زمان : 28 Mordad 1405 - 11:04
شناسه : 223456
بازدید : 502
درباره کودتای ۲۸ مرداد محمد محمودهاشمی: درباره کودتای ۲۸ مرداد یزدفردا؛ سال‌ها از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می‌گذرد و هنوز بحث بر سر این کودتا و نهضت ملی شدن صنعت نفت ادامه دارد...

محمد محمودهاشمی: گویی با گذشت ۷۳ سال از این واقعه مهم تاریخی بازیگران عرصه این رخداد همچنان در صحنه سیاست ایران حضور دارند و برخی از تحلیلگران شاخه‌های مختلف علوم انسانی کودتای ۲۸ مرداد را نه به سان یک واقعه که به تاریخ سپرده شده، بلکه به عنوان آنچه که در امروز ما ساری و جاری است می‌انگارند. گویی فارغ از این مسأله مهم در عرصه تاریخ‌پژوهی هستند که هر واقعه تاریخی را باید در بستر آن زمان و با توجه به شرایط خاص آن لحظات مورد واکاوی قرار داد.

 در مجموع دو نوع نگاه به نهضت ملی نفت و عملکرد رهبر آن دکتر محمد مصدق وجود دارد. نگاهی که این نهضت و عملکرد رهبران آن را در قالب زمانه خود و بر اساس تأمین منافع ملت در آن روزگار می‌بیند و اشتباهات را ناگزیر دانسته و در مجموع کارنامه نهضت ملی را مثبت ارزیابی می‌کند و نگاه دومی که هنوز درگیر امر قدرت در زمان حال و تسری دادن شرایط گذشته به امروز است. از همین روی نگاهش به نهضت ملی و مصدق با انگیزه سیاسی همراه شده و نه تنها مصدق را گناهکار می‌داند، بلکه نهضت ملی نفت را هم زیر سؤال می‌برد.

با تسری دادن شرایط حال به گذشته، یک پژوهشگر قطعا دچار سوءبرداشت تاریخی شده و راهی اشتباه در تشریح و تبیین آن واقعه می‌پیماید. گویی یک شخصیت تاریخی از پیش، آنچه در آینده رخ خواهد داد را می‌دانسته و بر آن اساس کنشگری سیاسی داشته است. با همین اشتباه، تحلیل غلط شکل می‌گیرد و با تحلیل غلط پژوهشگر آنچه گذشته را از شیشه کبود و معوجِ امروز، سیاه و بااعوجاج می‌بیند، در حالی که آن را شفاف و صاف می‌پندارد.

آنچه ما در بین برخی تحلیلگران امروز می‌بینیم نفی حقانیت و یا زیر سؤال بردن نهضتی است که برای گرفتن حق مسلم یک ملت شروع شد و تا انتها پایمردی رهبر این نهضت را به همراه داشت. 

بریتانیای کبیر که تا قبل از جنگ دوم جهانی قدرت بلامنازع جهان بود، به نام شرکت نفت ایران و انگلیس بر نفت ایران و درآمد سرشارش چنبره زده بود و حتی به آنچه با قلدری و به اسم قرارداد بر ایران تحمیل کرده بود، پایبند نبود و هر زمان به بهانه‌ای از پرداخت حق‌السهم ایران از فروش نفت سر باز می‌زد.

پایان جنگ دوم جهانی به عصر استعمار اروپاییان از جمله بریتانیا پایان داد. دو قدرت بزرگ جهان یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در عرصه جهانی به بازیگران اصلی بدل شدند. هر دو این قدرت‌ها به دلایل متفاوت مخالف استعمارگری اروپاییان و خواهان تحدید نفوذ آنها در کشورهای در حال توسعه بودند.

بازار ایالات متحده در آن زمان تکاپوی تولیدات انبوه و متنوع کارخانجات این کشور را نمی‌کرد و نیاز به یافتن بازار جدید در جهان برای آمریکا ضرورت داشت. کشورهای فقیر و یا استعمارزده باید به مقداری از توان اقتصادی می‌رسیدند تا بازاری برای مصرف کالاهای آمریکایی باشند. ایران گرفتار در نفوذ بریتانیا نیز از این امر مستثنا نبود. پس آمریکا تمایل به پایان نفوذ بریتانیا و حضور در بازار نفت خاورمیانه و ایران داشت.

شوروی که شعار مبارزه با سرمایه‌داری جهانی سرمی‌داد و بر سر نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران با بریتانیا مقابله‌ای تاریخی داشت، در فضای بعد از جنگ از هرگونه مقابله ملی با نفوذ سیاسی و اقتصادی بریتانیا حمایت می‌کرد.

توجه به اینکه حتی شرکت نفت ایران و انگلیس به بهانه افزایش پرداخت مالیات به دولت متبوع خود، حاضر به پرداخت کامل سهم دولت ایران نبود و در حالی که در همان زمان شرکت‌های آمریکایی قراردادهایی نفتی با عربستان مبتنی بر تصنیف درآمد فروش نفت منعقد کرده بودند، رهبران نهضت ملی با آگاهی از تغییر شرایط جهانی عاقلانه‌ترین کار؛ یعنی آغاز مقابله با بریتانیا و بیرون کردن این کشور فزون‌خواه از صنعت نفت ایران را شروع کردند و با وجود برخی ریزش‌ها تا آخر بر سر آن ایستادند.

اما بریتانیا به هیچ وجه حاضر نبود با دولت مصدق بر سر مسأله نفت مصالحه کند. نامه‌ای که از رایزن فرهنگی بریتانیا آن لمبتون باقی است، توصیه او به دولت بریتانیا مبنی بر کنار نیامدن با دولت مصدق را آشکار می‌کند. آن لمبتون شخصیتی بسیار کارکشته و آشنا با تاریخ و فرهنگ ایران بود و آثار مهمی چون «مالک و زارع در ایران» و «تداوم و تحول در تاریخ میانه» ایران گوشه کوچکی از کارهای مهم او در زمینه ایران‌شناسی است و عمق آشنایی او با ایران را نشان می‌دهد. نظر او برای سیاستمداران و رهبران بریتانیا حجت تلقی می‌شد و عملکرد آنها در طول زمامداری مصدق بیانگر عمل آنها به توصیه آن لمبتون است.

ساده انگاری است که شرکت و کارگردانی آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد را صرفا به ترس آنها از نفوذ کمونیسم در ایران نسبت دهیم. پژوهشگران و اندیشکده‌های سیاسی این کشور به خوبی از عمق باورهای مذهبی جامعه سنتی ایران باخبر بودند.

تنها اگر به دستورالعمل ارتش آمریکا به سربازان این کشور درباره روش رفتارشان در ایران دهه بیست نگاهی بیندازیم، درخواهیم یافت که دولت آمریکا به خوبی می‌دانست چند افسر توده‌ای قادر به تسلط بر ایران و کمونیست کردن این کشور نیستند.

آنچه آمریکا را به شرکت در کودتا کشاند، این بود که دریافت با وجود حاکمیت ملی در ایران نخواهد توانست مطامع خود را در ایران تأمین کند.

اما یک فرد که قدرتش را مدیون ایالات متحده می‌دانست و با حمایت تمام قد غرب بر تمام مقدرات این ملت مستولی بود، گوش به فرمان سفیر آمریکا داشت و حتی به اشاره سفیر، تاج و تختش را رها می‌کرد. این فرد (محمد رضا پهلوی )بود که منافع آمریکا را تأمین می‌کرد نه مصدق که حتی به قیمت به خطر افتادن جانش حاضر به پذیرفتن این ننگ نبود.

اکنون افرادی بدون توجه به شرایط آن روزگار به خاطر آنکه تنها تکیه دادن به دیوار غرب را راهی برای بهبود وضعیت کشور می‌دانند و از نقد قدرت ابا دارند، تیغ بر مصدق و نهضت ملی نفت می‌کشند و ناجوانمردانه بر او و نهضت می‌تازند.