طنز؛
برهه طبیعی کنونی
یزدفردا؛ بازار لبنیات همچنان در شیب گرانی/ سخنگوی انجمن صنایع فراوردههای لبنی: «گرانی نتیجهی طبیعی تغییر در هزینههای تولید است، نه آشفتگی در بازار.»
راضیه حسینی:
چرا فکر کردید ما فکر کردیم بازار آشفته است؟ اتفاقاً کاملاً منظم و دقیق در حال صعود است. آنقدر منظم که میدانیم از خرید قبلی تا بعدی، حتماً باید منتظر افزایش قیمت باشیم. البته گاهی در بازهی زمانی بین دو خرید هم افزایش رخ میدهد، که هیچ ربطی به آشفتگی بازار ندارد، مشکل از ماست که کمی بین خریدهایمان فاصله میافتد و نمیتوانیم به روند منظم گرانیها برسیم.
واقعاً شرمندهایم که این نظم را به هم میزنیم، مشکل از جیب و حقوق آشفتهی ماست که به هیچ طریقی با نظم افسانهای مملکت جور در نمیآید. ساز مخالفیم میان اینهمه روند طبیعی و دقیق! پول توی جیبمان هنوز هفتهی اول به آخر نرسیده است، تمام میشود و نمیدانیم باید تا آخر ما چه کنیم؟ چطور به گرانیهای نرمال برسیم و بخریم؟
باید یاد بگیریم چطور نخریم؛ ولی باعث آشفتگی هم نشویم. یکطوری چراغ خاموش از میان گرانیها بگذریم. مثل توی فیلمها که سارقان حرفهای بادقت و مهارت از میان خطهای نامرئی دزدگیرها رد میشوند و هیچ اختلالی در شبکهی امنیت مکان موردنظر وارد نمیکنند، ولی به کارشان هم میرسند. ما هم باید بیسروصدا، از میان خطهای نامرئی گرانیها رد شویم، بدون اینکه صدایش را در بیاوریم و نظم بازار را بر هم بزنیم. نخریم، نخوریم، نپوشیم، ولی حرف هم نزنیم. انگار همه چیز طبیعی است و ما از برههی حساس گذشته و حالا در برههی طبیعی کنونی قرار گرفتهایم!
دوربینها هم مردمی را نشان میدهند که در حال خرید هستند و از روند طبیعی لذت میبرند. باقی، مثل اشباح نه دیده میشوند، نه شنیده.
اگر کمی دیگر تلاش کنیم میتوانیم آنقدر خوب خودمان را استتار کنیم که بشویم جزئی از طبیعت اطراف. مثلاً ما را با شمشادهای کنار خیابان اشتباه بگیرند، یا فکر کنند تیر چراغبرق هستیم، یا تابلوی کج شده، نبش ورودی یک کوچه، که یکطرفه بودن را نشان میدهد، ولی طوری چرخیده است که کسی نمیداند بالاخره کدام طرف کوچه یکطرفه است.
امیدواریم مسئولان از تلاشهای ما راضی باشند و بتوانند با آرامش به روند منظم و طبیعی مسئولیت خود ادامه دهند!