جناب آقای دولت!
حتما باید هزاران نفر بیکار شوند و تجمع کنند تا دولت متوجه بیکفایتی رییس بانک صنعت و معدن شود؟
یزدفردا؛ بحران فولاد بافق جدیتر از همیشه است؛ کارخانه در آستانه ناتوانی از پرداخت حقوق و دیون خود قرار گرفته و هزاران شغل در معرض خطر است.
جناب آقای دولت!
این نوشته هشداری است که اگر امروز جدی بگیرید به نفعتان است. گرهای است که امروز با دست باز میشود و فردا با دندان هم گشوده نخواهد شد.
داستان کارخانه فولاد بافق است با سالهای طولانی تولید و اشتغال و رونق اقتصادی در استان یزد که منفعتش به همه کشور میرسد. اکنون مدیر بانک صنعت و معدن که معلوم نیست چرا با وجود بازنشسته بودن، روی گلوی صنعت کشور نشسته، در شرایط جنگی، نان هزاران نفر را آجر میکند.
وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، قوه قضاییه و مسئولان استانی حریف این آدم نمیشوند که وظیفه خود مبنی بر پرداخت دیون سررسید گذشته اعتبارات اسنادی و برات را انجام دهد و کارخانهای را که به همت کارگران و مهندسان و مدیران سرپا مانده است، زمین نزند.
مدیر کارخانه میگوید دیگر قادر به پرداخت حقوق پرسنل و دیون خود نیست و کارد به استخوانش رسیده...
کارخانهدار اگر مستأصل شود، تعطیل میکند و میرود. آن وقت هزاران نفر در این شرایط سخت به جمعیت بیکاران اضافه میشوند و لابد راهی نمییابند جز اینکه بروند روبروی این بانک و آن وزارتخانه تحصن کنند و بحران پشت بحران درست شود. و البته یک نفر با حقوق دهها میلیونی و شاید خیلی بیشتر، همچنان بر صندلی نرم خود راحت مینشیند و به ریش هزاران بیکار مستأصل و مقامات بالادستیاش میخندد.
آقای دولت! قبول کنید کلاهتان پشم ندارد و با وجود دستورات مجدد، رییس یک بانک، همهتان را سر کار میگذارد.
یادش بخیر آن روستایی که این کلامش در تاریخ ادبیات سیاسی ایران ماندگار شد؛ گفت: خود دانید و مملکتتان.