زمان : 14 Mehr 1392 - 00:45
شناسه : 77852
بازدید : 12221
غزلی از وحشی بافقی:ریـخــت خـونـم را و بــرد از پــیـش آن بــیـداد کـیـش/	خـون چـون مـن بـیکـسـی آسـان تـوان بـردن ز پـیـش مولانا کمال الدینی (شمس الدین) محمد وحشی بافقی غزلی از وحشی بافقی:ریـخــت خـونـم را و بــرد از پــیـش آن بــیـداد کـیـش/ خـون چـون مـن بـیکـسـی آسـان تـوان بـردن ز پـیـش

یزدفردا :در جهت همراهی با کنگره مولانا کمال الدینی (شمس الدین)  محمد وحشی بافقی بزرگمرد ادبیات ایران که از سرزمین آهن و فولاد شهر بافق واقع در استان یزد  به دنیا معرفی شده است

یزدفردا در جشنواره فرهنگی این بزرگمرد خطه کویر اقدام به برپایی جشنواره فرهنگی اشعار و مطالب مرتبط با وحشی بافقی نموده است و در این راستا غزل " 

.

   " را در ادامه می خوانید:روحش شاد و یادش گرامی باد

ریـخــت خـونـم را و بــرد از پــیـش آن بــیـداد کـیـش خـون چـون مـن بـیکـسـی آسـان تـوان بـردن ز پـیـش
هــســت بــیـش از طــاقــت مــن بــار انــدوه فــراق بــیـش ازیـن طـاقـت نـدارم گـفـتـه ام سـد بــار بـیـش
نـاوکـت گـفـتــم زدل بــگـذشـت رنـجـیـدی بــه جـان جـان مـن گـفـتـم خـطـایی مـگـذران از لـطـف خـویـش
از کــدامـیـن درد خــود نـالــم کــه از دســت غــمـت سینه ام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش
نوش عشرت نیست وحشی در جهان بی نیش غم آرزوی نـــوش اگــــر داری مـــنـــال از زخــــم نـــیـــش