زمان : 20 Aban 1401 - 18:02
شناسه : 176908
بازدید : 5760
مسئولان و نمایندگان سخن معترضان را بشنوند و چاره‌ای بیندیشند مسئولان و نمایندگان سخن معترضان را بشنوند و چاره‌ای بیندیشند رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آيينه يزد

در این ستون مقاله‌ای تحت عنوان «آقای رئیسی استماع نقد و نظر مردم و بررسی آن مقدم بر سفر نیویورک نبود؟» مورخ 20/7/1401 تقدیم خوانندگان آیینه یزد گردید و انتظار این بود که بعد از درگذشت غم‌انگیز مهسا امینی، رئیس‌جمهور اداره امور را به عهده می‌گرفت و زمینه‌هایی فراهم می‌کردند تا به خواست پروردگار و همت دلسوزان و علاقه‌مندان به انقلاب و همراهی مردم دامنه اعتراضات همانند امروز گسترده نشود. ضمناً بعضی از کارشناسان و یا فعالان سیاسی در تلویزیون فرصت پیدا نمی‌کردند با اظهارنظرهای غیراصولی بنزین بر آتش حوادث بریزند و چه بسا آمار زخمی‌ها و کشته‌ها و شهیدان کمتر از امروز بود و خانواده‌هایی این‌گونه و با این تعداد به علت از دست دادن عزیزانشان عزادار نمی‌شدند. به عنوان نمونه آیت‌ا… جوادی آملی با اشاره به بی‌عرضگی برخی مدیران و اعتراض به اختلاس‌کنندگان می‌گوید با شعار «زن، زندگی، آزادی» مخالفتی ندارد اما افرادی بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند و به بسیاری از شهروندان بویژه به خانم‌ها اهانت نمودند و اختلاف‌افکنی را شدت بخشیدند!!

رئیس نهاد نمایندگان مقام رهبری گفته است: «در اعتراضات سخن حق نیز وجود دارد در یک نظرسنجی انجام شده ده درصد مردم، اغتشاش‌ها و پنجاه و پنج درصد، اعتراضات را تأیید کرده‌اند از این مقدار هشتاد و سه درصد اصلاً در این اعتراضات شرکت نکرده‌اند ولی با این وجود معترض‌اند این افراد شصت درصد مسائل اقتصادی و معیشتی را دلیل این اعتراض‌ها دانسته‌اند و همچنین بیش از بیست درصد فساد اداری و اصلاح ساختار آن را بیان کرده‌اند از این افراد سؤال شده که مطالبات شما چیست؟ که بازهم پنجاه و نه درصد اصلاح معیشت، شش درصد رفع فیلتر و تنها سه و نیم درصد آزادی زنان را در حجاب و پوشش خواستار شده‌اند.»

بنابراین می‌طلبد حاکمان و کارگزاران صف معترضان را از اغتشاشگران جدا کنند، سخن حق آنان را بشنوند، محل مناسب و راهکارهای قانونی بیان انتقادات را هرچه زودتر مشخص کنند و در جبران و اصلاح امور کوشا باشند و به یقین بدانند بعد از درگذشت خانم مهسا امینی اعتراضاتی که شکل گرفت بیشتر نتیجه تبعیضات شکننده، اختلافات طبقاتی، عدم رعایت انصاف و عدالت و وجود شکاف‌های اجتماعی است که از سال‌ها پیش تاکنون مورد توجه و عنایت مسئولان امر قرار نگرفته است و در نهایت عده‌ای از مدیران و حاکمان و کارگزاران و مقامات نسبت به رفع نابسامانی‌ها و مشکلات موجود غفلت کرده‌اند.

مردم فساد اداری، رشوه و اختلاس و حقوق‌های نجومی، تجمل‌گرایی و… را می‌بینند، بسیاری از دانش‌آموزان از عدم عدالت آموزشی رنج می‌برند، عده‌ای از نحوه کنکور و پذیرش دانشجو و استفاده از سهمیه‌های تعیین شده شدیداً گله‌مند هستند، با تاسف، دانش‌آموزانی باید در فضای آزاد، در کپرها، کنار دیوارهای ناایمن، بر روی تکه سنگی یا بلوک سیمانی بنشینند و درس بخوانند، درصد بالایی از مدارس دولتی فاقد امکانات آموزشی می‌باشد و عمر مفید استفاده از آنها سر آمده است و نیاز به مقاوم‌سازی و بازسازی دارد اما تعداد زیادی از فرزندان مدیران و مسئولان به اصطلاح آقازادگان در بهترین محیط‌های آموزشی در داخل و بیش از پنج‌هزار نفر از آنان در کشورهای اروپایی و امریکایی تحصیل می‌کنند در این حال شبکه‌های فارسی زبان خارج ضمن نشان دادن تصویر دختر، پسر یا نوه فلان مقام که در ناز و نعمت بسر می‌برد و تهیه گزارش درباره ساخت محیط‌های آموزشی و بهداشتی و درمانی و مسکونی که توسط دولت ایران در دیگر کشورها احداث گردیده فیلم و خبر تهیه می‌کنند و در کنار آن با وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان مناطق مختلف این سرزمین مقایسه می‌کنند.

عموم مردم با مشکلات اقتصادی روبرو هستند در یکسال اخیر بهای روغن و برنج و گوشت و لبنیات و حبوبات و دارو و امکانات درمانی و دیگر مایحتاج زندگی افزایش چشمگیری داشته و بعضی از کالاها تا چهارصد، پانصد درصد گران‌ شده است. دولت سیزدهم با شعارهای تامین رفاه و رفع فساد و کاهش بهای ارز و دلار روی کار آمد و وعده‌هایی داد که نه تنها تحقق پیدا نکرد بلکه روز‌به‌روز سکه و دلار گران و گران‌تر و با افزایش هزینه‌ها زندگی بر شهروندان مشکل‌تر و گاه طاقت‌فرسا شد چون جراحی اقتصادی بی‌موقع صورت گرفت، تورم و گرانی افسارگسیخته کمر مردم را شکست و به اصطلاح دمار از روزگار مردم درآورد.

ساکنان هر شهر و دیار به دنبال جا و مکانی می‌گردند که بتوانند خطاب به نمایندگانشان بگویند: شما وقتی وارد مجلس شدید از تامین رفاه و آسایش مردم سخن گفتید، شعار دادید که اوضاع زندگی را بهبود می‌بخشید، انقلابی عمل می‌کنید امّا خبرها حکایت از دریافت دویست میلیون تومان برای مسکن و تحویل گرفتن اتومبیلی بود که قیمت آن در بازار آزاد چند صد میلیون تومان بیش از بهای اولیه آن بود. کجا هستند نمایندگانی که در نظر داشتند دولت روحانی را استیضاح کنند و از گرانی اجناس می‌نالیدند و قرار بر این بود که قیمت اجناس از شهریور 1400 گران‌تر نشود، پس وعده و وعیدها به کجا رسید و پاسخ مردمی که اکثر زندگی سختی را می‌گذرانند چیست؟

رئیس مجلس در دوران حکومت حسن روحانی می‌گفت: «مرغ 29 هزار تومانی ربطی به تحریم ندارد اوج بی‌عرضگی دولت است» قالیباف اکنون در برابر گرانی‌های تاسف‌بار چه می‌گوید؟ و در واقع بی‌عرضگی بدین معنی چند درصد افزایش داشته است؟ عده‌ای در زمان دولت دوازدهم می‌گفتند اداره کشور مثل خوردن «چای قند پهلو می‌باشد» چرا در حال حاضر دم فرو بسته‌اند و از تورم و سختی‌های زندگی و گرانی‌های موجود چیزی نمی‌گویند؟ آیا نشسته‌اند که سکه از مرز 16 میلیون تومان و دلار از 36 هزار تومان و بهای بعضی از اقلام و اجناس از سیصد تا چهارصد درصد نسبت به سال گذشته هم بیشتر افزایش یابد؟ گاه بعضی از دارندگان تریبون‌های رسمی فقر و بی‌چیزی و کمبودها در جامعه را دلیل گناه مردم می‌دانند! گوینده‌ای از قناعت می‌گوید و مردم را به اشکنه خوردن دعوت می‌کند و یا توصیه می‌نماید در روز یک‌بار غذا بخورند، کارشناسانی در صدا و سیما که وضع ظاهر و لباس و ماشین سواریشان نشان از رفاه آنان دارد دیگران را دعوت به نخوردن میوه یا برنج می‌کنند همه اینها نشان از آن دارد که معترضان می‌خواهند در فرصت‌های مناسبی که به دست می‌آورند اعتراض‌شان را به گوش مقامات و حاکمان برسانند.

نماینده کاشمر که بعد از سیلی خوردن بدست چند نفر در اداره آگاهی رضایت داد گفت: «بعضی از این سیلی‌ها حق ما است» گرچه عموم مردم نحوه آن‌گونه برخورد با نماینده کاشمر را قبول ندارند اما عجز و ناتوانی و مشکلات انباشته شده چنین وضعی را رقم می‌زند.

شهروندان می‌بینند نماینده‌ای می‌گوید: «برخی از نمایندگان نمی‌دانند به چه طرحی رای داده‌اند و به شوخی اظهار می‌دارند ما شب اخبار را نگاه می‌کنیم آن‌وقت می‌فهمیم به چه رأی داده‌ایم، بعضی از نمایندگان با سیصد وام ده میلیونی دهنشان بسته می‌شود، چند حواله خودرو می‌دهند دیگر حرفی نمی‌زنند، چند سفر خارجی می‌روند ساکت می‌شوند و آن جدا از فسادهای مالی و اخلاقی است که گاه در مورد بعضی از نمایندگان مجلس گفته می‌شود و یا سیلی زدن به صورت سرباز در حین ماموریت می‌باشد.» آیا چنین افرادی گذشته از این که با رأی اقلیتی از شهروندان بر کرسی نمایندگی تکیه زده‌اند می‌توانند از حق مردم دفاع کنند بویژه که پس از اتفاقات سال‌های 1378 و 1388 و 1396 و 1398 مسئولان و کارگزاران نخواستند زمینه‌هایی فراهم کنند تا طبق قانون اساسی به مردم فرصت بدهند بدون خشونت و اغتشاشگری در هر شهر و دیاری بتوانند دور هم جمع شوند و انتظارات به حق و قانونی خود را مطرح کنند مسئولان امر نیز خود را موظف به پاسخگویی ندانستند اگر چنین می‌شد رئیس دولت به خود اجازه نمی‌داد به اصطلاح هر روز دستورالعملی صادر کند شعاری بدهد و در نهایت نتواند به شعارهای داده شده جامعه عمل بپوشاند.

گرچه در این چهل و چند روز شاهد بودیم تعداد اندکی از نمایندگان به وظایف قانونی خود عمل کرده و به حاکمان و کارگزاران و مقامات قضایی و امنیتی تذکرات لازم را داده‌اند و از تریبون مجلس اعلام کردند باید حرف معترضان را شنید و صف اغتشاشگران و تخریب‌کنندگان اموال عمومی را جدا دانست.
نگارنده وقتی تصاویر صحنه‌های درگیری‌های وحشت‌آور و رعب‌انگیز فرزندان این آب و خاک و بدن‌های زخمی و مضروب بر روی زمین افتاده هم‌وطنان اعم از پلیس و پاسدار و دختر و پسر معترض و شهروند این سرزمین را می‌بیند شدیداً متاثر می‌گردد و صحنه‌های به یاد ماندنی سال‌های 56 و 57 در نظرش مجسم می‌شود که چگونه در تظاهرات، زن و مرد، پیر و جوان، دختر و پسر، روحانی و فرهنگی و دانشگاهی و کاسب و کارگر برای کمک به یکدیگر از جان خود مایه می‌گذاشتند روزهایی که سخن از ملی‌گرا، چپ، راست، افراطی، اصلاح‌طلب، اعتدالگرا، خودی و غیرخودی نبود و از جمله خاطرات ایام نزدیک به 22 بهمن ماه 1357 شهر دارالعباده یزد را به یاد می‌آورد که جوانان با خلوص نیت در نیمه‌های شب درب یکایک خانه‌ها بدون این‌که بدانند صاحب خانه چه کسی است یا چه شغلی دارد، می‌کوبیدند و اعلام می‌نمودند مواظب باشید گفته‌اند: طرفداران حکومت آب لوله‌کشی شهر را مسموم کرده‌اند.

به عنوان حسن ختام نظر خوانندگان را به فرازهایی از فرمان همیشه جاوید مولای متقیان حضرت علی(ع) به مالک‌اشتر جلب می‌نماید که آن حضرت فرمود: «…هرگز شتاب بر غضب و دیگر وسایل قهر مکن مادامی که چاره‌ای در اختیار داری… و برای نیازمندان قسمتی از اوقاتت را اختصاص بده که خود تو شخصاً با آنان رویاروی شوی و برای آنان اذن عمومی بدهی که با تو همنشین شوند. در این مجلس که با متن مردم همنشین می‌شوی می‌توانی برای خدایی که ترا آفریده است تواضع و فروتنی نمایی. وقتی که این مجلس تشکیل یافت… سربازان و دستیاران و نگهبانان و پاسبان‌هایت را از تعرض به مردم جلوگیری کن تا گوینده بدون بیم و لکنت زبان و نقص، سخن خود را با تو در میان بگذارد، زیرا من بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: هیچ امتی به مقام رشد و قداست نائل نخواهد گشت مگر اینکه حق ناتوانان آن امت از اقویایشان بدون نقص و لکنت زبان گرفته شود.»(1)

رضا سلطان زاده – مدیرمسئول

پی‌نوشتها:
1- «حکمت اصول سیاسی اسلام»، تالیف علامه محمدتقی جعفری، صفحه 235 و 254، چاپ انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1389.

لینک کوتاه: http://ayenehyazd.ir/ygCj6