بسمه تعالی
با تفاوت عمر سی ساله در تولید
حوزه هنری استان یزد ، امسال یادبودی را به مناسبت ایام عاشورا ، در حیطه سه مقوله هنریِ تأتر ، سینما و هنرهای تجسمی برگذار کرد و طی آن ، شاه بیت کار اجرایی اش را در روز دوم ، با اکران فیلم رستاخیز ، ساخته احمد رضا درویش ، کارگردان توانمند سینمای ایران (هرچند با تعداد تماشاگرانی اندک ، با توجه به اهمیت بالای فیلم) برگذار کرد .
این فیلم با این پیشینه که ، افزون بر ده سال در توقیف اکران عمومی بوده است و هنوز هم مجوز نمایش بر روی پرده را در داخل کشور ندارد و همین امر باعث می گردید که خیل بینندگان فراوانی را به سمت خود جلب نماید ، ولی اینگونه نشد و این فیلم برای مخاطبانی اندک پخش گردید، که جای نقدی دیگر دارد و حوصله ای فراتر !!!
اما آنچه علت مقایسه این دو اثر (روز واقعه و رستاخیز) می گردد ، تشبیهات چندی است که شامل هر دو این آثار می گردد ، از جمله مقوله توقیف اثر ، که اولی را قبل از تولید فیلم شامل شد و دومی را بعد از تولید ، همچنین اولی شامل ممیزی های محتوایی شد و دومی مشمول ممیزی های تصویری و باز ، اولی مدت زمانی را در انتظار تولید به سر برد و دومی در انتظار اکران ، اما چیزی که تفاوت آشکار مابین این دو اثر را در این نقد ، به تبیین می نشاند ، محتوای بالا و درخور تأمل اولی ، با فیلمنامه ای قدرتمند و در مقابل ، دومی ، که حتی اینگونه تداعی می کند که شاید فیلمنامه ای مدون و لاجرم محتوایی نداشته و بیشتر بازسازی صحنه هایِ تعزیه ایِ عاشورایی ، بصورت کلیشه ای بود و چیزی دیگر برای گفتن نداشت.
روز واقعه با اینکه اختلافِ قدمتِ سی ساله ای را در تولید ، نسبت به رستاخیز با خود دارد ، ولی هنوز بعنوان قوی ترین متن سینمایی ، دفاع از مانیفست شیعه را همراهی می نماید و چرا رستاخیز که با هزینههای نجومی و حمایت اولیه چندین برابری نسبت به روز واقعه ، پیش تولید خود را سپری کرد ، نتوانست در این مقام از روز واقعه پیشی بگیرد .
متن روز واقعه نتیجه تراوشات فکری و مختص به شخص نویسنده و مطالعات فردی او بوده و رستاخیز به گواه مندرجات در تیتراژ فیلم ، حاصل تفکرات تیمیِ چندین نفره و مطالعه آثاری فوق العاده و شاخص در تبیین منویات فلسفی و مقدسات شیعه بوده و چنین اثری با چنان پشتوانههایی و گذشت سی سال برتری ، در تکنولوژی تولید و جدید انگاریهایِ روشن بینانه ، در این مقال کم میآورد و از تصویر حقایق و فلسفه وجودی و تبلیغی شیعه باز میماند .
شرح احوال و سرنوشتی که بر رستاخیز رفت حکایت از اسارت اثر در چنبرهٔ چندین طیف سیاسی اعم از اداری و اجتماعی داشته و دارد و این در کُنه اثر به خوبی معلوم است .
حالا این سوال مطرح میگردد که فلسفه تولید این گونه آثار با این هزینههای هنگفت چیست؟
آیا چنین اثری صرفاً در میان جامعه ایرانی باید دیده شود یا اینکه گستره اکران آن و نقش رسالتی اثر ، حلقهای فراتر از مرزهای این سرزمین وشیعیان غیر ایرانی و چه بسا جوامع غیر شیعه ، اعم از مذاهب سنی و حتی مکاتب غیر مسلمان را طلب می نماید .
نکند این گونه تصمیمها در تولید ، نتیجه خواستهٔ مردمی است که ترجیح میدهند کلامی را بشنوند و باز گویند که باورهای قبلی آنها را تایید کند ، تا واقعیتی ، که معادلات ذهنی خود و دیگران را به هم ریزد .
و چرا این گونه میشود و این معضل نه تنها شامل فیلم رستاخیز میشود که گریبانگیر آثاری دیگر که بر همین روال تولید می شوند ، نیز ، می گردد .
محمد رسول الله کاری از مجید مجیدی است که آن هم با هزینهای فوق العاده سنگین و تیمی نیمه جهانی و پروداکشنی بزرگ ساخته میشود که در نو آوری ضعیف و در محتوی به گرد پای فیلم (الرسالة ، ساخته مصطفی عقاد) نمیرسد و باز هم با فاصلهای ۵۰ ساله ، در تولید با آن اثر ، جز داستانهایی تکراری ، چیزی برای گفتن ندارد گویی سرنوشتی همانند رستاخیز برای آن فیلم رقم میخورد.
ادامه دارد
ادامه از قبل
گرچه هر دو فیلم رستاخیز و محمد رسول الله از جلوههای تکنولوژیک بالا و به روز در تولید خود بهره فراوان برده اند ولی چنین آثاری نمیتوانند با بهرهمندی از چنین امتیازاتی ، مخاطب را در طول ِ زمانِ درازِ نمایش فیلم ، که شامل هر دو اثر می شود به پای خود بنشاند و حتی داعیهای هر چند اندک از جهان بینی و بینش محتواییِ غنی و قوی شیعه ، در جهان اسلام و دنیای اندیشه و تفکر ، از خود بروز نمیدهد .
این فرایند و آسیب شناسی آن به یقین جماعتی فهیم و کاردان را میطلبد ، با تنوع دیدگاهی فراتر از ، کسانی که تاکنون بر تولید این گونه آثار چنبرهای خفقان آور زده اند و منافع فردی ایشان اجازه تولید آثاری که بتواند از جایگاه واقعی اندیشه و حکمت اسلام و شیعه دفاع کند را نمیدهد . وگرنه جامعه هنری ایرانی توان تولید آثاری گران سنگ را در این مقال دارد ، حتی در بین هنرمندانی که دغدغه تعصبی و افراطی در مقوله اسلام و مذاهب آن ندارند .
فراموش نکنیم که تولید آثار الرساله و روز واقعه توسط هنرمندان غیر عقیدتی سرانجام گرفته است که اولی توسط هنرمندان هالیوودی و دومی توسط فردی که خود را مبرا از مقوله دین می داند تولید گردیده است ولی هر دو اثر چند سر و گردن از آثار تولید شدهٔ تحت حمایتِ حاکمان هنری ، بالاتر است .
نیاز به آسیب شناسی مقوله بالا از اهم مواردی است که باید توسط صاحب نظران بررسی گردد تا بتوانیم شاهد آثاری باشیم که با صرف چنین بودجههای نجومی ، توان دفاع از اندیشههای والای شیعه و قدرت ابراز وجود در جوامع فرهنگی دیگر را داشته باشد .
احمد معین قفقازی