر ماهیت مراحل رسیدگی به پرونده ندارد. جمهوری اسلامی ایران  بیش از 3 دهه است که میزبان بالغ بر 3 میلیون نفر از مهاجرین و اتباع کشور دوست و همسایه افغانستان است و تاکنون خدمات بسیار وسیعی به این عزیزان ارائه نموده و خواهد نمود. 
 
الفت ادامه داد: مهاجرین و اتباع خارجی مقیم، میهمان جمهوری اسلامی ایران هستند و حفظ حقوق و صیانت از جان، مال و ناموس آن ها وظیفه ماست . البته متقابلا دستگاه قضائی جمهوری اسلامی نیز انتظار دارد ایرانیان حاضر در سایر کشورهای دنیا، تحت حمایت نهادهای انتظامی و قضائی آن کشورها قرار داشته باشند. 
 
*گزارش پزشکی قانونی آماده شد 
 
مسعود قادی پاشا، مدیرکل پزشکی قانونی تهران گفت: جواب آزمایشات پزشکی قانونی در رابطه با قتل دختربچه 6 ساله افغان در ورامین آماده شده است و علت فوت تا فردا (ششم اردیبهشت) به مراجع قضایی مربوطه اعلام خواهد شد.  
 
غلامحسین اسماعیلی رئیس کل دادگستری تهران نیز در تشریح آخرین وضعیت پرونده قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین اظهار کرد: در رابطه با پرونده حادثه ورامین تاکیدات زیادی صورت گرفته و در پیگیری‌هایی که شخصا انجام داده‌ام مکررا تاکید شده است که فرآیند دادرسی این پرونده در حوزه قضایی شهرستان ورامین در اسرع وقت و با دقت انجام شود. پس از اعلام نظر پزشکی قانونی و تکمیل فرآیند دادرسی به تمام ابعاد احتمالی این فاجعه رسیدگی خواهیم کرد. 
 
 *تایید سن شناسنامه ای متهم 
 
ابوالقاسم مرادطلب دادستان عمومی و انقلاب ورامین ،‌درباره نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی گفت: نظریه کمیسیون پزشکی قانونی امروز به دادسرای ورامین واصل شد. بر اساس نظر پزشکی قانونی سن شناسنامه‌ای متهم تایید شده که عبارت است از تولد متهم در تاریخ آذر ماه سال 78. 
 
*صدور کیفرخواست  
 
دادستان عمومی و انقلاب تهران بیان کرد: دادسرای ورامین در هنگام صدور کیفرخواست اتهام متهم را قتل عمد دانسته اما برای سایر جنبه‌های پرونده قرار عدم صلاحیت صادر کرده و پرونده را به دادگاه کیفری استان تهران می فرستد. 
 
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در نظریه پزشکی قانونی تجاوز به ستایش تایید شده است یا خیر، گفت: ما باید در کیفرخواست در خصوص این موضوع اظهارنظر کنیم و طبق قانون، کیفرخواست تا زمانی که به دادگاه برسد محرمانه است و ما در این خصوص نمی‌توانیم اظهار نظر کنیم. 
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین با بیان این‌که از قاتل ستایش در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می‌شود تا پرونده شخصیت‌شناسی او تکمیل شود، اضافه کرد: نظر مددکار اجتماعی برای تکمیل پرونده باقی مانده است بنابراین پس از اخذ نظر او، پرونده را به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال می‌کنیم. 
 
 مرادطلب در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌که با توجه به سن قاتل که زیر 18 است، پیش‌بینی شما در خصوص صدور حکم او چیست و آیا برای او حکم اعدام صادر می‌شود، توضیح داد: در این مورد ما نمی‌توانیم اظهار نظر کنیم چون مرجع صدور حکم، دادگاه کیفری یک است. ممکن است اظهار نظر ما با تصمیمی که قرار است از سوی آن‌ها اخذ شود مغایرت داشته باشد. صدور حکم اعدام یا هر حکمی دیگر بر عهده این دادگاه است. 
 
*اعترافات تکان‌دهنده قاتل ستایش قریشی 
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین با بیان این‌که روز گذشته آخرین دفاعیات قاتل ستایش اخذ شد به برخی از اعترافات تکان دهنده این فرد اشاره کرد. 
 
ابوالقاسم مرادطلب با بیان این‌که روز گذشته آخرین دفاعیات قاتل ستایش اخذ شد، در خصوص انگیزه قتل توسط این فرد توضیح داد: انگیزه اولیه قاتل ستایش، قصد ارتکاب عمل خلاف منافی عفت بوده است. 
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین ادامه داد: با سوالاتی که از او پرسیده شد به این نتیجه رسیدیم که این فرد به مسائل مذهبی هم گرایشی نداشته است. 
 
 مرادطلب با اشاره به قسمتی دیگر از اعترافات قاتل ستایش اضافه کرد: بر اساس اظهارات اخذ شده از قتل ستایش، او از سن 15 سالگی هرازگاهی مشروب مصرف می‌کرده است. 
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین بیان کرد: بر اساس اعترافات قاتل ستایش، این شخص در صبح روز حادثه به وسیله گوشی همراهش در حالی که در مدرسه بوده به مشاهده کلیپ‌های مستهجن مبادرت کرده است و این در حالی است که جنایت بعدازظهر همان روز به وقوع پیوست. 
 
*موضوع آزار واذیت در این پرونده تا روز محاکمه محرمانه می‌ماند 
 
بازپرس این پرونده درباره این خبر گفت: موضوع آزار واذیت در این پرونده تا روز محاکمه محرمانه می‌ماند. 
 
همچنین مرادطلب دادستان عمومی و انقلاب ورامین درباره آخرین دفاعیات قاتل ستایش اعلام کرده است: «انگیزه اولیه قاتل ستایش، قصد ارتکاب عمل خلاف منافی عفت بوده است.» او با اشاره به اعترافات قاتل ستایش ادامه داد: «این فرد اعلام کرده از 15 سالگی با بعضی از اشخاص جنس مخالف رابطه نامشروع داشته است.» 
  
هفته گذشته گفتید در نظریه پزشکی قانونی تایید سلامت روانی قاتل ستایش تایید شده است، اما هنوز موضوع تجاوز مشخص نیست. از سوی دیگر با تحقیقی که از خانواده ستایش انجام دادم، مشخص شد او هیچ طلا و جواهری به همراه نداشته است. مستقل از نظر پزشکی قانونی می‌خواهم نظرتان را بدانم که فکر می‌کنید یک پسر 17 ساله به جز تجاوز چه ‌انگیزه دیگری می‌تواند برای ربودن یک دختر 6 ساله‌ای که هیچ طلایی به همراه ندارد داشته باشد؟ 
 
نظر خودم را بخواهید که می‌گویم تعرض انجام شده است. یعنی اگر به من بود همین امروز کیفرخواست را با در نظر گرفتن تجاوز صادر می‌کردم، ولی درباره نظریه پزشکی قانونی باید تا روزی که آن‌ها تحقیقات‌شان تمام شود صبر کنیم، پس از آن نیز تا روزی که پرونده به دادگاه کیفری می‌‌رود باید نظریه را محرمانه نگاه داریم، ولی نظر خود من همین است. 
 
در اینستاگرام قاتل ستایش هفت ماه پیش چهار پست گذاشته شده که مچ خونی دستش را نشان می‌دهد و گفته است به دلیل شکست عشقی خودکشی کرده است. این موضوع را بررسی کرده‌اید؟ 
 
بله؛ در ابتدای تحقیقات این موضوع را هم بررسی کردیم، ولی صحت نداشت. پزشکی قانونی جوشگاه مچ دست را مورد بررسی و آزمایش قرار داد ولی تا حالا رگ مچ دستش بریده نشده بود. این در حالی است که در ابتدا ادعای خودکشی داشت. 
 
اصلا این اکانت اینستاگرامی که به‌شدت هم مورد ناسزای برخی افراد قرار گرفت، برای خودش بود؟ 
 
بله؛ همه عکس‌ها متعلق به خودش بود و توسط خودش هم اداره می‌شد، اما تحقیقات‌مان نشان داد تاکنون خودکشی نکرده است. 
 
این‌که گفته می‌شود متهم با خانواده ستایش در رفت و آمد خانوادگی بوده و پدرش اجازه داده بود به آنجا برود، چقدر صحت دارد؟ 
 
من در خیلی از شهر‌های کوچک مثل همین ورامین، دیده‌ام همسایه‌ها با هم خیلی صمیمی هستند و بچه‌هایشان به خانه همسایه‌ها می‌روند بدون این‌که خانواده آن کودکان خیلی از همسایه شناخت داشته باشند. درباره این پرونده هم تقریبا همین‌طور بوده و فکر نمی‌کنم این دو خانواده با هم ارتباط خاصی داشته باشند که با همسایه‌های دیگر نداشته باشند. من در اینجا روابط خیلی صمیمی دیده‌ام که حتی کودک می‌رود و در منزل همسایه شب هم می‌ماند. متهم این پرونده هم یک شب جسد ستایش را در منزل نگه داشته است. 
 
یعنی فردای روز حادثه جسد را سوزانده و با دوستش تماس گرفته است؟ 
 
بله؛ روز اول قتل را انجام داده و روز دوم رفته اسید را از مغازه مصالح فروشی خریده و جسد را با اسید سوزانده است که راحت‌تر بتواند جسد را از بین ببرد. 
 
با توجه به سن قاتل که زیر 18 است، پیش‌بینی شما درباره صدور حکم او چیست و آیا برای او حکم اعدام صادر می‌شود؟ 
 
از آنجا که در این باره ریاست آن شعبه از دادگاه کیفری صاحب نظر است، من نمی‌توانم اظهارنظر کنم و مرجع رسمی که در این باره باید حکم صادر کند، دادگاه کیفری است. صدور حکم اعدام یا هر حکمی دیگر بر عهده این دادگاه است.
 
 

"کانال غیراخلاقی تلگرام عامل قتل «ستایش» بود"
 
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵  
 اولین جلسه از سری نشست‌های بررسی پدیده دختران فرار از منظر حقوقی، در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران برگزار شد.

به گزارش ایسنا و به نقل از روابط عمومی سازمان خدمات اجتماعی، در این جلسه که سه‌شنبه 14 اردیبهشت ماه و به همت اداره حقوقی این سازمان برگزار شد چهره‌هایی همچون پروفسور حسین باهر، دکتر حسن فدایی مشاور معاون حقوق بشر قوه قضائیه، فریدون امیرآبادی سرپرست دادسرای ارشاد و همچنین خانم خاکی جانشین دادسرای زنان، خانواده و اطفال به بحث و بررسی پدیده دختران فرار پرداختند.

در این نشست همچنین خاکی جانشین دادسرای زنان، خانواده و اطفال با انتقاد شدید از غیبت برخی نهادهای مسئول در بحث پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی گفت: وزارت آموزش و پرورش، همیشه در این بررسی‌ها غایب است. در همین بحث قتل ستایش دختر شش ساله افغان، من بیشتر از سه بار با پسر نوجوان قاتل ستایش در کانون اصلاح و تربیت گفتگو کردم. نتیجه همه آن صحبت‌ها این بود که انگیزه و علت عمده قتل ستایش، در تلفن همراه این نوجوان بود. او عضو یکی از کانالهای غیراخلاقی تلگرام بوده و روز فاجعه، چند فیلم را در همان کانال تماشا می‌کند و به واسطه فشارهای روحی و نیازهای جنسی، چنان تصمیمی می گیرد.

خاکی، با بیان این که باید میان دختران فرار در شهرهای بزرگ و دختران فرار شهرستانی، تفاوت قائل شد افزود: بسیاری از دختران فراری در شهرهای بزرگ، خانواده های بسیار مرفهی دارند. حتی در یک مورد، خانواده‌ای برای جلوگیری از فرار دخترشان، برای او واحدی مستقل تهیه کرده‌اند. غافل از آن که دخترشان همین واحد مستقل را تبدیل به خانه‌ای کرده که انواع فساد در آن رخ می دهد.

خاکی با اشاره به بازدیدهای چند باره‌اش از سامانسرای لویزان سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران و تقدیر از تلاشهای شهرداری تهران در بحث ساماندهی آسیب‌های اجتماعی افزود: قبل از آغاز همکاری‌ام با شهرداری تهران و سازمان خدمات اجتماعی، تصور می‌کردم که دوباره با یک کار تبلیغاتی و بی فایده مواجه هستیم اما انصافا شهرداری در عمل ثابت کرده‌است که در بحث آسیب‌های اجتماعی بسیار جلوتر از باقی سازمانهای مسئول، فعالیت می کند. خدا را از این بابت شکر می کنم و امیدوارم هزینه‌های کلان صرف شده توسط شهرداری در این حوزه، نوید نتایج کلان و اثربخشی در حوزه آسیب‌های اجتماعی داشته باشد.

پروفسور باهر: شورای عالی آسیب‌های اجتماعی با حضور همه نهادهای مسئول تشکیل شود
پروفسور «حسین باهر» جامعه شناس در این نشست با بیان دلایل بیست گانه فرار دختران و اشاره به این‌که پدیده دختران فرار، نمودی از یک بحران اجتماعی است و دست کم 10 نهاد اجتماعی در این ماجرا دخیل هستند گفت:تشکیل یک شورای عالی متشکل از نمایندگان این نهادها همراه با جمع متخصصان و اساتید دانشگاهی که دلسوز و پای کار باشند، می‌تواند به ما در بررسی بهتر و چاره اندیشی این بحث کمک شایان توجهی کند.

باهر افزود: متاسفانه یکی از ضعف‌های نهادهای ما در شوراهای عالی، وجود نمایندگانی است که بیشتر از آن که اهل کار باشند، اهل کارت زنی هستند. به همین دلیل از مسئولان دخیل در بحث آسیب‌های اجتماعی تقاضا می کنم با تشکیل این شورای عالی و پیگیری دقیق مباحث مطرح شده در آن و پای کار آمدن، ما را در بررسی و چاره یابی برای آسیب‌های نوپدید اجتماعی و به ویژه بحث دختران فرار یاری کنند.

وی با تقدیر از برگزاری این جلسه در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران افزود: از شهرداری تهران سپاسگزارم که ما را در این حرکت‌ها که نوعی عبادت هم هست شرکت داد.

باهر در پایان از آمادگی گروه آسیبهای نوپدید اجتماعی فرهنگستان علوم پزشکی ایران برای یاری رساندن در بحث آسیبهای اجتماعی و همفکری با نهادهای مسئول در این رابطه خبر داد.

فدایی: تقویت تعلقات مذهبی مهم ترین عامل پیشگیری از فرار دختران است
دکتر حسن فدایی، مشاور معاون حقوق بشر قوه قضائیه در این نشست با اشاره به این که برای پیشگیری از آسیب‌هایی همچون فرار دختران، باید به آموزه‌های دینی رجوع کنیم، گفت: تقویت تعلقات مذهبی و آموزه‌های دینی که تاکید زیادی بر راههای تحکیم بنیان خانواده دارد، می‌تواند بزرگترین کمک به پیشگیری از این آسیب‌های اجتماعی باشد.

وی افزود: دین اسلام، آیات قرآن و روایت‌های معصومین علیهم السلام، راه را برای ما روشن کرده است. رجوع به اصل دین و آموزه‌های آن، وقتی با توجه ویژه والدین همراه باشد، می‌تواند پیش از وقوع این آسیب‌ها، از آنها پیشگیری کرده و مانع بروز رفتارهای سوء از جانب والدین و فرزندان شود.

وی تحکیم بنیان خانواده و محبت بی دریغ اعضای خانواده به یکدیگر را عامل مهمی در پیشگیری از فرار دختران دانست و افزود: شاید بهترین معنا برای فرار، تمنای محبت دریغ شده باشد. دختری که در خانواده‌اش محبت را از او دریغ کنند، به دنبال این محبت در بیرون خانه و خانواده می گردد. غافل از این که آدمهای بیرون، اعضای خانواده او نیستند و قطعا نمی توانند نیازهای عاطفی او را به طور کاکمل پاسخ بدهند.

امیرآبادی: از امروز باید به فکر بچه‌های خیابانی فردا باشیم
امیرآبادی سرپرست دادسرای ارشاد نیز در این نشست با اشاره به آمار نگران‌کننده فساد در شبکه‌های اجتماعی، گفت: خود من در دادسرا، هرروز بیشتر از 20 شکایت مشابه همسران علیه همدیگر را بررسی می‌کنم. همسرانی که تلفن‌های همراه یکدیگر را چک می‌کنند. به هم مظنون می‌شوند و از هم به اتهام‌های مختلف شکایت می‌کنند. اما سئوالم این است که همین همسران که پدر و مادرهای خانه هستند، حتی یک‌بار تلفن همراه فرزندان و شبکه‌های اجتماعی که در آنها عضو هستند، چک کرده‌اند؟.

امیرآبادی افزود: حضور کنترل نشده فرزندان در شبکه‌های اجتماعی، وقتی با تنها گذاشتن فرزندان در خانه و فقدان تفریحات سالم و بی حوصلگی والدین برای این تفریحات سالم جمعی همراه باشد، نتیجه‌ای جز انحراف نوجوانان و جوانان خانواده به همراه نخواهد داشت.

سرپرست دادسرای ارشاد با بیان این که در صورت عدم توجه خانواده‌ها در آینده، رقم بچه‌های خیابانی و سرراهی به واسطه عدم کنترل خانواده‌ها، افزایش قابل ملاحظه‌ای خواهد داشت گفت: از امروز باید به فکر باشیم که جلوی چنین اتفاق ها و فجایعی را بگیریم و این نوع جلسات، نوید خوبی برای این امر خواهد بود. 

دادستان ورامین: آخرین دفاع قاتل ستایش اخذ شد
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین با اشاره به اخذ دفاع آخر از متهم پرونده قتل ستایش گفت: در حال حاضر منتظر نظریه مکتوب مددکاران اجتماعی در خصوص متهم هستیم.
 
ابوالقاسم مرادطلب دادستان عمومی و انقلاب ورامین،‌ با اعلام این خبر افزود: روز گذشته سرانجام متهم به قتل ستایش دختربچه 6 ساله افغانستانی به دادسرای ورامین آورده شد.
 
وی گفت: بر اساس آنچه از قبل تعیین شده بود از متهم دفاع آخر اخذ شد و همچنین مددکاران اجتماعی فرصت پیدا کردند تا مصاحبه خود را از متهم اخذ کنند.
 
مرادطلب افزود: بر اساس قانون جدید مجازات اسلامی در پرونده‌هایی که متهم زیر 18 سال سن دارد باید یک مصاحبه از طریق مددکاران اجتماعی با متهم  انجام شود و نظریه مکتوب مددکاران اجتماعی در پرونده ثبت و ضبط شود.
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین تصریح کرد: پس از آنکه نظر مکتوب مددکاران به دادستانی واصل شود از سوی شعبه رسیدگی کننده قرار مجرمیت صادر می‌شود و پس از صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری شماره یک ارجاع می‌شود.
 
مرادطلب در پاسخ به این سوال که آیا نظریه مددکاران اجتماعی می‌تواند در روند رسیدگی به پرونده تغییری ایجاد کند یا خیر گفت: این نظریه ربطی به ماهیت رسیدگی به پرونده ندارد که بخواهد تغییری در رسیدگی ایجاد کند.
 
(تصاویر) قاتل ستایش در حضور دادستان تهران
 ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵  
 فرارو- جلسه عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران با قضات دادسرای امور جنایی و سرقت روز یکشنبه با حضور سه مجرم نوجوان برگزار شد.
 
به گزارش فرارو، قاتل ستایش قریشی در جلسه دیروز به تشریح نحوه قتل این دختر 6 ساله برای دادستان تهران و قضات دادسرای امور جنایی و سرقت پرداخت. علاوه بر متهم پرونده قتل ستایش قریشی، متهم دو پرونده دیگر که از تبعه افغان بودند و جرم آن‌ها تعرض و قتل بود نیز در این جلسه به بیان نحوه ارتکاب جرائم خود پرداختند. 
 
ستایش قریشی دختر شش ساله افغانی بود که هفته گذشته توسط پسر جوان 17 ساله ورامینی به قتل رسید.







عزت‌الله رمضانی‌فر: انتظامی و مشایخی، زیرآبم را زدند!
۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
عزت‌اله رمضانی‌فر، از ناگفته‌های‌ بیش از 50 سال بازیگری خود سخن گفت. از اینکه چطور شد ویلیام وایلر او را برای بازی در فیلمش انتخاب کرده بود اما دست تقدیر مانع از این کار شد.

به گزارش خبرگزاری صبا از اینکه چطور به جای بازی در «اجاره نشین‌ها» اکبر عبدی را به مهرجویی معرفی کرد و اینکه مهدی‌ فخیم‌زاده را او وارد سینما کرد و ... آن‌قدر حرف‌های خواندنی‌ داشت که حیفمان آمد به خاطر محدودیت جا، گفت‌وگو را کوتاه کنیم... 
 
رشته‌ دانشگاهیتان، فیلمبرداری بوده است. چطور شد که وارد دنیای بازیگری شده‌اید؟ 
قبل از ورود به دانشگاه، دیپلم رشته‌ بازیگری را زیر دست حمید سمندریان فقید گرفته بودم. زمانی که وارد دانشگاه شدم، رشته‌ی بازیگری وجود نداشت و به اجبار، رشته‌ فیلمبرداری را انتخاب کردم. البته از همان اوایل به دوربین و عکاسی، علاقه‌مند بودم و هر از گاهی، عکس هم می‌گرفتم. بعدها، همین شناختم از انواع دوربین و لنز، کمک زیادی به من کرد. 
 
مثلا چه کمکی؟ 
یادم است، زمانی که دوران دانشجویی را سر می‌کردم؛ از طرف ارشاد، ما را همراه با دوربین می‌فرستادند سر صحنه‌ فیلمبرداری. در واقع از ما به عنوان محافظ دوربین، استفاده می‌شد! اگر اشتباه نکنم، سال 44 بود که برای اولین بار، همراه با دوربین، رفتم سر فیلمبرداری عباس کیارستمی؛ فیلم «نان و کوچه». حین فیلمبرداری بود که کاست، توی دوربین، خُرد شد و فیلمبردار از خدا خواسته، کار را تعطیل کرد. رفتم پیش کیارستمی و اجازه گرفتم و دوربین را باز کردم، لوپ دوربین را تمیز کردم، کاست پاره شده را درآوردم و خلاصه، جلوی تعطیلی کار را گرفتم! 
 
بعد از دوران دانشگاه، سراغ چه کاری رفتید؟ 
قبل از انقلاب، برای وزارت فرهنگ و هنر سابق، مستند می‌ساختم. دوربین را برمی‌داشتم و می‌رفتم برای خودم! چند تایی مستند هم ساختم. 
 
چه‌ شد که وارد فیلم «گاو» مهرجویی شدید؟ 
همان روزهایی که توی اداره‌ی فرهنگ و هنر، کار می‌کردم؛ مهرجویی برای پیش‌تولید، آمد اداره‌ی ما. همه‌ی بازیگرهایش را انتخاب کرده بود و فقط جای نقش من، خالی مانده بود. جمشید مشایخی که قبلا با هم، نمایش کار می‌کردیم، به مهرجویی معرفی‌ام کرد و به او گفت: بچه‌ی با استعدادییه و نیازی به تست نداره، بهت قول می‌دم، همونییه که می‌خوای! 
 
مهرجویی چه گفت؟ 
گفت: خودشه! چند روز بعد با گروه، راهی قزوین شدیم، روستایی بعد از قزوین به نام بویینَک؛ بچه‌های گروه، همه‌شان پوست سفید و صافی داشتند و قیافه‌هاشان با روستایی‌ها، هیچ شباهتی نداشت. به پیشنهاد یکی از عوامل، رفتیم شمال و چندین روز، در بندر انزلی اتراق کردیم و کنار ساحلش، آفتاب گرفتیم تا پوست‌مان برنزه شود و شبیه روستایی‌ها شویم. 
 
توفیق اجباری شد! 
(می‌خندد.) یک‌ روز همان‌جا، جمشید مشایخی از من خواست، کشتی بگیریم! اما همان اول کشتی، شروع کرد به داد و هوار کردن که: آی کمرم... آی کمرم... او را به بیمارستان بردیم و سرتان را درد نیاورم... او، تمام مدت فیلمبرداری، کمر درد داشت و توی خیلی از سکانس‌ها به دیوار تکیه می‌‌داد. هنوز که هنوز است، این درد را با خود نگه داشته و یادگاری‌‌ ا‌ست که از کشتی انزلی، برایش مانده...
 
درست است که ویلیام وایلر در سفرش به ایران، بازی شما را در فیلم، ستایش کرده بود؟ 
ای آقا! دست روی دلم، نگذارید. 
 
حالا که دیگر گذاشتم! 
برای دوبله‌ «گاو»، رفته بودم اداره‌ فرهنگ و هنر. از کنار اتاق مونتاژ، رد می‌شدم که دیدم انتظامی و مشایخی با مهرجویی، بگو مگو می‌کنند. بی‌توجه گذشتم و اهمیتی ندادم. فردای آن روز، یکی از نگهبان‌ها که می‌شناختمش، من را کنار کشید و گفت: دیروز که برای آقای مهرجویی و بازیگرها، ناهار گرفته بودم، درباره‌ی شما حرف می‌زدند. مشایخی و انتظامی به مهرجویی می‌گفتند که نقش اصلی فیلم، مش حسن است، نه این رمضانی‌فر! چرا باید نقش‌ پر رنگی داشته باشد؟! خلاصه که انتظامی و مشایخی، زیرآبم را زدند و کارگردان هم، تحت تاثیر آن‌ها، چندین سکانس خوب من را غلفتی، کشید بیرون! خبر این قضیه به روزنامه‌ها هم کشیده شد، اما چه فایده؟! 

پیش از آن در تئاتر، چه کارهایی را با جمشید مشایخی، انجام داده بودید؟ 
دو تا نمایش، کار کرده بودم. «ناقالدین» به کارگردانی بهزاد فراهانی که من نقش اولش را بازی می‌کردم. غیر از من و بهزاد فراهانی، فهیمه رحیم‌نیا هم در آن کار حضور داشت که بعد از آن با بهزاد فراهانی، ازدواج کرد. کار دیگری هم بود به نام «آندورا». سر «آندورا»؛ جمیله شیخی فقید، همیشه آتیلا پسیانی را با خود می‌آورد سر تمرین. آتیلا آن موقع، حدودا 10 ساله بود... معمولا او را بیرون می‌بردم و برایش، بستنی می‌خریدم! 

آخر نگفتید، ماجرای ویلیام وایلر، چه بود؟ 
ویلیام وایلر و همسرش به ایران آمدند. «گاو» به صورت محفلی، اکران شده بود و سالن کوچک نمایش فیلم دفتر فیلمسازی محمدعلی فردین فقید، میزبان این مهمانی بود. سالن کوچک، پر شده بود از آدم‌های بزرگ! من هم آن جلو، روی زمین نشسته بودم و فیلم را تماشا می‌کردم. فیلم که تمام شد، وایلر و همسرش، من را صدا زدند و چندین دقیقه باهام حرف زدند و در این دقیقه‌ها، نگاه خشمگین اطرافیان را حس می‌کردم! خلاصه، شلوغش کردند و مشایخی، دستم را گرفت و از جمع، دورم کرد... 
 
فکر می‌کنید، وایلر از بازیتان خوشش آمده بود؟ 
خوشش آمده بود؟! فردای آن روز، مهرجویی، جلویم را گرفت و گفت: هیچ معلومه کجایی؟ دیروز این کارگردانه، منتظرت بود و می‌خواست باهات راجع به کار، حرف بزنه! بعدها، وایلر، فیلم «دختر رایان» را ساخت که پرسوناژ من در فیلم «گاو» در این فیلم هم بود. 
 
دقیقا همان نقش؟! 
دقیقا همان نقش! 
 
پس جمشید مشایخی، سرنوشتتان را عوض کرد؟! 
بله! از این فیلم، اندازه‌ی شیر گاو هم به من، نه پول رسید و نه اعتبار! 
 
دست خیلی‌ها را در سینما، گرفته‌اید... 
مهرجویی از من خواسته بود تا برای یک نقش در «اجاره‌نشین‌ها»، یک ماهه، حسابی چاق شوم! چند روز بعد که او را دیدم، به او گفتم، بازیگر تازه‌کاری را می‌شناسم که برای این نقش، عالی‌ست. عبدی را با خودم بردم پیش مهرجویی و... 
 
پس اکبر عبدی را شما معروف کردید؟ 
فقط او نبود! کامران قدکچیان را با هزار مکافات راضی کردم تا برای فیلم «مکافات» از مهدی فخیم‌زاده‌ گم‌نام، استفاده کند! 
 
مگر تا قبل از این فیلم، بازی نکرده بود؟ 
در یکی‌دو تا فیلم، سیاهی لشکر بود! 
 
بگذریم، دوست نداشتید سیمرغ بگیرید؟ 
والا؛ هنوز یک مرغ هم نگرفته‌ام، چه برسد به سی تا مرغ! البته، جایزه‌ی سلطنتی را برای «گاو» بردم.
 
نقشی است که دوست داشته باشید به خاطرش، سیمرغ بگیرید؟ 
نقش‌های زیادی است که دوست دارم بازی کنم و هنوز موقعیتش پیش نیامده است. راستش هنوز نقشی را که دوست داشته‌ام پیدا نکرده‌ام!
 
 
دیدار سید حسن خمینی با خانواده ستایش
۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵
 
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از علما و اقشار مختلف مهاجران کشور افغانستان که در حرم مطهر امام خمینی(ره) برگزار شد، با اشاره به تلخی‌های حضور در غربت، ایجاد تشکل را یکی از راه‌های کاهش این تلخی‌ها دانست و بر ضرورت پیوند میان مردم و روحانیون افغان ساکن در ایران تأکید کرد. 

به گزارش جماران، سیدحسن خمینی افزود: همواره به مهاجران افغان توصیه کرده‌ام و اکنون نیز می‌گویم که فرزندان‌تان در رشته‌های مختلف، تحصیل خود را ادامه دهند؛ چراکه آینده افغانستان را هیچ‌کس بهتر از فرزندان شیعیانی که در جامعه ما تربیت یافته‌اند، نمی‌توانند اداره کنند. 

او با بیان اینکه جامعه مهاجران افغان عدم رضایت به مشاغل پایین و پیشرفت را هدف خود قرار دهد، تأکید کرد: ان‌شاءالله  فضایی فراهم شود که مهاجران افغان که در ایران حضور دارند، بتوانند به افغانستان بازگردند تا آینده این کشور در اختیار نخبگان محب اهل بیت قرار گیرد. 

در ابتدای این دیدار میترا قدیمی، معاون اداره‌کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری تهران در سخنانی به نمایندگی از خانواده ستایش قریشی که در این دیدار نیز حضور داشتند، از حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی به خاطر ابراز همدردی با خانواده مرحومه تشکر کرد و این پیام را دارای بازتابی مثبت در داخل و خارج کشور و میان اتباع افغان دانست.

گلزاری: هرگز با «بیجه» مصاحبه نکردم
۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۵
 
دکتر محمود گلزاری عضو کمیسیون اجتماعی و فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مطلبی علیه خود مبنی بر ادعای مصاحبه‌اش با «بیجه» - عامل تجاوز و قتل چند کودک در پاکدشت - پاسخ داد.

گلزاری در «خبرآنلاین» با ذکر این بیت از مثنوی «چشم باز و گوش باز و این ذکا / خیره‌ام در چشم‌بندی خدا» نوشت: در سال‌های اول دانشجویی، وقتی برای نخستین بار کتاب «عبدالله بن سبا، مرد افسانه‌ای تاریخ» تألیف مرحوم علامه سیدمرتضی عسکری را خواندم، سخت شگفت‌زده شدم. علامه در این کتاب از قول بعضی از بزرگان گذشته اهل سنت مانند ابن اثیر، ابن کثیر، ابن خلدون و نویسندگان معروف معاصر همانند احمد امین مصری، سید رشیدرضا فرید وجدی، بستانی و حسن ابراهیم نقل می‌کند: «پایه‌گذار شیعه، فردی یهودی از اهل صنعاء یمن بوده است به نام عبدالله بن سبا که در زمان خلیفه سوم به ظاهر اسلام می‌آورد و آرام آرام افرادی مانند ابوذر، عمار یاسر، محمد بن ابی بکر و مالک اشتر را گرد خود جمع می‌کند و با طرفداری تند از علی علیه‌السلام و ذکر فضائلی برای او، هسته اولیه فرقه شیعه را بنا می‌گذارد. توطئه‌های او قتل عثمان را رقم می‌زند، جنگ جمل را به وجود می‌آورد و ده‌ها عقیده افراطی را به نام تشیع، از جمله باور به امام غایب را پایه‌گذاری می‌کند!»

نقش و برنامه‌های «عبدالله بن سبا» را چند تن از مورخان بزرگ اهل سنت در کتاب‌های خود می‌آورند و آیندگان نیز به اطمینان از منابع اولیه بدون تردید در آثار خود آنها را ذکر می‌کنند. علامه عسکری در کتاب خود با بررسی‌های بسیار دقیق و علمی ثابت کرده است که اصلا فردی به نام «عبدالله بن سبا» وجود نداشته و این نام و کارها و گفته‌های منسوب به او را فرد کذابی به نام «سیف بن عمر» ساخته و پرداخته و به خورد تاریخ داده است!

بعد از مطالعه کتاب، خدمت علامه عسکری رفتم و تعجب خود را از مطالب کتاب بیان کردم و اینکه مگر می‌شود قرن‌ها بزرگانی از دانشمندان و مورخان آب به آسیاب چنین افسانه‌ای بریزند؟ ایشان با تأسف سرشان را تکان دادند و گفتند: «سیف بن عمر» بیش از اینها به اسلام ضربه زده است و من در کتاب «صد و پنجاه صحابی ساختگی» آنها را نوشته‌ام. چند ماه بعد ترجمه کتاب «صد و پنجاه صحابی ساختگی» به همت انتشارات بعثت منتشر شد. در این کتاب که اخیرا به صورت چهار جلد بازنشر شده است، می‌خوانیم که «سیف بن عمر» نه تنها بیش از یک صد و پنجاه اسم دروغین را که هیچ واقعیتی نداشته‌اند به عنوان اصحاب پیامبر اکرم (ص) معرفی کرده است بلکه نام ده‌ها شهر را نیز که اصلا در جغرافیای زمین موجود نبوده‌اند در جعلیات خود آورده است!

***

بعد از انتشار خبر قتل ستایش دختر مظلوم افغان، با درخواست‌های متعددی برای تحلیل این حادثه روبه‌رو شدم که چون ابعاد حادثه به درستی روشن نبود، کمی تامل کردم. در برخی از این درخواست‌ها افراد از من می­‌خواستند قاتل ستایش را مانند بیجه (یکی از قاتلان زنجیره­‌ای) تحلیل نکنم و حتی عده‌ای به صراحت از علت تحلیل شخصیت بیجه سوال می‌کردند. با بررسی موضوع و در حدود 40 سال بعد از مطالعه کتاب «عبدالله بن سبا، مرد افسانه‌ای تاریخ» و «صد و پنجاه صحابی ساختگی»، خواندن اتهام‌نامه‌ای سرتاپا دروغ علیه خودم و انتشار گسترده آن در فضای مجازی، نام «سیف بن عمر» و کارهای او را برایم زنده کرد. نویسنده به بهانه قتل ستایش در فیس‌بوک خود می‌نویسد: «یادم هست وقتی محمد بیجه، قاتل قتل‌های مخوف و زنجیره‌ای در پاکدشت دستگیر شد ... او را به تلویزیون آوردند تا با او در مورد اعمال جنایتکارانه‌اش گفت‌وگویی انجام دهند. یکی از این گفت‌وگوهای تلویزیونی را دکتر محمود گلزاری، روان‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، انجام می‌داد. در بخشی از این گفت‌وگوی کوتاه، دکتر گلزاری از بیجه می‌پرسد که آیا نماز می‌خوانی و بیجه در حالی که سرش را پایین انداخته است پاسخ می‌دهد: نه. گلزاری در ادامه از او می‌خواهد سوره حمد را از حفظ بخواند که بار دیگر بیجه سرش را پایین می‌اندازد و می‌گوید سوره حمد را نمی‌داند.»

ایشان بعد از ذکر این مطلب که با جزئیات نقل می‌کند، نتیجه می‌گیرد: «گلزاری با پرسیدن این پرسش‌ها می‌خواست به مخاطب خود بگوید بله! این قاتل سریالی نماز نمی‌خواند و حتی سوره حمد را هم نمی‌تواند از حفظ بخواند و مذهبی نیست و لامذهبی موجب می‌شود که انسان به اصول اخلاقی پایبندی نداشته باشد و چنین فاجعه‌هایی به بار بیاورد. هرچه بود بیجه به سرعت اعدام شد و احتمالا نهایت کار کارشناسی که در مورد او و برای پی بردن به دلایل جنایتکاری‌اش انجام شد، همان تست سوره حمد و نماز بوده است.»

سرانجام وی ادعانامه اصلی خود را با استناد به این ماجرای به‌ظاهر درست و قطعی به محکمی صادر می‌کند: «اگر اعدام درمان درد بود و اگر حفظ بودن سوره حمد جامعه را سالم و اخلاقی می‌ساخت، امروز ایران می‌بایست بر تارک کشورهای جهان از هر جهت می‌درخشید!»

این مطلب بازنشر گسترده‌ای در برخی وبلاگ‌ها، سایت‌ها‌ و گروه‌های تلگرامی متعدد یافت که از بازنشر آن توسط برخی افراد دانشگاهی و فرهیخته باید تعجب کرد. این داستان ساختگی کاملا یادآور جعلیات «سیف بن عمر» در 14 قرن پیش است، با این تفاوت که در عصر کنونی، اگر ذهنیتی با انگیزه‌های از پیش‌ساخته نداشته باشیم می‌توانیم خیلی زود و با کمک اینترنت نخست از صحت یک گفته و شنیده مطمئن شویم و آنگاه در صورت لزوم به نشر آن بپردازیم و البته اگر ذهن و ذهنیتی جهت‌دار داشته باشیم سراسیمه مطلب را می‌گیریم و ذوق‌زده آن را به هر جا می‌پراکنیم!

انگیزه‌های تفرقه‌افکنانه و بنیان‌برانداز «سیف بن عمر» در حوزه اسلام و پیامدهای خونبار و ویران‌ساز کارهای او بعد از قرن‌ها معلوم شده است اما من انگیزه نویسنده را به جز مخالفت با حکومت، به هر قیمت و با هر وسیله، نمی‌دانم. اگر مطلب را خود برساخته و پرداخته که «ویل للمکذبین» و اگر شنیده و نقل کرده که سخن مولا علی را به یادشان می‌آورم که فرمودند: «در دروغگویی تو همین بس که هر چه شنیدی نقل کنی.» (نهج‌البلاغه/ نامه 69)

برای رد این مطلب ساختگی و افسانه‌وار نکات زیر را یادآور می‌شوم:

1- در سال 1376، زمانی که مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیما بودم و جنایات غلامرضا خوشرو (خفاش شب) به رسانه‌ها کشیده شده بود، به پیشنهاد آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست سازمان، برنامه «جستجو» را در شبکه سوم برای تحلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی عوامل جرم با کارگردانی دوست عزیزم آقای عباس رافعی راه انداختم. قرار شد برنامه‌های اول، مصاحبه با خفاش شب باشد و به تحلیل زندگی فردی، خانوادگی و عوامل اجتماعی جنایت‌های او بپردازم. مصاحبه‌ها ابتدا در اداره آگاهی ناجا و سپس در زندان اوین با خفاش شب انجام شد و همزمان همکار محترم آقای دکتر اصغری مقدم، استاد روان‌شناسی دانشگاه شاهد، به زندان رفتند و از او دو آزمون هوش و شخصیت رورشاخ را گرفتند. تمام این جلسات در آرشیو صدا و سیما موجود است. متاسفانه سخت‌گیری‌های مسئول پخش شبکه سه، اجازه پخش بیش از سه جلسه را نداد. گاه از یک برنامه 45 دقیقه‌ای، دو سوم آن را غیرقابل پخش می‌دانستند و گاه یک هفته اصلا اجازه پخش نمی‌دادند. شکایت مکتوب به آقای دکتر لاریجانی، دکتر پورنجاتی (قائم مقام وقت سازمان) و حتی آیت‌الله یزدی، رئیس وقت قوه قضاییه بردم که این برنامه مورد استقبال مردم و راهگشای زندگی آنان است اما می‌گفتند بعضی سوال‌ها و جواب‌ها به صلاح نیست که منتشر شود! برنامه با بررسی وضعیت مجرمان و بزهکاران دیگر ادامه یافت. دو سه برنامه را هم برای نجات جوانان اعدامی مستحق بخشش اختصاص دادیم که خوشبختانه باعث شد یکی از آن نوجوانان خوب زندانی آزاد شود. آن سال‌ها مردم مرا که در کوچه و خیابان می‌دیدند مورد لطف قرار می‌دادند و غرق بوسه می‌کردند. هنوز هم بعد از حدود 20 سال می‌شناسند و با یادآوری آن برنامه محبت می‌کنند و احترام می‌گذارند.

من در تمام مصاحبه‌هایم با خفاش شب از او حتی یک سوال مذهبی نکردم و چیزی از پایبندی‌اش به دین نپرسیدم. دنبال کمبودها، عقده‌ها، بی‌توجهی‌ها و نارسایی‌های اجتماعی، خانوادگی و تربیتی او بودم. به همین دلیل مورد لطف استادان، صاحب‌نظران، نویسندگان و هنرمندان زیادی قرار گرفتم. برای مثال، آقای امیرحسین مدرس، هنرمند فرهیخته، در مصاحبه‌ای که در آذرماه سال 1387 در توضیح اینکه مجری تلویزیون نباید تابع احساسات شود و شیوه بیان نادرستی را برگزیند، می‌گوید: «اگر یادتان باشد دو شب قبل از اعدام جنایتکاری مانند خفاش شب، دکتر گلزاری در یکی از شبکه‌های سیما با او گفت‌وگو کرد و او را مورد روانکاوی قرار داد. در این برنامه دکتر گلزاری به گونه‌ای با خفاش شب حرف زد که ذره‌ای توهین در ادبیات او دیده نمی‌شد. این یعنی وظیفه رسانه و قبل از همه این حرف‌ها رفتار دکتر گلزاری یک رفتار اسلامی بود.»

مجله آنلاین حقوق (Lawpdf.ir) نیز در تاریخ 25/ 2/ 1393 در تحلیل جرم‌شناختی و روان‌شناختی زندگی و رفتار خفاش شب به مصاحبه‌های من استشهاد می‌کند. همین طور چند سایت دیگر. سرانجام غلامرضا خوشرو، معروف به خفاش شب، در سن 28 سالگی در تاریخ 22 /5/ 1376 اعدام شد.

شهید لاجوردی، رییس وقت سازمان زندانها، روز قبل از آن به منزل ما تلفن و از من دعوت کرد که در مراسم اعدام حضور داشته باشم که عذرخواهی کردم و نرفتم.

۲- داستان بیجه در سال 1382 بر سر زبان‌ها افتاد. من با او که در اسفند 1383 اعدام شد هیچ گونه ملاقات حضوری و مصاحبه نداشتم. همکار محترم من، آقای دکتر افروز و چند نفر دیگر از روان‌شناسان و جرم‌شناسان با بیجه مصاحبه کردند. آن هم نه تلویزیونی! دکتر افروز بعدها بررسی‌های خود را از تحلیل شخصیت بیجه در کتابی منتشر کرد.

متاسفانه از آن سال‌ها تاکنون، نه نهادها و سازمان‌های قضایی و انتظامی و نه صدا و سیما برای بررسی علمی آسیب‌های اجتماعی و از جمله تحلیل روانی و شخصیتی مجرمان و بزهکاران کار جذابی نکرده‌اند. تا جایی که خانم دکتر ابراهیمی قوام، استاد دانشگاه علامه طباطبایی می‌نویسد: «ما تنها در این سال‌ها دو تحلیل علمی و روان‌شناختی از شخصیت مجرمان داشته‌ایم. کار دکتر گلزاری با خفاش شب و کار دکتر افروز با بیجه!»

حال یادآور می‌شوم: نویسنده متن کذایی با قاطعیت و با ذکر بعضی جزئیات یادآور می‌شود: «در مصاحبه دکتر گلزاری با بیجه در تلویزیون، از او راجع به نماز و حمد می‌پرسد و دیگر هیچ!» راستی که خسن و خسین هر سه دختران مغاویه‌اند! آیا از سایت‌ها و شبکه‌های مجازی که این مطلب سر تا پا ساختگی را بدون اندک بررسی پخش کرده‌اند، نباید گله‌مند شد و آیا این کار آنها مشابه همان کار نویسندگان خوش‌باور گذشته و معاصر نیست که جعلیات «سیف بن عمر» را بدون بررسی ترویج داده‌اند؟ البته فایده اندک چنین رویدادهای پیش پا افتاده‌ای این است که به شناخت روان‌شناختی، سیاسی و تاریخی ما از آدم‌ها و حوادث عمق بیشتری می‌دهد. 

آخرین وضعیت پرونده‌های «ستایش» و «اعظم»
۰۸ ارديبهشت ۱۳94
 سخنگوی قوه قضاییه توضیحاتی را پیرامون پرونده‌های «اعظم»، «ستایش» و دکل نفتی ارائه داد.

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای در حاشیه مراسم تحلیف کارآموزان قضایی که در ساختمام مرکزی قوه قضاییه برگزار شد در جمع خبرنگاران درباره‌ آخرین وضعیت پرونده آزار و اذیت زنی توسط همسرش در مشهد، گفت: از زمانی که دادستان مشهد متوجه موضوع شد، به طور جد آن را دنبال کرده و اکنون هم موضوع را تعقیب می‌کند. ان‌شاء الله به زودی مراحل این پرونده طی می‌شود، البته هنوز در مرحله رسیدگی است و حکمی صادر نشده است.

وی درباره این موضوع که نظریه پزشکی قانونی در مورد پرونده «ستایش» صادر شده است؟ گفت: نظریه پزشکی قانونی در این زمینه صادر شده و به مرجع قضایی ارسال شده است. اگر اعتراضی وجود نداشته باشد نهایتا کیفرخواست صادر و به دادگاه می‌رود.

وی از بیان جزییات نظریه پزشکی قانونی در پرونده ستایش خودداری کرد و گفت:‌ اجازه دهید که این موضوع را مطرح نکنیم.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که در نشست اخیر گفته بودید حکم مربوط به متهمان بانک صادرات در پرونده 3 هزار میلیاردی صادر شده ولی هنوز ابلاغ نشده است. آیا این احکام اکنون ابلاغ شده است؟ گفت: نهایتا ابلاغ می‌شود، ولی باید مراحل تایپ و ... را طی کند.

وی درباره‌ سفر رییس قوه قضاییه به عراق در هفته آینده و اینکه در چه زمینه‌ای این سفر صورت می‌گیرد؟ گفت: چند ماه پیش از مقامات عراق به ایران آمدند و دعوت رسمی از ما کردند، البته پیشنهاد می‌شد ولی میسر نمی‌شد. اکنون این دعوت مورد پذیرش رئیس قوه قضاییه قرار گرفته و اوایل هفته آینده وی عازم عراق خواهد شد.

وی افزود:‌ قاعدتا به دلیل این که سفر رسمی است و زیارت هم در آن است معمولا بیش از یکی دو روز طول می‌کشد و اجازه دهید پیرامون این سفر خودشان صحبت کنند.

محسنی اژه‌ای درباره‌ این که آیا قرار نهایی در پرونده دکل نفتی صادر شده یا خیر ؟ گفت: اطلاعی از این موضوع ندارم که قرار نهایی صادر شده یا خیر.

وی درباره‌ اینکه آیا رئیس جدید سازمان قضایی نیروهای مسلح مشخص شده است؟ گفت: ان‌شاء الله این موضوع هم مشخص خواهد شد، ولی تا دیروز که پیگیر بودم ابلاغی در این زمینه صادر نشده بود.

محسنی اژه‌ای در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینکه شنیده شده چند نفر در جریان فروش بخشی از آرشیو صدا و سیما به شبکه من و تو بازداشت شده‌اند، گفت: این موضوع را نشنیده‌ام. 
اژه ای در نشست خبری مطرح شد
توضیح درباره وضعیت «امید کوکبی»/ انتقاد از بدسلیقگی در عنوان "گشت نامحسوس"
۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ -
فرارو-سخنگوی قوه قضائیه درباره آخرین وضعیت امید کوکبی، پرونده منا و پرونده بورسیه های توضیح داد. او  از شکایت 185 نفر از خانواده شهدا و 11 مصدوم فاجعه منا خبر داد.
 
حجت‌الاسلام و السملمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در نشست خبری خود با اهالی رسانه ضمن تبریک ایام مبارک رجب درباره‌ رفع تصرف اراضی گفت: در سال 94، 19 هزار و 990 پرونده منجر به صدور حکم و رای نهایی شد که از این تعداد 37 هزار و 297 هکتار از اراضی که به صورت غیرمجاز تصرف شده بود به دولت مسترد شد که این رقم، قابل توجه است و اگر بخواهیم قیمت این 37 هکتار زمین را در نظر بگیریم رقم قابل توجهی می‌شود.
 
محسنی اژه‌ای درباره‌ ساخت و سازها در روستاهای استان زنجان خاطرنشان کرد:‌ تعدادی از این ساخت و سازهای غیرمجاز در دو روستای این استان تخریب و حکم قلع و قمع تعدادی از ساختمان‌های غیر مجاز صادر شده و در دستور اجرا قرار دارد. همچنین از طریق دادستان و مقامات وزارت جهاد کشاورزی به تمامی افرادی که ممکن بود در آینده‌ای نزدیک تصرفاتی را انجام دهد هشدار داده شده که اگر به صورت غیرمجاز تصرف انجام دهند بدون اغماض تخریب خواهد شد.
 
فاجعه منا
سخنگوی دستگاه قضایی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به تعداد افرادی که در حادثه منا دچار حادثه شده بودند، خاطرنشان کرد: در رابطه با فاجعه منا 440 و چند نفری که در منا به شهادت رسیدند تا کنون 185 نفر از خانواده‌های شهدا، شکایت کردند. همچنین 11 نفر از کسانی که مصدوم شدند نیز در این رابطه شکایت کردند. مابقی افراد هنوز شکایتی را به دادگاه تقدیم نکردند، البته این شکایت‌هایی هم که صورت گرفته هنوز منجر به صدور حکم نشده است.
 
دستگیری 8 کارچاق‌کن
محسنی اژه‌ای در ادامه نشست خبری اظهار کرد:‌ افرادی تحت عنوان سودجو و دلال وجود دارند که از مردم پول می گیرند به عنوان اینکه می‌توانند در پرونده قضایی آنها موثر باشند، اما باید گفت که این افراد هیچگونه تاثیری در پرونده‌ها ندارند. همچنین افرادی که به آنها پول می‌دهند پول‌شان از دست می‌رود و همچنین ممکن است برای خود آنها پرونده‌ای تحت عنوان پرداخت رشوه تشکیل شود.
 
وی ادامه داد: در سال 95 با تلاش دستگاه نظارتی قوه قضاییه در همین راستا باندی دستگیر شد؛ در واقع آنها موسسه‌ای را تحت عنوان موسسه حقوقی ثبت کرده بودند که این موسسه دارای چندین دلال بوده و همچنین از افراد وکیل نیز استفاده می کردند و توانسته بودند با برخی از افراد در قوه قضاییه ارتباط بگیرند و تحت همین عنوان از مردم پول دریافت می‌کردند. این موارد موجب بدبینی مردم به قوه قضاییه می‌شود.
 
محسنی اژه‌ای اعلام کرد: بیش از 8 نفر در همین راستا در تهران دستگیر شدند.
 
وضعیت بورسیه ها
محسنی‌اژه‌ای در رابطه با پرونده بورسیه‌ها گفت: سیر قضیه را چندین مرتبه توضیح داده‌ام و تکرار نمی‌کنم. پس از آن که ریاست محترم قوه قضاییه به مقام معظم رهبری نامه نوشتند رهبری اجازه دادند و رئیس قوه قضاییه از وزارت علوم خواست شاکیان را معرفی کند که در این راستا تعدادی معرفی شدند که ریاست قوه قضاییه موارد را ارجاع دادند تا تعدادی قاضی به صورت دقیق مشغول بررسی موضوع شوند و نظر نهایی خود را اعلام کنند.
 
پرونده ثامن الحجج
محسنی اژه‌ای درباره‌ پرونده‌ شرکت تعاونی ثامن‌الحجج گفت: این پرونده یکی از کارهای موفقی بود که با همکاری چند دستگاه انجام شد. بانک مرکزی فردی را مسئول کرد و آن فرد روز و شب برای بررسی موضوع وقت گذاشت. دادستان تهران نیز بازپرسی را تعیین کرده و وزارت اطلاعات هم یک اداره‌ کل را برای این قضیه مجهز کرد و کار بسیار خوبی با همکاری خوبی انجام شد، اما هنوز پایان نیافته است.
 
وی ادامه داد: در این پرونده حدود 800 هزار مورد از حساب‌های مردم تعیین تکلیف شده است و برای این تعداد هزار و 225 میلیارد تومان پرداخت شده است؛ لذا تلاش می‌شود با کمترین هزینه جلوی کارهای غیرمجاز و غیر قانونی گرفته شود.
 
وی خاطرنشان کرد: حکم دو الی سه پرونده صادر شده، اما به دلیل عدم ابلاغ از بیان جزییات آن معذورم، اما یکی از این پرونده‌ها مربوط به پرونده‌ ارزی ها و روزچنگ بود که صادر شده و طی امروز و فردا ابلاغ خواهد شد.
 
وی در رابطه با ارتباط چند نفر با خارج از کشور که دستگیر شده بودند گفت: پرونده این افراد با حضور وکیل رسیدگی شد و برای 4 نفر از 5 نفر حکم صادر شده، اما هنوز حکم ابلاغ نشده است.
 
«امید کوکبی» از امکانات لازم برخوردار است
محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به وضعیت جسمانی امید کوکبی و اینکه نیمی از محکومیت خود را گذرانده است، قوه قضائیه چه تصمیمی را درباره وی اتخاذ می‌کند؟ گفت: ایشان به اتهام جاسوسی محاکمه و به 10 سال حبس محکوم شده‌اند و حکم‌شان قطعی است. جرم جاسوسی برای بیگانه طبعاً ‌در مواردی مجازات بالاتر از این دارد.
 
وی ادامه داد: به نظرتان آیا اگر کارمند معمولی جاسوسی کند مهم‌تر است یا کارمند فنی که می‌تواند با دادن اطلاعات به بیگانه خسارت بیشتری را به کشور وارد کند.
 
معاون اول قوه قضاییه افزود: در مورد اصل جرم در این پرونده باید بگویم که رسیدگی شده و وی محکوم شده است. افراد داخل زندان هم مانند افراد دیگر مریض می‌شوند. اگر در داخل زندان امکانات زندان باشد که معالجه می‌شود در غیر این صورت به بیرون منتقل می‌شود.
 
محسنی‌اژه‌ای بیان کرد: در مورد وی یادآور می‌شوم که در بیمارستان تحت درمان است. اگر پزشکی قانونی نظر دهد که حضور یک زندانی در زندان به طور مطلق و یا تحت شرایطی در زندان وضعیت او را تشدید می‌کند تصمیم لازم اتخاذ می‌شود. در این صورت سازمان زندان‌ها و دادیار زندان با نظر پزشکی قانونی می‌تواند شرایطی را فراهم کند و اگر شرایط بیمار طوری باشد که باید قرنطینه شود و به هیچ وجه امکان حضور وی در زندان نیاز نیست، لذا باید در بیمارستان ویژه تحت بستری باشد که همه این امکانات با نظر پزشکی قانونی انجام می‌شود.
 
محسنی اژه‌ای تاکید کرد: وی از امکانات لازم برخوردار است.
 
احکام متهمان بانک صادرات 
سخنگوی دستگاه قضا در ادامه گفت: احکام متهمان بانک صادرات صادر شده، ولی هنوز ابلاغ نشده است و بعد از ابلاغ توضیحات لازم را ارائه می‌دهم.
 
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به اینکه احکام بانک صادرات صادر شده پرونده خاوری به کجا رسید؟ گفت: وی هنوز غیابی محاکمه نشده و من از این موضوع ناامید ناامیدم. من از استکبار ناامیدم. زیرا کسانی که مدعی مبارزه با تروریست و فسادند اگر راست می‌گویند باید همکاری می کردند. ما اکنون چند نفر از افراد فراری را داریم که جرم‌شان پولشویی است و آزاد هستند. چه بهانه‌ای دارند که آنها را نشان نمی‌دهند.
 
وی افزود: بعید می‌دانم که وی برگردد اما اگر برگشت می‌تواند واخواهی کند و دوباره پرونده با حضور خودش رسیدگی شود.
 
تخلفات انتخاباتی
معاون اول قوه قضائیه درباره تخلفات انتخاباتی نیز گفت: در انتخاباتی که پشت سر گذاشتیم، چه قبل از زمان شروع رسمی تبلیغات و چه بعد از انتخابات و حتی روز انتخابات تخلفاتی صورت گرفت که مجموعاً 943 پرونده در کل دادگستری‌های سراسر کشور تشکیل شد، البته در مورد تعدادی از آن‌ها تشخیص داده شد که جرم نیست و بعضی از آن هم مستقیماً مربوط به تخلفات انتخاباتی نبود و اختلاف بین دو طایفه در زمینه نامزدهای‌شان بود که بین‌شان دعوا شده بود. متعاقب آن برای این افراد هم که ارتباط مستقیم به انتخابات نداشت پرونده تشکیل شد که بیشتر پرونده نزاع بود.
 
محسنی اژه‌ای افزود: از تعداد 943 پرونده تخلفات انتخاباتی، 433 پرونده تعیین تکلیف شد و بقیه در حال رسیدگی است.
 
انتقاد از دولت به خاطر حکم آمریکایی
وی درباره صدور حکمی از سوی دیوان عالی آمریکا علیه ایران و در نظر گرفتن 2 میلیارد دلار به عنوان غرامت در این حکم و اینکه اخیراً رییس بانک مرکزی اعلام کرده که این میزانی که در آمریکا بوده در دولت قبل آزاد بوده است و به دلیل بی‌احتیاطی مسئولان قبلی است که این اتفاق روی داده، گفت: فکر می‌کنم کار دولت قبلی است (با شوخی). یکی از اقدامات ظالمانه و خلاف موازین بین‌المللی توسط آمریکا صورت گرفته که اولی و آخری هم نیست؛ لذا بانک مرکزی و وزارت امور خارجه باید نسبت به این اقدام ظالمانه و خلاف موازین بین‌المللی واکنش جدی نشان دهند.
 
وی افزود: من از اینکه این موضوع چگونه بوده اطلاعی ندارم ولی این بی‌انصافی است که ما هر جا کم می‌آوریم بخواهیم فرافکنی کنیم و همه گناه را گردن دیگری بیاندازیم. آنچه که مسلم است حکم ظالمانه و خلاف موازین بین‌المللی است و وزارت امور خارجه و بانک مرکزی و دستگاه‌های دیگر باید جلوی آن را بگیرند.
 
بخشی از نظرات پزشکی قانونی در پرونده «ستایش» ارائه شد
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در پرونده ستایش قریشی مطرح شده به دلیل اینکه قاتل جوان نابالغ است ممکن است او با وثیقه آزاد شود، گفت: این موضوع از سه جنبه قابل بحث است، اول اینکه بحث وقوع جنایت است که به طور طبیعی همه از آن متأثر شدیم؛ چرا که جنایت بزرگی بود. جنبه دیگر جرمی است که اتفاق افتاده، دستگاه‌های مختلف و مردم واکنش نشان دادند. کسانی هم با خانواده مجنی علیه همدردی کرده‌اند و دستگاه‌های مسئول هم به‌جد و در اولین زمان ممکن وارد شدند و با حساسیت بالا پرونده را دنبال کردند؛ بنابراین در اینجا همه دستگاه‌های ذی‌ربط به صورت فوق‌العاده وارد شدند و پرونده را تعقیب می‌کنند. آیا مانند جنایاتی که در آمریکا رخ داد و مردم را در روز روشن می‌کشتند و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و بعد از سال‌های سال قاتل را تبرئه می‌کردند، در رابطه با این پرونده اقدام شده است؟ که اینطور نیست، به جد همه دستگاه‌ها وارد موضوع شده‌اند.
 
وی افزود: اولاً فردی که این کار را انجام داده نابالغ نبوده حدود 17 سال سن دارد و مسلماً پرونده‌اش به دادگاه می‌رود و رسیدگی می‌شود. اگر این جوان 17 ساله مجازات شد مدعیانی که امروز می‌گویند چرا فرد را مجازات نمی‌کنید فردا بلند می‌شوند که وا کجا نشسته‌اید که حقوق بشر در ایران نقض شد؛ چرا که یک جوان 17 ساله را مجازات کردند.
 
محسنی اژه‌ای تاکید کرد: مدعیان حقوق بشر آمریکایی چه سروصدایی را به راه می‌اندازند. واقعا‌ً شما توجه داشته باشید گاهی بیان جزئیات یک جنایت به نفع خانواده مجنی علیه نیست. گاهی هم ما جزئیاتی از این جنایت را طرح می‌کنیم که به نفع خانواده صدمه دیده نیست. خانواده مقتول در این پرونده بسیار جریحه‌دار شده‌اند و ما هم بیاییم موضوع را مدام در رسانه‌ها مطرح کنیم. آیا در اینجا به نفع خانواده مقتول است یا به ضررش.
 
محسنی اژه‌ای تاکید کرد: به شدت تمام این پرونده قضایی دنبال می‌شود، نظریاتی از پزشکی قانونی درخواست شده که بخشی از آن را دادند و امروز هم قرار بود بخشی را بدهند. بعد از نظریات پزشکی قانونی نسبت به مقتول و قاتل پرونده، اقدامات لازم انجام می‌شود.
 
نیروی انتظامی درباره عنوان «گشت‌های نامحسوس» خوش‌سلیقگی نکرد
محسنِی‌اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا تشکیل گشت‌های نامحسوس پلیس در حالی که ما گشت‌های محسوس را داریم ضروری بوده یا خیر؟ گفت: به نظرم نیروی انتظامی خوش سلیقگی ندارد، این چه عنوانی است که به قضیه داده‌اند؟ البته توضیحات را ارائه داده‌اند و روشی را برای برخورد با فسادهای ظاهری و مشهود در نظر گرفته‌اند که من وارد روش و سلیقه آنها نمی‌شوم.
 
وی افزود: باید پلیس مراقب باشد که کسی از این بابت سوءاستفاده نکند و تخلفی صورت نگیرد. ما هم تذکر می‌دهیم که مراقبت کنند.
 
سخنگوی قوه قضاییه درباره اقدامات پیشگیرانه و برخورد با مسائل خلاف عفت عمومی که توسط نیروی انتظامی انجام شده و در رسانه‌ها منعکس می‌شود، گفت: من نمی‌خواهم مسائل رسانه‌ها را مطرح کنم ولی باید به چند نکته اشاره کنم. اول اینکه ما یک اصل در قانونی اساسی به نام اصل هشتم داریم که در رابطه با موضوع امر به معروف و نهی از منکر است و در رابطه با این اصل سالیان سال بود که قانون عادی نوشته نشده بود و قانون مستقلی نداشتیم که در همین راستا قانون آن تصویب شد و به مرحله نهایی رسید و با تایید شورای نگهبان ابلاغ شد که در مرحله ابلاغ هم رئیس جمهور تعلل کردند، ولی نهایتاً ابلاغ شد.
 
وی افزود: بر اساس این قانون هم حکومت و هم آحاد مردم و هم کسانی که مرتکب منکری می‌شوند وظایفی دارند که در ماده یک آن قانون آمده است. موضوعاتی همچون اینکه چگونه باید از آمران به معروف حمایت شود و اینکه حکومت و مردم چه وظایفی دارند و ... در قانون آمده که هم برای دولت و هم برای قوه مجریه و هم قوه قضائیه وظایفی مشخص شده است.
 
معاون اول قوه قضائیه ادامه داد: در ماده 4 این قانون قید شده که امر به معروف و نهی از منکر قلبی،‌ زبانی و نوشتاری است؛ لذا آحاد جامعه و دولت وظایفی را دارند اما مرتبه عملی آن تنها برای دولت است. اگر کسی می‌خواهد سوال کند که دولت نسبت به این قانون که لازم‌الاجرا شده چه کاری انجام داده و یا دستگاه‌های دیگر و وزارتخانه‌های مختلف و حتی قوه قضائیه چه کار کرده‌اند، درست است.
 
معاون اول قوه قضائیه ادامه داد: یکی از اقدامات قوه قضائیه این بوده اگر امر به معروف و ناهی از منکر صدمه‌ای دید و فردی که علیه امر به معروف مرتکب جرمی شده باشد، جرم او قابل تعلیق نیست. آیا کسی در این راستا نظارت کرده است که باید بگویم قوه قضائیه موظف بوده شعبات ویژه تشکیل دهد و حمایت قانونی داشته باشد.
 
محسنی اژه‌ای یادآور شد: نیروی انتظامی موظف است که با جرایم مشهود برخورد کند؛ چرا که بعضی از لباس‌هایی که در کشور تولید، توزیع و استفاده می‌شود طبیعتاً خلاف قانون است. امروز اگر دستگاهی در این زمینه کوتاهی کرده باید بازخواست شود. این درست نیست که اگر برخورد شد بگوییم چرا برخورد می‌کند؟ یک جا قانون ابلاغ می‌شود ولی عمل نمی‌کنیم جای دیگر قانون ناقص عمل می‌شود؛ لذا ما باید همه ملتزم به قانون باشیم.
 
محسنی‌اژه‌ای تاکید کرد: برخورد با متجاهرین فساد و فحشا و کسانی که برخلاف قانون چه در رابطه با رفتار و چه با پوشش و موارد خلاف و نابهنجار اجتماعی تظاهر به این امر می‌کنند، انجام می‌شود. یک اصل است که دستگاه انتظامی وظیفه دارد با این جرم مشهود برخورد کند و قوه قضاییه هم از آن حمایت می‌کند.
 
وی یادآور شد: حقیقتاً آنچه که در جامعه ما رخ می‌دهد به خصوص در جامعه ما که یک جامعه اسلامی هستیم خلاف قانون بوده است.
 
آخرین وضعیت پرونده قتل دختر 6 ساله افغان
۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
رئیس کل دادگستری تهران در تشریح آخرین وضعیت پرونده قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین گفت: رسیدگی به این پرونده با بررسی همه جانبه ابعاد موضوع در حال انجام است و بعد از رسیدگی مقدماتی دادسرا، رسیدگی نهایی آن به عهده دادگاه کیفری یک استان تهران خواهد بود.
 
به گزارش میزان، غلامحسین اسماعیلی در تشریح آخرین وضعیت پرونده قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین گفت: در رابطه با پرونده حادثه ورامین تاکیدات زیادی صورت گرفته و در پیگیری‌هایی که شخصا انجام داده‌ام مکررا تاکید شده است که فرآیند دادرسی این پرونده در حوزه قضایی شهرستان ورامین در اسرع وقت و با دقت انجام شود.
 
او گفت: رسیدگی به این پرونده با بررسی همه جانبه ابعاد موضوع در حال انجام است و بعد از رسیدگی مقدماتی دادسرا رسیدگی نهایی آن به عهده دادگاه کیفری یک استان است که هماهنگی‌های اولیه انجام شده تا به محض تکمیل تحقیقات توسط دادسرا، امر رسیدگی نهایی در دادگاه کیفری یک استان تهران با سرعت و وفق موازین قانونی انجام شود.
 
رئیس کل دادگستری استان تهران تأکید کرد: پس از اعلام نظر پزشکی قانونی و تکمیل فرآیند دادرسی به تمام ابعاد احتمالی این فاجعه رسیدگی خواهیم کرد.

(تصاویر) تجمع در هرات برای "ستایش"
۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
ده‌ها تن از فعالان جامعه مدنی هرات امروز در برابر کنسولگری ایران در این شهر گردهم آمدند و از این کشور خواستند تا به پرونده قتل ستایش قریشی "به صورت جدی و عادلانه" رسیدگی شود.

تجمع‌کنندگان خواهان محاکمه فوری عامل قتل ستایش شدند.

ستایش قریشی دختر ۶ ساله افغان روز ۲۲ حمل/فروردین در منطقه ورامین تهران، ناپدید و یک روز بعد جسدش در خانه همسایه‎اش پیدا شد.

محمد قاضی‌زاده گزارشگر بی‌بی‌سی در هرات می‌گوید فراخوان برای شرکت در این تجمع از سوی شورای اجتماعی جوانان اعلام شده بود و شماری زن هم در این تجمع دیده می‌شدند.

شرکت کنندگان این تجمع که عکس‌های ستایش قریشی را در دست داشتند، در نامه‌ای از دولت ایران خواستند تا به هدف تسکین روحی خانواده ستایش، اقدامات لازم انجام دهد.




(تصاویر) تجمع در کابل برای
 

پدر قاتل ستایش: با دست خودم پسرم را تحویل دادم/ تحت فشار نیستیم
۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵
از روز کشف جنایت تا کنون خانه شان را رها کرده و به آن مراجعه ننموده‌اند؛ نمی‌خواهند در دید باشند اما ترجیح داده‌اند با یک خبرگزاری به گفت‌وگو نشسته و برخی مسائل را بیان کنند.

به گزارش فارس، خبر دردناک قتل «ستایش قریشی»، دختر 6 ساله افغانستانی که دل‌ها و قلب‌های مردم ایران و افغانستان را به درد آورد، حرف و حدیث‌های زیادی به دنبال داشته و شبکه‌های اجتماعی مملو از اظهارات نسنجیده و دور از واقعیت است؛ مثل تهدید خانواده مقتول، نسبت دادن خانواده متهم به قتل به خانواده شهدا و... .

«حبیب پور جعفر» پدر امیرحسین در رابطه با نحوه اطلاع از حادثه گفت: وقتی سر کار بودم، به من اطلاع دادند که پسرم قتلی مرتکب شده است، من نیز بلافاصله با فرزندم برای معرفی به کلانتری رفتیم، پسرم اعتراف کرد که قتل را انجام داده است من را نیز یک شب در بازداشت نگه داشتند و بعد از اینکه اطمینان پیدا کردند که من گناهی نکردم، من را آزاد کردند.

وی با بیان اینکه کارگر و از قشر ضعیف جامعه است، خاطرنشان کرد: به همراه خانواده مقتول در یک کوچه زندگی می‌کنیم و مقتول مثل خانواده خودم است، روز ختم نیز می‌خواستم در مراسم شرکت کنیم اما به دلیل اینکه جنجالی به پا نشود، در مراسم شرکت نکردیم.

پورجعفر با تأکید بر اینکه ما و خانواده آقای قریشی همسایه هستیم و هیچ مشکلی در طول سالهای گذشته با همدیگر نداشته و نداریم، افزود: به هیچ عنوان پسرم را مخفی نکردم، اینکه از سوی برخی رسانه‌ها آمده دروغ است، با دست خودم پسرم را تحویل دادم، حتی یک شب در بازداشتگاه بودم و بعد از اطمینان از بی‌گناهی من را آزاد کردند، وجداناً فکر می‌کنم که مقتول بچه خودم بوده است.

ایرانیان و افغانستانی‌ها در برابر قانون یکسانند
وی با تأکید براینکه من در اختیار قانون هستم و هرچه قانون بگوید می‌پذیرم، گفت: فرزند من اگر خلافی مرتکب شده است، بر اساس قانون عمل می‌کنیم، تفاوتی بین ما با افغانستانی‌ها نیست، تبعیضی بین ما وجود ندارد و من و پدر مقتول از اقشار ضعیف هستیم و هرچه قانون بگوید عمل می‌کنم.

پورجعفر ادعای برخی رسانه‌ها را مبنی بر اینکه من از خانواده شهید هستم را کذب دانست و گفت: این صحبت‌ها از سوی من گفته نشده است، ما با خانواده مقتول فرقی نداریم و بر اساس قانون عمل می‌کنیم.

وی اظهار داشت: فرزندی که خدا می‌دهد را خودش از ما پس می‌گیرد، خانواده مقتول خانواده خوبی هستند و به ما بدی نکردند، نمی‌دانم چرا فرزندم مرتکب این گناه شد، من شرمنده خانواده مقتول هستم، من یک کارگر ساده هستم و هیچ جایگاهی ندارم ،تحت فشار هم نیستیم و هر چه قانون بگوید عمل می کنم.

پدر مقتول همانند برادر من است 
در ادامه این مصاحبه مادر امیر حسین پورجعفر با تأکید بر صحبت‌های همسرش گفت: شایعاتی که درباره اختلاف خانواده ما با مقتول گفته می‌شود درست نیست، چهار سال است همسایه هستیم و با هم به خوبی زندگی کردیم، حتی عموی ستایش زمانی که پسرم متولد شد، دسته گلی برای ما آورد ما در غم این خانواده شریک هستیم و انتظار نداشتیم که فرزند مان را این کار را کند.

وی خاطرنشان کرد: ما در غم این خانواده شریک هستیم و انتظار این را نداشتیم که فرزندمان این گناه را مرتکب شود، از پدر و مادر ستایش معذرت خواهی می‌کنیم و اینکه ما را در غم خود شریک بدانند، در مراسم دفن ستایش هم از دور شرکت کردم.

مادر متهم به قتل ستایش با بیان اینکه پدر مقتول همانند برادر من است، گفت: وقتی پدر ستایش می خواست که ماشین خود را نزدیک منزل ما پارک کند، به او می گفتیم که مزاحمتی برای ما ندارد، شایعات در مورد ما اشتباه است هرچه قانون بگوید رضایت می‌دهیم.

هیچ تجاوزی به مقتول نشده است
وی با بیان اینکه بعد از اینکه شنیدم پسرم مرتکب قتل شده است،گفت: وقتی فرزندم به ما اطلاع داد که مرتکب قتل شده به حدی حالم بد بود که در بیمارستان بستری شدم و گفتم که پسرم باید در زندان بماند.

وی تصریح کرد: او به من گفت که شیطان من را گول زده است به من گفت که عذاب وجدان دارد. پسرم آزارش به هیچ کس نرسیده بود، او 15 سال دارد و کارت ملی هنوز نگرفته است، اینکه رسانه‌ها می‌گویند او 20 سال دارد، دروغ است.

مادر متهم به قتل ستایش اظهار داشت: ما در غم این افراد شریک هستیم و با این خانواده هیچ کدورتی نداشتیم، غم آنها غم ما است و ما فکر می‌کنیم بین ایرانی و افغانستانی تفاوتی ندارد همه با هم همدل هستیم و قانون هرچه تصمیم بگیرد تابع قانون هستیم و با قانون پیش می رویم.

وی افزود: خدا شاهد است ما اطلاعی از این موضوع نداشتیم، فرزندم به من گفت که شیطان در پوست من رفته است.

مادر امیرحسین پورجعفر با بیان اینکه هیچ تجاوزی به مقتول صورت نگرفته است، گفت: پزشکی قانونی اعلام کرده که هیچ تجاوزی صورت نگرفته و به پدر مقتول اعلام شده است، از رسانه ها خواهش می‌کنیم به خاطر خدا این حرف‌ها را نزنند.

تلگرام و وزارت ارتباطات متهم تراژدی "ستایش"!
۳۱ فروردين ۱۳۹۵ 
 رجا نیوز نوشت: یک نوجوان 15-16 ساله یک گوشی اندرویدی خرید و «تلگرام» را روی آن نصب کرد و به دریای کانال‌های مستهجن افتاد؛ دریایی که حالا به رنگ سرخ درآمده؛ سرخی خونِ «ستایش قریشی.»

بخش هایی از مطلب رجا نیوز در این رابطه به شرح زیر است:

- از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، بسیاری از کارشناسان نسبت به بی‌توجهی مقامات ارشد دولت درباره مساله اینترنت و کنترل مجاری غیراخلاقی آن هشدار دادند؛ هشدارهایی که البته همگی با پاسخ تند حسن روحانی روبرو شد. 


- البته محتوای غیراخلاقی، تنها مشکل اینترنت نیست؛ بلکه انتشار محتوای ضد دینی و ضد عقاید مذهبی هم یکی دیگر از کارکردهای اصلی فضای مجازی است که زمینه را برای سست شدن باورهای اعتقادی جوانان فراهم می‌کند و نهایتا نوجوانان و جوانان در اثر محرک‌های جنسی در اینترنت و به دلیل عدم توانایی در پاسخگویی صحیح به آن، مرتکب جنایاتی نظیر ماجرای ستایش می‌شوند.

- قطعا  وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مساله کشته شدن نونهال 6 ساله - آن هم با این صورت فجیع - سهل انگاری کرده‌اند؛ چرا که وقتی دسترسی به اینترنت آزاد و کانال‌های پورن و ... را به دلیل استفاده‌های انتخاباتی آزاد می‌گذارند و هر کودک نابالغی می‌تواند به سهولتِ خریدن یک سیم کارت پنج هزار تومانی، به آنها دسترسی داشته باشد، نتیجه‌ قطعا همین تراژدی تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم.

- متاسفانه باید اذعان کرد که با ادامه این وضعیت، ستایش تنها قربانی پمپاژ شبانه‌روزی محتوای غیراخلاقی و ضداعتقادی نخواهد بود و این، آغاز مسیری است که کشورهای غربی تا انتهای آن رفتند و حالا قرار است با شعارهای شبه‌روشنفکری و وعده‌های انتخاباتی بر سر ما نیز بیاید.
ممانعت پلیس از برگزاری مراسم یادبود "ستایش"
۳۰ فروردين ۱۳۹۵ -
 
 عصر دوشنبه در پی فراخوانی که از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام گرفته بود، تعدادی از مردم تهران و همچنین افغانستانی‌های مقیم پایتخت برای گرامی‌داشت یاد «ستایش قریشی» و روشن‌کردن شمع در برابر سفارت افغانستان در تهران حضور یافتند که نیروی انتظامی مانع برگزاری هر گونه تجمع شد.

به گزارش ایسنا، ماموران با این استدلال که چنین تجمع و بزرگداشتی مجوز ندارد، از برگزاری این مراسم در مقابل سفارت افغانستان در خیابان پاکستان تهران جلوگیری و افراد حاضر در این خیابان را متفرق کردند.

در پی این اقدام، برخی از شرکت‌کنندگان به پارک نزدیک متروی مصلای تهران رفتند و در آنجا اقدام به روشن‌کردن شمع یادبود کردند که باز هم با دخالت پلیس، جمعیت متفرق شد.

از سویی، تعدادی از افغانستانی‌های حاضر در این مراسم دستگیر و به خودروهای نیروی انتظامی که در آنجا مستقر بودند، منتقل شدند.

همچنین درگیری‌هایی پراکنده بین شرکت‌کنندگان در این مراسم و نیروی انتظامی به وجود آمد چنانکه تعدادی از ماموران در مواردی اقدام به گرفتن شمع از دست برخی شرکت‌کنندگان کردند.

 ‌ستایش قریشی که از پدرو مادر افغانستانی در منطقه خیرآباد ورامین به دنیا آمده بود در حالی که شش سال بیشتر نداشت در روز 22 فروردین سال جاری گم شد و در روز بعد پلیس به خانواده او اطلاع داد که ردی از او گرفته شده است. بر اساس آن چه که روایت شده پسر 17 ساله همسایه عامل تجاوز و قتل ستایش است. در حال حاضر عامل این جنایت هولناک در کانون اصلاح و تربیت به سر می‌برد.

در طی روزهای گذشته مردم و فعالان شبکه‌های اجتماعی به نحوهای مختلفی به بازتاب این اتفاق پرداخته‌اند و با ایجاد هشتک‌هایی از جمله #من ستایش هستم خواستار پیگیری جدی این موضوع از سوی قوه قضاییه شده‌اند.

صبح امروز دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ورامین در مصاحبه‌ای به خبرنگار ایسنا گفت: متهم پرونده قتل دختر 6 ساله افغان در کانون اصلاح و تربیت است و پس از اعلام نظر پزشکی قانونی، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال می‌شود.
ابوالقاسم مرادطلب ادامه داد: متهم این پرونده دستگیر شده و به قتل اعتراف کرده و در حال حاضر هم به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است، چراکه طبق الزام قانونی موجود متهمان کم‌تر از 18 سال به زندان تحویل داده نمی‌شوند و باید در کانون اصلاح و تربیت نگهداری شوند.

او با یادآوری این که متهم پرونده از 24 فروردین‌ماه در کانون اصلاح و تربیت است، گفت: در حال حاضر منتظر ارسال نظریه پزشکی قانونی برای مشخص شدن علت مرگ و سایر مسائل و جوانب پرونده هستیم.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ورامین افزود: قرار شد پزشکی قانونی نظریه را در اسرع وقت تا یکی دو روزه آینده برای ما ارسال کنند تا ما پرونده را به دادگاه کیفری یک استان تهران برای رسیدگی ارسال کنیم.

مرادطلب خاطرنشان کرد: یکی از مواردی که باید پزشکی قانونی به ما اعلام کند، سلامت روانی متهم است؛ البته خودش ادعای عدم سلامت نکرده ولی ما برای تکمیل پرونده و برای این که برگه تایید سلامت روانی وی اخذ شده تا نقصی در پرونده وجود نداشته باشد و از طرفی دیگر متهم در آینده ادعایی خلاف وضعیت فعلی نداشته باشد، از پزشکی قانونی خواستیم که این موضوع را هم بررسی کند.

وی یادآور شد: رسیدگی به این پرونده به صورت ویژه و خارج از نوبت در دستور کار دستگاه قضایی قرار دارد. 

واكنش سيد حسن خمينی به قتل ستايش قريشی
۳۰ فروردين ۱۳۹۵
 
یادگار گرامی امام با خانواده مرحومه ستایش قریشی دختر افغان ساکن ایران که پس از آزار و اذیت به صورت فجیع به قتل رسید، ابراز همدردی کرد.

به گزارش آستان، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

خبر بسیار تلخ بود. و عجیب اینکه در عصر انفجار اطلاعات دیر مطلع مى شویم." ستایش "دختر بچه افغانى آزار مى بیند و کشته مى شود. از این جهت هیچ فرقى بین افغانى و ایرانى نیست ولى شاید این اتفاق اندکى تلخ تر و شکننده تر است. کسانیکه در غربت زیسته باشند و یا از "غربت کشیدگان" مصایب آن را شنیده باشند، در مى یابند که اندوه و مصیبت در غربت سخت تر و دردناک تر است.

 هر چند مى توان گفت برادران و خواهران افغانى ما در این کشور کمتر احساس غربت مى کنند ولى باز نباید غربت را دست کم گرفت. سر بسته بگویم که ظلم، حق کشى، اجحاف و تعدى، ملیت و دین ندارند هر چند شرمندگى آن براى ما صاحب خانه ها مى ماند؛ صاحب خانه هاى مسلمان و شیعیان على و فاطمه ، همان که فرمود " الجار ثم الدار".

با خانواده ى "دخترکم " که مظلومانه روى در نقاب خاک کشید، همدردى مى کنم و براى برادران و خواهران افغانى خویش که عمرى را با طعم تلخ آوارگى زیسته اند، یک زندگى با ثبات و آکنده از سربلندى و افتخار آرزومندم.
 
تسلیت معاون رییس جمهور به خانواده ستایش
۲۹ فروردين ۱۳۹۵ 
 معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در پیامی، حادثه ناگوار قتل ستایش دختر ۶ ساله افغان در ورامین را تسلیت گفت.

به گزارش خبرآنلاین؛ در پیام شهیندخت مولاوردی آمده است؛

هنوز در حال و هوای خبر جانفشانی معلم فداكار سيستان و بلوچستانی در نجات جان دانش آموزانش بوديم كه دیروز خبر تكان دهنده جنايتی كه عليه دختر شش ساله مهاجر افغان در ورامين به وقوع پيوسته است جانمان را به درد آورد.

بازتاب وسيع رسانه ای و واكنش های گسترده عمومی نسبت به اين خبر بعد از يك هفته نشان از عمق فاجعه دارد. در اين شرايط، عرض تسليت و ابراز همدردی با خانواده ستايش كمترين كاری است كه می توان انجام داد.

بی ترديد به مانند موارد مشابه اين روزها تحليل های متعددی از منظر جامعه شناختی، روان شناسی و حتی جرمشناسی و ... در خصوص وجوه، شخصيت و شرايط و اوضاع و احوالی كه جوان هموطنمان را به ارتكاب اين جنايت شنيع سوق داده است ارائه خواهد شد و مجازاتی متناسب با جرم ارتكابی هم كه بدون هيچ اغماضی انتظار وی را می كشد و خانواده ای كه يك عمر بار شرمندگی و عذاب وجدان اين رفتار غير انسانی مرتکب را بر دوش می كشد. خلاصه درد را از هر طرف كه بخوانی درد است ...

از دیروز با ذهنی به هم ريخته و آشفته، مدام اين موضوع را با خودم مرور می كنم كه به كجا چنين شتابان در حركت هستيم؟

روایتی از محل قتل فجیع "ستایش"
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
 
 جنایتی که خبر آن در آخرین شنبه فروردین ماه امسال شبکه های اجتماعی را درنوردید فقط یک قربانی پنج و نیم ساله ندارد. به جز «ستایش» که مهرماه امسال شش ساله می شد پای پسری ۱۶-۱۷ ساله هم در میان است که گرچه متهم این پرونده جنایی محسوب می شود ولی هنوز با گذشت یک هفته از زمان وقوع قتل هیچ کدام از خیرآبادی ها باور ندارند این جنایت به دست پسر سربه زیر محله آنها روی داده باشد.

تحقیقات جنایی درباره جنایتی که در آن دختری 5 ساله به نام «ستایش» قربانی شده درحالی ادامه دارد که هنوز مشخص نیست متهم این پرونده آنچه روی داده را به تنهایی مرتکب شده باشد. این در حالی است که کارآگاهان پلیس 2 شب قبل این پسر را برای بازسازی صحنه قتل به خانه اشان آوردند. 

گفته می شود کارآگاهان پلیس علاوه بر پسری که در همسایگی خانه «ستایش» زندگی می کرده از 2 همکلاسی او نیز تحقیق کرده اند و تحقیق درباره این جنایت از یکی دیگر از پسران این محله نیز جریان دارد. با این حال تا لحظه تنظیم این گزارش هیچ اظهارنظر رسمی از سوی پلیس و دستگاه قضایی مبنی بر اینکه این جنایت با همدستی فرد یا افرادی رقم خورده باشد مطرح نشده است.

یک جنایت دو قربانی
ماجرای گم شدن «ستایش» به بیست و یکمین روز بهار امسال در خیرآباد ورامین واقع در جنوب‌شرقی تهران برمی گردد. درست یک هفته قبل از آنکه شبکه های اجتماعی از ماجرا با خبر شوند «ستایش» در کوچه تو در تویی که از خیابان اصلی خیرآباد به سمت غرب می رفت گم شد. هوا تاریک شد و از ستایش خبری نشد. پدر ستایش بعد از آنکه موضوع را به پلیس گزارش داد، عکس او را روی برگه هایی چاپ کرد و به دست کسبه و اهل محل سپرد تا او را در یافتن دختر بچه اش کمک کنند. «شیرآقا قریشی» پدر «ستایش» علاوه بر این دختر که مهرماه امسال 6سالش تمام می شد یک پسر و یک دختر دیگر داشت و به صورت روزمرد در منطقه کار می کرد. اهالی محل در خیرآباد همدیگر را می شناسند و خیلی زود خبر گم شدن «ستایش» سر سفره شام در خانه ها زبان به زبان شد.

کوچه ها و خیابان های خیرآباد را با «بوستان» شماره گذاری کرده اند. بوستانی که این ماجرا در آن رخ داد، کوچه ای است که درابتدا عرض آن به زحمت یک خودرو را در خود عبور می دهد، گمان می کنید بن بست است. اما در انتهای این کوچه یک راه باریک هست که مثل علامت یک پیچ خطرناک در جاده ها از میان خانه هایی می گذرد. دو پیچ در راه دارید که کاملا قائمه است. حتی اگر دوچرخه برانید هم نمی توانید این مارپیچ باریک را به راحتی بگذرانید. بعد از دو پیچ قائمه مسیر، یک خانه دو طبقه کوچکِ بدون نما هست که دری خاکستری رنگ دارد و اعلامیه مجلس ترحیم ستایش روی آن چسبیده است.

خانه ستایش حیاط ندارد. بعد از خانه آنها 2 در دیگر، یعنی دو خانه دیگر را که رد کنید به دری آبی رنگ می رسید که خانه ای حیاط دار است. آن شب که ستایش گم شد حرف گمشدن این دختربچه در این خانه درآبی هم مطرح شد. خانه ای که حالا بعد از ازدواج 3 دختر بزرگ خانواده، فقط پدر، مادر و پسری 16 ساله در آن زندگی می کنند. مادر خانواده رو به پسرش کرد و گفت: «امیدجان تو ستایش را ندیدی؟ پدر و مادرش از غروب در به در، در جستجوی او هستند. معلوم نیست چه بلایی سرش آمده است».

«امید» اما با تاکید به مادرش جواب داد: «مگر می شود؟ مگر بچه آجی گم نشده بود در مدرسه پیدایش کردیم. حتما او هم جایی است که پیدا می شود».

اما حالا مادر امید اصلا باور ندارد که چنین گفتگویی بین او و پسرش رد و بدل شده در حالی که آن شب پسرش می دانسته بر سر «ستایش» چه آمده است.

حالا تقریبا بعد از یک هفته تحقیق، پلیس «امید» را به کانون اصلاح و تربیت می سپارد تا تحقیقات پرونده این جنایت کامل شود. اما هیچ کس در این محله باور ندارد که «امید» مرتکب چند جنایت شده باشد؛ سخن از «ربودن»، «آزار و اذیت»، «قتل» و «ریختن اسید روی بدن مقتول» به میان آمده است.

خانواده امید که هیچ نمی دانند. از خود می پرسند این اتفاقات در کجای خانه‌شان روی داده است. گویا فردای روزی که «ستایش» گم شده بود «امید» به دوستش گفته بود که چه اتفاقی افتاده است و برای انتقال جسد دختربچه به کمک نیاز دارد. همین سبب شده بود ماجرا به پلیس اطلاع داده شود و راز ناپدید شدن «ستایش» برملا شود. مطابق هر پرونده دیگری که متهم آن فردی زیر 18 سال باشد همه مراحل تحقیق به صورت کاملا محرمانه باید انجام گیرد.

اما وقتی جمعه گذشته مراسم ترحیم این دختربچه برگزار شد شبکه های اجتماعی از آنچه مردم محل درگوشی می گفتند با خبر شدند و موجی درگرفت؛ موجی که به شکل یک کمپین هم درآمد؛ «#من_ستایش_هستم». حالا جنایتی رقم خورده است که یک قربانی آن دختری شش ساله است که دنیای کودکی اش دوامی نداشت و قربانی دیگر آن پسری است که هنوز به سن قانونی نرسیده و آنچه کرده سرنخ عمق یک زخم است؛ زخمی اجتماعی.

اصلا نمی توانیم باور کنیم
جمشید یکی از کسبه محل که آهنگری دارد گفت: من خانواده آنها را می شناسم. اصلا این خانواده جوری نیستند که فکر کنید بچه شان دست به چنین کاری بزند. این خانواده شهید داده اند، خیلی خانواده محترمی هستند.

مردی که در خیابان اصلی خیرآباد، بساط پهن کرده است هم گفت: من خانواده مادر این پسر را هم می شناسم. همه متدین و مذهبی هستند. پدرش هم فرد آرام و خوبی است. هیچ کس باور نمی کند که چنین کاری کرده باشد.

رحمت، یکی از همسایه های این دو خانواده نیز توضیح داد: از وقتی این اتفاق افتاده هر دو خانه خالی است. هیچ کدام از خانواده ها نیستند. هر دو خانواده را می شناختم و با آنها سلام و احوالپرسی داشتم. حتی این پسربچه را هم می شناسم. سر به زیر و آرام است. حتی شیطنتی هم از او ندیده ام.

فرزند آخر یک خانواده معمولی
امید فرزند چهارم یک خانواده است که او تنها پسر آن و آخرین فرزند آن محسوب می شود. پدرش کارمند یکی از نهادهای دولتی و مادرش خانه دار است. بنابر شواهد موجود پدرخانواده همه تلاشش برای تامین خانواده و سامان دادن دختران بوده است. هر سه خواهر امید ازدواج کرده اند و او دایی 5 کودک محسوب می شده است. امید کلاس سوم راهنمایی (سوم متوسطه اول) است. گویا وقتی سه ماهه بوده تشنج کرده مادرش در حالی که به هنگام خواب دهان او را پر از کف دیده به بیمارستان منتقلش کرده است. بعد از آن مرتب دارو مصرف می کرده و به گفته مادرش پای چپش را نمی توانسته درست حرکت دهد. اما هیچ کس هیچ رفتار مشکوک و سئوال برانگیزی از امید ندیده است که کوچکترین ظنی به دست داشتن او در این کار منتهی شود.

مادرش درباره روز حادثه به خبرآنلاین گفت: آن روز می خواستم با دخترم برای خرید رویه مبل به بازار برویم که وقت آمدن پسرم از مدرسه شد. دلشوره داشتم. این اواخر مدرسه گفته بود با دانش آموزی رفت و آمد دارد که اهل شر و شیطنت است. برای همین زود برگشتیم. حتی غروب که گفتند «ستایش» گم شده از امید هم درباره اش پرسیدم.

هیچ مشکل انضباطی نداشت
مدرسه ای که امید در آن درس می خواند هم در همین محله است. تقریبا 10 دقیقه پیاده روی است. مدرسه همان اوایل خیرآباد است و بعد از چند کوچه نوبت به کوچه محل زندگی امید می رسد. مدیرمدرسه ای که «امید» در آن درس می خواند نیز به پرسش های خبرنگار پاسخ داد. او تاکید کرد که «امید» هیچ مشکل انضباطی نداشته است.

مدیر مدرسه اما در پاسخ به این پرسش که مادر متهم ادعا کرده نسبت به نشست و برخاست پسرش با یکی از بچه های مدرسه به آنها تذکر داده اند گفت: هیچ مورد انضباطی نبود که بخواهیم به خانواده امید اطلاع دهیم، اما وضع درسی امید مناسب نبود.

جایی که جنایت رخ داد کجاست؟
با توجه به اینکه پلیس هنوز در حال تحقیق است و از جزییات این ماجرا گزارشی منتشر نکرده است مشخص نیست جسد «ستایش» به طور مشخص در کدام نقطه از خانه ای که امید در آن زندگی می کرده کشف شده است. بنا به گفته اعضای خانواده امید، از چندی قبل پدر خانواده واحدی در طبقه فوقانی خانه ساخته بوده است. امید نیز مدتی بوده که وسایلش شامل لپ تاپ و کتاب های درسی اش را به طبقه بالا برده بوده است. این طبقه بنا به توصیف اعضای خانواده شامل یک هال، یک اتاق، یک سرویس بهدشتی و یک حمام و آشپرخانه کوچک می شود.

مادر «امید» به خبرآنلاین گفت: من آن روز با جارو برقی خانه را جارو کردم اما هیچ چیز مشکوکی نظرم را جلب نکرد. اصلا نمی توانم باور کنم که این کار در خانه ما انجام شده باشد.

با این حال هیچ یک از اعضای خانه بعد از فک پلمپ خانه به آنجا نرفته اند و از آخرین وضع خانه با خبر نیستند.

از سفارت افغانستان هم آمدند
یکی از همسایه ها درباره خانواده «ستایش» گفت: چند روزی هست که در خانه نیستند. اما شنبه بعدازظهر از سفارت افغانستان آمده بودند با آنها صحبت کنند. 

نکته: «امید» نام مستعاری است که برای متهم انتخاب شده.

توضیحات پلیس درباره قتل دختر افغان
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
 
 فرمانده انتظامی شرق استان تهران با تشریح جزییاتی از حادثه قتل دخترک افغانستانی در ورامین ضمن بیان اینکه این دختربچه را همچون فرزند خودمان می‌دانیم، گفت:‌ پلیس خواهان اشد مجازات برای متهم است.

به گزارش ایسنا، سرهنگ عبدالرضا ناظری، درباره جزییات این حادثه گفت: در تاریخ 22 فروردین‌ماه امسال یک مورد مفقودی به پلیس اطلاع داده شد که بلافاصله با توجه به حساسیت موجود، تیمی ویژه از زبده‌ترین کارآگاهان پلیس آگاهی شرق استان تهران رسیدگی به موضوع را در دستورکار قرار دادند.

وی با بیان اینکه ماموران پلیس در کوتاه‌ترین زمان با انجام تحقیقاتی تخصصی به سرنخ‌هایی از این پرونده رسیدند، گفت: فردای روز شکایت یعنی در تاریخ 23 فروردین‌ماه یعنی در زمانی کمتر از 24 ساعت، همکاران من در پلیس آگاهی موفق به شناسایی قاتل شده و این فرد را که پسری 17 ساله بود دستگیر و به مقر پلیس منتقل کردند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با بیان اینکه متهم در مقر پلیس به قتل این دختربچه 6 ساله اعتراف کرد، افزود: پس از تشکیل پرونده بلافاصله پرونده متشکله به مرجع قضایی تحویل داده شد و در حال حاضر رسیدگی به این پرونده در دستگاه قضا در حال انجام است.

ناظری با بیان اینکه متهم پسری 17 ساله و محصل بود، اظهار کرد: شایعات مختلفی در این زمینه در فضای مجازی منتشر شد که برخی از آنها صحت نداشت.

پلیس خواهان اشد مجازات برای متهم است
وی درباره اینکه آیا این پسربچه اقدام به ربودن دختر شش ساله کرده بود، گفت: در تحقیقات پلیس مشخص شد که خانواده این فرد در همسایگی آنها بوده و با یکدیگر رفت و آمد داشته‌اند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با اشاره به جدیت پلیس به ایسنا گفت: پس از حادثه از خانواده این دختربچه دلجویی شد و البته در همان زمان اعلام گزارش نیز ما به خانواده این فرد قول دادیم که این دختربچه را همچون فرزند خودمان می‌دانیم با جدیت تمام برای رسیدگی به این پرونده اقدام خواهیم کرد که خوشبختانه پلیس موفق به کشف جرم در کوتاه‌ترین زمان ممکن شد اما این حادثه برای ما بسیار تلخ بود و ای کاش هیچ‌گاه چنین حادثه‌ای رخ نمی‌داد.

ناظری با تاکید بر اینکه پلیس خواهان اشد مجازات برای این فرد است، اظهار کرد: برای پلیس تابعیت افراد اهمیتی نداشته و زمانی که یک جرم رخ می‌دهد حتما با عاملان آن برخورد خواهیم کرد. کما اینکه در این پرونده همین اتفاق افتاد.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران ابراز امیدواری کرد که با همکاری خوبی که دستگاه قضایی داشته است، رسیدگی به این پرونده به سرعت ادامه یابد. 

نماینده ورامین: قاطعانه با قاتل «ستایش» برخورد می‌کنیم
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
 
نماینده مردم ورامین در مجلس گفت: طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران با قاتل "ستایش قریشی" برخورد خواهیم کرد.

سیدحسین نقوی‌حسینی نماینده مردم ورامین در مجلس شورای اسلامی در حاشیه جلسه علنی صبح امروز پارلمان در جمع خبرنگاران، ضمن محکومیت قتل ستایش قریشی دختر ۶ساله افغانستانی در خیرآباد ورامین، گفت: این حادثه دل مردم ایران و علی‌الخصوص مردم ورامین را به درد آورد.

او ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران مدت‌های مدید میزبان اتباع کشور دوست و برادر افغانستان بوده و دولت و مردم ایران همواره در طی رنج‌هایی که بر ملت افغانستان روا داشته شد، در کنار آنها بودند و رنج‌های این ملت برای ما همچون رنج بر ملت خودمان است.

نماینده مردم ورامین در مجلس با تاکید بر لزوم برخورد قاطعانه با قاتل دختر ۶ ساله افغانستانی، گفت:‌ مجلس شورای اسلامی این موضوع را پیگری خواهد کرد و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران با قاتل ستایش قریشی برخورد خواهیم کرد، چرا که برای دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران تفاوتی بین قتل دختر ایرانی و افغانستانی وجود ندارد. به همین دلیل ما قاطعانه پیگیر این پرونده هستیم تا مسبب این قتل به سزای عمل ننگین خود برسد.

نقوی‌حسینی در پایان تاکید کرد: در مورد این‌گونه حوادث کاملا مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران موضوع را دنبال می‌کنیم و هیچ تفاوتی بین اتباع خارجی و اتباع ایرانی وجود ندارد و بنده به عنوان نماینده مردم ورامین حق و حقوق این خانواده را بدون تفاوت پیگیری می‌کنم.

بازسازی صحنه قتل فجیع "ستایش"
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
 
پسر 17 ساله‌ای که یک دختر افغان را در ورامین ربوده و پس از آزار و شکنجه به قتل رسانده بود، صبح دیروز با حضور مقامات قضایی صحنه جرم را بازسازی کرد.

به گزارش ایران، متهم یکشنبه هفته گذشته - 22 فروردین ماه - یک دختر شش ساله افغانستانی به نام ستایش را از در خانه شان واقع در منطقه خیرآباد ورامین ربوده و پس از تجاوز او را با اسید سوزانده و کشته است.

با ناپدید شدن ستایش، پدرمقتول برای یافتن دخترش در اطراف خانه و محله شان اطلاعیه پخش می‌کند و به این صورت تمام محله برای یافتن این کودک بسیج می‌شوند.

پدر ستایش می‌گوید: نزدیک به 12 ساعت از ناپدید شدن دخترم گذشته بود که یکی از همسایه‌ها به من زنگ زد و گفت، نگران نباش دخترت در این نزدیکی‌ها است. این تماس چندبار دیگر نیز تکرار شد و من مشکوک شدم و موضوع را با پلیس درمیان گذاشتم.

وی ادامه داد: ساعتی بعد پلیس در جست و جوی خانه این همسایه جسد بی‌جان و سوخته دخترم را پیدا کرد و پسر وی را به خاطر قتل و تجاوز به دخترم بازداشت کرد.

این مرد گفت: پس از بازداشت متوجه شدم که متهم موضوع تجاوز و قتل دخترم را با دوستش در میان گذاشته است و او از ترس موضوع را به پدر و خانواده متهم اطلاع داده است و دلیل تماس‌های آنان با ما این بود که فرصتی برای انتقال جسد دخترم پیدا کنند که پلیس این امکان را به آنها نداد.

متهم که پس از دستگیری به جرم خود اعتراف کرده است با قرار بازداشت موقت دراختیار کارآگاهان قرار گرفت و صبح دیروز به دستور بازپرس جنایی ورامین در محل جنایت حاضر شده و چگونگی حادثه را بازسازی کرد.بازسازی صحنه قتل فجیع دختر 6 ساله افغان در ورامین

روایتی از ماجرای قتل فجیع ستایش
۲۸ فروردين ۱۳۹۵
راز جنایت سیاه پسر 18 ساله در تماس دوست او با پلیس برملا شد. متهم، دختر 6 ساله افغان را پس از اینکه مورد آزار و اذیت قرار داد، به قتل رساند و در وان حمام روی او اسید پاشید.

ساعت یک ظهر، یکشنبه ۲۱ فروردین امسال، ستایش به همراه پدر از خانه خارج شد تا بستنی بخرد. مرد جوان بعد از خرید بستنی، دخترش را روانه خانه در منطقه ورامین کرد و با این تصور که دخترک به خانه رسیده است، راهی محل کارش شد. اما نیم ساعتی از این جدایی نگذشته بود که همسرش با او تماس گرفت و از ناپدید شدن دختر 6 ساله‌شان خبر داد.

همسر او مدعی بود که ستایش به خانه نیامده و نگران است. ناپدید شدن ستایش باعث شد تا جست و جو برای یافتن او آغاز شود. دایی ستایش در گفت و گو با آنا می گوید: همه جا را برای پیدا کردن او گشتیم؛ اما اثری از ستایش پیدا نکردیم. به پلیس موضوع را خبر دادیم و منتظر خبری از ستایش شدیم. ساعت 10 شب فردای آن روز، پلیس با ما تماس گرفت و گفت ستایش پیدا شده است. به کلانتری که رفتیم متوجه ماجرا شدیم.

او ادامه داد: پسر 18 ساله همسایه‌شان که تنها سه پلاک با خانه آنها فاصله داشت، ستایش را می‌رباید و بعد از اینکه او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد، به قتل می‌رساند. او جسدش را داخل وان می‌اندازد و اقدام به سوزاندن آن با اسید می‌کند. دقیقا نمی‌دانم پلیس چطور او را دستگیر کرد، اما اینطور که شنیده‌ام، او چون نمی‌تواند جسد را سر به نیست کند، با دوستش تماس می‌گیرد و دوست او که از این ماجرا با خبر می‌شود موضوع را به پلیس خبر می‌دهد.

او در رابطه با قاتل می‌گوید: از بعد از دستگیری،پدر ستایش تنها یکبار او را دیده است، اما قبلا ما، متهم را چندین بار دیده بودیم. حتی این اتفاق که افتاد، مادرش مدام به خانه خواهرم می‌آمد و جویا حال ستایش می‌شد. نمی‌دانم او از این ماجرا با خبر بوده یا نه. ما درحالی دنبال ستایش بودیم که تنها سه خانه آن طرف‌تر او فریاد می‌زد و کمک می‌خواست و ما صدایش را نمی‌شنیدیم.

ایرانی و افغانستانی، داغدار غم هولناک "ستایش"
۲۸ فروردين ۱۳۹۵ 
 
خبر تلخ بود و تصور اینکه این اتفاق در ایران، رخ داده است تلخ‌تر.دختر ۶ ساله افغانستانی کشته شده است ودو جامعه را در بهت فرو برده.

به گزارش تسنیم، خبر هولناک قتل یک دختر 6 ساله افغانستانی دل‌ها و قلب‌های دو ملت ایران و افغانستان را به درد آورده است. ماجرا چند روز قبل مشخص شده است و موجی از تاسف و تاثر را در بین دو ملت به بار آورده است. ابعاد باورنکردنی ماجرا، این اتفاق را تبدیل به یک شوک کرده و  ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها، این حامیان تاریخی انسانیت و راستی، همچنان در بهت به سر می‌بردند.


چیزی در حدود 5 روز قبل، دختر گم می‌شود و گم‌ شدن دختران در سنت مردمان این منطقه از کره خاکی، یادآور یک داغ بزرگ تاریخی است و عجیب دلهره آور است. خبر چند روز بعد به خانواده می‌رسد. «ستایشی» دیگر روی کره خاکی وجود ندارد و همه آرزوهای 6 ساله او مثل زندگی‌ کوتاهش برای همیشه ناتمام مانده است.دخترک به طرز فجیعی به قتل رسیده است، اتفاقی مهیب رخ داده است و داغی بزرگ و باورنکردنی بر دل‌ها گذاشته شده است.

**
ماجرا به شدت مستعد برخاستن دوباره دشمنی‌هاست. کمین‌کرده‌های دشمنی میان دو ملت، انتقام‌گیران تاریخی روزگار شیرین یکدلی، منتظر فرصت‌اند تا جرم ضدانسانی یک شخص ایرانی را به ملیت‌ها ربط دهند و بازار شایعه‌ها داغ شود و فرصت‌طلبان افسار امور را به دست گیرند. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد. ماجرا تغییر کرده است و اتفاقا در اتفاقی حیرت‌انگیز اما آشنا تبدیل به مانور یکدکی و همدلی ایرانی‌ها و افغانستانی می‌شود.

ماجرا از همان ابتدا با همراهی ایرانی‌ها فاش می‌شود، داستان قتل دختر افغانستانی، اساسا با دخالت و افشای مساله توسط ایرانی‌ها فاش می‌شود. دوست ایرانی قاتل وقتی متوجه ماجرا می‌شود به پدرش خبر می‌دهد و پدر سریعا امام جمعه شهر را خبر می‌کند و به فاصله چند ساعت با ابتکار عمل قابل‌تحسین نیروی انتظامی، قاتل دستگیر می‌شود و هم اکنون در بازداشتگاه است.

بالافاصله بعد از این اتفاق، همدلی‌ها و یکدلی‌ها با شدت هر چه تمام‌تر  آغاز می‌شود. جمع زیادی از ایرانی‌های محل با ابراز همدری به سراغ خانواده ستایش می‌روند و اعلام می‌کنند که در کنار آنها خواهند ایستاد. بلافاصله در اقدامی قابل‌تحسین نمایند‌ه‌هایی از اداره اتباع، فرماندهی، نیروی انتظامی، وزارت کشور و... دیگر نهادهای مسئول به جهت تسلیت و همدری به سراغ خانواده قریشی می‌روند و به پدر داغ‌دیده او اطمینان می‌دهند که تا پایان احقاق حق در کنار او هستند.

ایرانی‌های محل جمع می‌شوند و پلاکارد تسلیت می‌زنند و افغانستانی‌ها داغدار را دلداری می‌دهند که سرنوشت این ملت آنچنان به هم گره خورده است که انگار دختر خودشان را از دست داده‌اند.

فضای ایرانی‌ها و افغانستانی مملو از ابراز انزجار از این جنایت می‌شود و این بار نوبت ایرانی‌هاست که افغانستانی‌ها را دلگرمی بدهند. تاریخ پر از غم این منطقه، نیاز به دلداری‌دهنده‌هایی از جنس خود دارد و چه غم‌انگیز است این روزهای تلخ.

افغانستانی‌ها، در کنار یکدیگر جمع شده‌اند، دیگر تفاوت‌ها رنگ باخته است و  سرانجام عصر روز گذشته ختم ستایش قریشی این فرزند افغانستانی و شاید حالا  ایرانی افغانستانی برگزار می‌شود و این گزارشی از یک زن افغانستانی حاضر در این مراسم است.

"ایرانی‌ها می‌گفتند اگر نیاز باشد النگوهایمان را میفروشیم تاحق ستایش گرفته شود و خون آن پایمال نشود "

"امروز ختم دخترکی معصوم بود که خونش جامعه ی مهاجر را در کنار هم قرار داد فارغ از هر رنگ و نژاد و فرقه و مذهب،  یادم می آید وقتی مسجد محل خبرگم شدن دختربچه ای را داد مثل همه ی گم شدن های دوران کودکی فکر میکردیم ساعتی دیگر به خانه برمیگردد....بماند که بازگشت به قیامت شد و بماند که چه گذشت برستایش قصه ی ما که قلب هر انسانی را به درد میاورد اینکه چگونه پسر نوجوانی چنین فجیع قتل انجام میدهد باید جامعه شناسان و روانشناسان نظر بدهند اما امروز یکی از زیباترین همبستگی های عالم مهاجرت به وقوع پیوست مجلس ختم در دو محله ی جداگانه و دو بخش زنانه و مردانه برگزارشد. صبح مراسم سری به دفتر امام جمعه ی منطقه که از انسان های بسیار شریف هستند ورابطه ی تنگاتنگی بامهاجرین دارند زدم ایشان هم ضمن اظهار همدردی و اندوه فراوان باخانواده ی قریشی ضمن تقبیح این عمل خاطر نشان کردند این حادثه ارتباطی با فرقه و مذهب و ملیت ندارد و قلوب آحاد جامعه به درد آمده است و خواستار اجرای حکم قانونی در این باره شدند.
 
ظهر طبق برنامه به مهدیه میروم مقدمات رافراهم می‌کنیم. بانوان یکی یکی می‌آیند. ایرانی، افغانستانی، از هر قومی و تو از این همدلی و همنوایی به وجد می‌آیی. ایرانی‌های زیادی از همان اول با چشمان اشکبار در مجلس بودند و ستایش را دختر خود می‌دانستند. همگی تقاضای اشدمجازات را از مراجع قانونی داشتند و از همه جالبتر اینکه زنان ایرانی در این بین اظهار داشتند که "اگر لازم باشد النگوهایمان را می‌فروشیم تا حق ستایش گرفته شود و خون او پایمال نشود" زنان افغانستانی جمع نیز می‌گفتند هرگونه کمکی مادی و معنوی نیاز باشد ما تا اخر هستیم... همگی آمده بودند تا باری بردارند نه باری باشند بر گرده خانواده ی ستایش و چقدر نگاه خانواده ی ستایش برق امید داشت با این همه همدلی و همدردی. راستی رفتن دیروز پرسنل استانداری و امام جمعه چقدر برخانواده تاثیر مثبت گذاشته بود.

مداح افغانستانی برنامه با ذکر مصیبت حضرت رقیه و با نوای دلنشین خود بغض های فروخورده ی مردم عزادار راشکست و مجلس یکسره صدای شیون و گریه برخون به ناحق ریخته ی نوگل پرپرشده گشت. امروز ستایش تنها نبود شما مهربان مردمان زیر بازوی پدر و مادر او را گرفته بودید. امروز خانواده ستایش برمهربانیتان تکیه زده بود و نشان دادید چه نیک مردمانی هستید از نقاط مختلف تهران پرسان پرسان همگی ستایش شده بودید تا به دریای مهربانی و همدلی بپیوندید"

ماجرا به دور از شبکه‌های اجتماعی و فضاهای غیرواقعی این چنین است. زنان ایرانی‌، می‌‌گویند النگوهایمان را می‌فروشیم تا اگر خرجی باید شود،برای وکیل و پیگیری پرونده تامین شود و در بیرون از این فضای واقعی، پشت صفحات مجازی بازار شایعات همچنان داغ است، همچنان گفته می‌شود که خانواده مقتول حق عزاداری ندارند و دیروز مجلسی ختمی باشکوه برگزار می‌شود و مجلس زنانه و مردانه پرو خالی می‌شود و امام جمعه شهر سخنران مراسم ختم است و مسئولین فرمانداری و نیروی انتظامی برای تسلیت به پدر خانواده به مجلس ختم آمده‌اند، می‌گویند ماجرا رسانه‌ای نشده است و رسانه‌ها یک به یک در حال انتشار هستند، به دروغ می‌گویند رسیدگی پرونده دچار اختلال شده است، قاتل رها شده است و... می‌گویند و می‌گویند و می‌خواهند انتقام تاریخی‌شان از پیوندهای ناگسستنی این دو ملت را بگیرند و موفق نمی‌شوند که " ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست/ باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌"

ابعاد "تجاوز و قتل دختر شش ساله افغانستانی"
۲۷ فروردين ۱۳۹۵
 
فرارو- امیر هاشمی مقدم؛ خبر در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌چرخد و هر کسی خواسته و ناخواسته واکنش تند نشان می‌دهد. فرقی ندارد خواننده خبر ایرانی باشد یا افغانستانی. هر کس از عمق فاجعه آگاه می‌شود، وجودش فرو می‌ریزد.

یکشنبه 21 فروردین است. پسر 17 ساله در ورامین، دختر همسایه افغانستانی‌شان را که هنوز شش سال بیشتر ندارد به خانه می‌برد و پس از رفتار شیطانی با او، با ضربات چاقو وی را به قتل رسانده و در وان حمام بر رویش اسید ریخته تا از بین برود. اما چون جسد به‌طور کامل از بین نرفت، از دوستش یاری می‌طلبد. دوست وی با توجه به ابعاد جرم، ماجرا را با پدر خود در میان گذاشته و پدر هم با یکی از معتمدین محل و نهایتاً بدون کمترین تردیدی به پلیس خبر می‌دهند. پلیس هم هنگام مراجعه به خانه، هم باقیمانده جسد را پیدا می‌کند و هم قاتل را دستگیر.

فارغ از بحث آسیبهای اجتماعی‌ای که گریبان بخشی از جامعه ایران را گرفته که یک نوجوان هفده ساله را به سوی چنین جرمی (که در واقع ترکیبی از چندین جرم دهشتناک است) سوق می‌دهد و نیاز به تحلیلهای جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی جدی و دامنه‌دار دارد، درباره این رویداد چند نکته نظر نگارنده را به خود جلب کرده است:

1- پیش از  هر چیز، شکیبایی خانواده مقتول و برخورد عقلانی با این ماجرا قابل تأمل و بلکه ستودنی است. شوربختانه در مواردی اینچنین، نخستینن گزینه‌ای که به ذهن برخی افراد خطور می‌کند، تقابل قومی یا ملیتی است. یعنی برای نمونه در این مورد، اینگونه ادعا شود که کودک به دلیل «افغانستانی» بودنش توسط یک نوجوان ایرانی به این شیوه به قتل رسید. در مواردی دیگر، شوربختانه سراغ داشتیم که قربانی ایرانی بوده و مجرم افغانستانی، و با واکنش تند برخی افراد «لمپن» روبرو گردیده و کل جامعه افغانستانی متهم شده بود. اما این بار به نظر می‌آید خانواده مقتول و طبقه روشنفکر مهاجرین افغانستانی (که کم و بیش با ایشان در ارتباط هستیم) تاکید داشته‌اند بر غیر ملیتی بودن جرم. به این معنا که قربانی ممکن بود کودکی ایرانی باشد و یا مجرم ممکن بود افغانستانی باشد. در این مورد باید این رفتار خانواده مقتول و روشنفکران مهاجر، الگو قرار گرفته و درسی شود برای جامعه ایرانی.

2- با وجود نکته‌ای که در بالا شرح دادم، تأکید داشتم در عنوان، حتماً به «افغانستانی بودن قربانی» اشاره شود؛ چرا که بسیاری از رسانه‌های زرد ایرانی که صرفاً جلب مخاطب و مشتری، بدون در نظر گرفتن شرایط اخلاقی برای‌شان مهم است، همیشه در بزرگنمایی جرائم مهاجرین دستی دراز داشته و حتی در برخی موارد پیش از اثبات جرم، با همان جریان لمپن اشاره‌شده در بالا همراهی می‌کردند و بدین وسیله، اصلی‌ترین عامل منفی شدن نگاه بخشی از جامعه ایران به مهاجرین افغانستانی بوده‌اند. بنابراین لازم است نشان داده شود مهاجرین در واقع بخشی از جامعه ایران شده و همانگونه که در جرائم دخالت دارند، بسیاری از مواقع نیز خود قربانی جرایم می‌شوند. تلخ و شیرین ایران اکنون برای هر دو یکسان است و مشترک.

3- قبح عمل فراتر از آن است که جامعه به افغانستانی یا ایرانی بودن مجرم و قربانی توجه کند. واکنشها نسبت به این خبر سراسر منفی بود؛ چه از سوی ایرانی‌ها و چه از سوی افغانستانی‌ها. همانگونه که دوستان نزدیک مجرم و اهالی و معتمدین محلی نیز، بدون کمترین تردیدی ماجرا را به پلیس گزارش دادند.

4- جامعه مدنی ایران اکنون احساس نزدیکی بیشتری با مهاجرین نموده و در واقع آنها را بخشی از خود می‌داند. از همین رو است که این خبر در برخی رسانه‌های واقع‌گرا نیز اطلاع‌رسانی شده، بسیاری از فعالین اجتماعی ایرانی از همان ساعات اولیه کشف جرم، به یاری خانواده مقتول شتافته و در خبررسانی، برقراری ارتباط با مقامات بالای قضایی کشور، پیدا کردن وکیل برای خانواده مقتول و... از هیچ کوششی دریغ نکردند.

5- در کنار جامعه مدنی، مسئولین هم نسبت به قضیه حساسیت بالایی نشان داده‌اند. مدیر کل اتباع خارجی استان تهران و نماینده فرمانداری، بخشی از مسئولینی بودند که در نخستین روزها به خانواده مقتول سرکشی کرده و نسبت به پیگیری پرونده و وضعیت پیش‌آمده متعهد شدند.

6- تا اینجای کار همکاری پلیس و دستگاه قضایی روی این ماجرا کاملاً همراه با حساسیت بالا بوده و بی‌تردید یقین داریم نتیجه پرونده این جرم فجیع، به همگان نشان خواهد داد که چنین جرمهایی نه برای جامعه ایرانی و نه برای پلیس و دستگاه قضایی، رنگ و بویی از قومیت و ملیت نداشته و حق و حقوق قربانی و خانواده‌اش بدون کمترین مماشات احقاق خواهد شد.