آخرین بروز رسانی : دوشنبه 24 اسفند 1388 21:16:36
  








نسخه فابل چاپ ارسال به دوستان  
بیانيه 44 تن از شهروندان يزدي و نامه سرگشاده آقاي شايق از نگاه آیینه یزد

مدیرمسئول آیینه یزد "رضا سلطان زاده

28 فروردين 1388 - قبل‏ازظهر 11:34                         تعداد باردید : 3210                          کد خبر : 16317

یزدفردا :انعکاس مطبوعات استان در یزدفردا "هفته نامه آیینه یزد :مدیرمسئول آیینه یزد "رضا سلطان زاده :

اخيراً بيانيه‌اي با امضاي 44 نفر از استانداران، روساي سابق دانشگاه يزد عده‌اي از استادان، دبيران، پزشكان، دانشجويان و كارمندان در حمايت از نماينده مردم محترم يزد در مجلس شوراي اسلامي و به دنبال آن نامه سرگشاده آقاي محمدرضا شايق خطاب به امضاكنندگان بيانيه مذكور در سايت «يزد فردا» درج گرديد.

نگارنده اين سطور با احترام به 45 نفر نويسنده و امضاكننده هر دو نامه در اين مقاله تنها به درج موضوعي پيرامون استقبال مردم شهر انبار از مولاي متقيان علي(ع) و اعتراض آن حضرت به نحوه حركت و عمل آنها مي‌پردازد و عيناً بخشي از نامه 44 نفر و به دنبال آن قسمتي از پاسخ آقاي شايق را جهت اطلاع خوانندگان مي‌آوريم:

«متأسفانه در نظام جمهوري اسلامي بعضي نكاتي كه از طرف رهبران ديني و ائمه اطهار از آن نهي شده و به نحوي مورد مذمت قرار گرفته،امروزه به عنوان معروف ترويج، تشويق و تاكيد مي‌گردد. نحوه برخورد امام علي (ع) در رابطه با مردمان شهر انبار كه بر اساس سنت گذشته، اطراف و پيشاپيش حضرت، پياده حركت مي‌كردند را در حكمت 37 نهج البلاغه مي‌خوانيم كه آن حضرت، آنان را از مشقتي كه در دنيا و خسراني كه در آخرت با اين حركت نصيبشان مي‌شود باز مي‌دارند».(1)

در نامه آقاي شايق آمده است:«سپس نويسندگان «بيانيه 44 نفر» در طي نامه اشاره به اعتراض اميرالمومنين(ع) به پايكوبي مردم انبار نموده و آورده‌اند كه حضرت امير(ع) به خاطر اين كه مردم انبار پيشاپيش حضرت حركت مي‌كردند اعتراض كرده فرمودند اين كار باعث مشقت دنيا و خسران آخرت است.انشاء‌الله نويسنده محترم قصد تحريف حديث را نداشته و به خاطر عدم تخصص در اين رشته اين اشتباه را مرتكب شده است زيرا در روايت مزبور آمده «فترجلوا و اشتدوا بين يديه» در مقابل حضرت به شدت شروع به پايكوبي نمودند كه امروز اين عمل در ميان عربها به (يزله) معروف است و آن بدين صورت است كه به صورت پي در پي يك پا را بالا آورده و هماهنگ بر زمين مي‌كوبند و همراه آن يك دست را بالا مي‌برند و همزمان فرياد مي‌زنند حضرت نه به استقبال آنها اعتراض فرمودند نه به حركت آنها در اطراف خود،بلكه به آن عمل ناخوشايند معترض شدند و اين ربطي به استقبال صميمي از رييس جمهور ندارد».(2)

در آغاز بخش هايي از مقاله عنايت الله فاتحي نژاد در مورد پيشينه شهر انبار براي اطلاع بيشتر خوانندگان نقل مي‌گردد:

انبار از شهرهاي مشهور ايران در دوره ساساني در كناره شرقي فرات و در شمال غربي تيسفون، ويرانه‌هاي اين شهر در 43 و 43 درجه طول شرقي و 33، 5/22 درجه عرض شمالي قرار دارد...

انبار در دوره ساساني پس از تيسفون بزرگترين شهر غرب ايران به شمارمي رفت چون مركز ذخيره آذوقه و ساز و برگ سپاهيان بود.به اين نام (در پهلوي هنبار خوانده مي‌شد)...

انبار در زمان شاپور دوم نيز به ويژه در جنگهاي ايران و روم نقش بسزايي داشت...

انوشيروان براي تقويت بنيه دفاعي ايران در مرزهاي غربي مجاور با روم و صحراي عربستان به بازسازي پادگان‌هاي انبار و حيره پرداخت و استحكامات دفاعي آن نواحي را تقويت كرد...

دوره اسلامي:خالد بن وليد در سال 12 ق، از فتح حيره، راهي انبار شد.شيرزاد فرمانده لشكر ايران كه توان رويارويي با مسلمانان را نداشت به قلعه شهر پناه برد.

به گفته بلاذري دهقانان انبار از سعد بن ابي وقاص خواستند كه نهر شيلي را كه شاپور حفر كرده بود، مرمت كند وي اين كار را به سعد بن عمرو سپرد و او چون به كوهي برخورد كه كندن آن را در توان خود نديد، از ادامه كار دست برداشت و سرانجام حجاج بن يوسف حاكم عراق اين كار را به انجام رسانيد درسال 14 ق، خليفه عمربن خطاب به سعد بن ابي وقاص نوشت كه پايگاهي براي سپاهيان و مسلمانان در عراق برگزيند و او نخست انبار را بدين منظور برگزيد اما به سبب شيوع بيماري آنجا را مناسب نيافت و به جاي آن كوفه را پي ريزي كرد...

در سال 36 ق حضرت علي(ع) هنگام رفتن به جنگ صفين دو روز در انبار اقامت فرمود و دهقانان ايراني «بنو خوش نوشك» از ايشان استقبال كردند(3).

دكتر صبحي صالح ذيل اين مطلب به شماره 37 كلمات زير را بدين گونه معني مي‌كند.

الدهاقين–جمع دهقان: وهو زعيم الفلاحين في العجم، والانبار من بلاد العراق.

تَرَجَّلوا: اَي نزلوا عن خيو لهم مشاه اشتدوا: اسرَعوا (4)

نويسنده كتاب امام علي بن ابي طالب(ع) در شرح مسافرت حضرت به شهر انبار مي‌نويسد:

گروهي از دهقانان با چهارپايان و خوراكيهايي براي تحفه دادن به خود او و افرادش به خدمتش رسيدند. امتناع كرد و فرمود:«اگر دوست داريد اين چهارپايان را از شما بگيريم آنها را مي‌گيرم و، اما بابت خراج و مالياتي كه بايد بدهيد حساب مي‌كنيم. ولي طعامي كه براي ما ساخته ايد، نمي‌گيريم زيرا دوست نداريم چيزي از اموال شما را بدون بها بخوريم...» خواستند با زيركي وي را به قبول آن هديه وادار سازند گفتند:«اميرالمومنين، ما آنها را قيمت مي‌كنيم و بعد بهايش را مي‌پذيريم...»

حيله آنان را فهميده خنديد و گفت:

در اين صورت قيمتش را ارزيابي نكرده ايد، ما به چيزهاي ديگر اكتفا مي‌كنيم.

چون اصرار كردند روي ترش كرده فرمود: «واي بر شما! ما از شما بي نيازتريم....»

هداياي گرانقيمتشان را در راه گذاشت و رفت...»(5)

علامه خويي در شرح و معني كلمه قصار «شماره 36» مولاي متقيان مي‌نويسد:

نهض الاسلام والقران بالبشر نهضه ديمو قراطيه عميقه مقرونه بالعلم والمعرفه، فرفع العرب من حضيض الجهاله فصاروا امّه عالمه ديمو قراطاً بطبعهم المنزه عن تشريفات ملوكيه مصنوعه في الفارس والرّوم ،و هذا هو سر تقدّم المسلمين الجدد في القرون الاولي الهجريه و نشرالاسلام في بلاد كفارس والرّوم المكبّله بقيود التشريفات منذ قرون، فكان من شأن الاسلام تحرير النّاس عن هذه القيود الثقّيله:

ترجمه جملات علامه خويي بدين مضمون مي‌باشد:

قرآن و اسلام در ميان مردم نهضت ريشه دار و دموكراسي توام با علم ومعرفت ايجاد كرد عربها را از پستي و جهالت رهانيد و آنان را به عزت رسانيد، امت دانا و آزاده‌اي شدند كه خالي از تشريفات مرسوم ايراني و رومي بود.

اين راز پيشرفت مسلمانان در قرن‌هاي اوليه هجري بوده است.

اسلام در سرزمين فارس و روم گسترش يافت كه با زنجيرهاي تشريفات دستشان بسته بود اما شأن اسلام اين بود كه مردم را از قيد و بندهاي سنگين آزاد كند.

مصحح و مترجم اين كتاب ذيل كلمه قصار 36 عنوان پاي كوبي و اظهار احساسات را خارج از ترجمه و همراه با كلمه به «اصطلاح» اضافه نموده است.

«علي(ع) به سوي شام سفر كرد و چون به شهر انبار رسيد- در كنارة فرات- دهقانان انبار در برابر آن حضرت از مركبهاي خود پياده شدند و در جلو او دويدند-و به اصطلاح پاي كوبي كردند- علي(ع) به آنها فرمود: اين كار شما چه معني دارد؟ در پاسخ گفتند: اين رسمي است كه ما به وسيله آن امراء خود را تعظيم مي‌كنيم.- اظهار احساسات– آن حضرت فرمود:به خدا اين كار براي امراء شما سودي ندارد و به راستي كه شما خود را بدين كار در دنيا رنج مي‌دهيد و در ديگر سراي بدان بدبخت مي‌شويد وه چه بسيار زيانبار است رنجي كه عذابش در دنبال، و چه بسيار سودمند است استراحتي كه قرين أمان از دوزخ و وبال است.»(6)

فيض الاسلام در كتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه موضوع روبه رو شدن مولاي متقيان با دهقانان شهر انبار را به شرح ذيل مي‌نگارد:

«امام علي(ع) هنگام رفتن به شام كدخدايان و بزرگان انبار (شهري در عراق) به آنحضرت برخورده به تعظيم و احترامش از اسبها پياد شده در پيش ركابش دويدند فرمود: اين چه كاري بود كه كرديد؟ گفتند اين خوي ما است كه سرداران و حكمرانان خود را با آن احترام مي‌نمائيم پس آن بزرگوار (در نكوهش فروتني براي غيرخدا) فرمود: سوگند به خدا حكمرانان شما در اين كار سود نمي‌برند و شما خود را در دنياتان به رنج و در آخرتتان با اين كار به بدبختي گرفتار مي‌سازيد (چون فروتني براي غيرخدا گناه و مستلزم عذاب است) و چه بسيار زيان دارد رنجي (فروتني براي غيرخدا) را كه پي آن كيفر باشد، و چه بسيار سود دارد آسودگي (رنج نبردن براي خوش آمدن مخلوق) را كه همراه آن ايمني از آتش (دوزخ) باشد.» (7)

در كتاب ترجمه نهج البلاغه به قلم محمد جعفر امامي و محمدرضا آشتياني كه زير نظر آيت الله مكارم شيرازي چاپ شده داستان رو به رو شدن امام با مردم شهر انبار را به شرح ذيل بازگو مي‌كند:

اين سخن را امام(ع) هنگامي فرمود كه در مسير حركتش به شام كدخدايان شهر انبار با او ملاقات كردند و به خاطر امام(ع) از مركب پياده شدند و با سرعت بسوي او شتافتند (و مراسمي كه نشانه ذلت در برابر امراء بود انجام دادند) امام(ع) فرمود اين چه كاري بود كه شما كرديد)؟

عرض كردند اين آدابي است كه ما اميران خود را با آن بزرگ مي‌داريم. امام فرمود: به خدا سوگند با اين عمل زمامداران شما بهره مند نمي‌شوند؛ و شما با اين كار در دنيا مشقت برخود هموار مي‌سازيد. و در قيامت بدبخت خواهيد بود چه زيان بار است مشقتي كه پشت سر آن مجازات الهي باشد و چه پر سود است آرامشي كه با آن امان از عذاب دوزخ باشد.(8)

دكتر اسدالله مبشري پيرامون مسافرت اولين پيشواي شيعيان جهان به شهر انبار مي‌نويسد:

در سفر مولا(ع) به شام گروهي از كدخدايان انبار به مولا(ع)برخوردند و بزرگداشت او را پياده شدند و در ركابش دويدند.

پس مولا(ع) پرسيد:

اين چه كار است كه مي‌كنيد؟

گفتند اين روش ماست كه بزرگان خود را به آن گرامي مي‌داريم.

مولا گفت:به خداي سوگند كه سروران شما از اين كارسودي نمي‌برند اما شما به اين كار در اين جهان خويشتن را به رنج اندر مي‌افكنيد و در آن جهان به بدبختي گرفتار مي‌آييد چه زيانبار است مشقتي كه عذاب خداي در پي دارد، و چه سود بخش است راحتي كه رهايي از آتش با آن قرين باشد.(9)

كتابهاي لغت از جمله: تاج العروس، المنجد منتهي الارب، منجدالطلاب لغت «تَرَجّلوا» را به معني از مركب خود پياده شدند و رفتند و لغت «اشتدّوا» را به معناي با سرعت رفتند و دويدند و دهاقين را جمع دهقان و به معناي رييس اقليم، تاجر، رييس ده و بزرگ كشاورزان ذكر نموده اند. مولف فرهنگ معين مي‌نويسد:اصل اين كلمه پهلوي با تلفظ دهيكان و دهگان است كه در زبان عرب دهقان (با كسر وضمه اول) تلفظ مي‌شود و جمع آن دهاقين و دهاقنه مي‌باشد. بنابراين حدود 15 كتاب كه اكثر به عنوان مرجع و مأخذ تلقي مي‌شود بحثي از اينكه دو كلمه «ترجلوا» و «واشتدوا» به معني و مفهوم آنچه آقاي شايق نوشته، اشاره‌اي به (يزله) به معني پايكوبي مخصوص عرب‌ها نكرده‌اند به هر حال در صورتي كه آقاي شايق توضيحي در اين زمينه ارائه دهند در اين هفته نامه درج خواهد شد.

مدير مسئول

پي‌نوشت‌ها:

(1) بخشي از نامه 44 نفر به نقل از سايت يزد فردا

(2) پاسخ آقاي محمدرضا شايق به بيانيه 44نفر نقل از سايت«يزد فردا»

(3) با استفاده از مقاله 402 جلد 10 دائره المعارف مركز دائره المعارف بزرگ اسلامي سايت www.cgie.org.ir

(4) «نهج البلاغه شرح دكتر صبحي الصالح»، صفحه 475 و 712، چاپ اول بيروت سال 1967 ميلادي-1387 هجري قمري.

(5) «امام علي بن ابي طالب»، جلد 4، صفحه 213 و 214، تاليف عبدالفتاح عبدالمقصود مترجم سيدمحمد مهدي جعفري، چاپ شركت سهامي انتشار سال 1351.

(6) «منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه»، تاليف علامه خوئي، جلد 21 صفحه 70- 71، چاپ انتشارات اسلاميه.

(7) «نهج البلاغه فيض الاسلام»، صفحه 1104.

(8) «ترجمه گويا و شرح فشرده‌اي بر نهج البلاغه»، جلد سوم، صفحه 225، چاپ قم موسسه مطبوعاتي هدف سال 1359 ه.ش.

(9) «ترجمه نهج البلاغه»، جلد سوم، صفحه 311 و 313، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامي سال 1366 ه.ش در مقدمه كتاب از شهيد محمد جواد باهنر و دكتر سيدمرتضي آيت الله زاده شيرازي به جهت مقابله با مطالب كتاب تشكر و سپاسگزاري شده است.






نظرات کاربران :

نام : فرهنگی و شاگرد سابق
دوست معزز اقای سلطان زاده عزیز اگر مطلب را دوباره خود مطالعه نمایند به نظر می رسد در نتیجه گیری چیز دیگری را مرقوم نمایند البته با توجه به اعتقاد راسخی که به شما داشتم و دارم که انسان ازاده و غیر وابسطه ای هستند :

1-ترجمه و تفسیر حدیث در بیانیه 44 تن از شهروندان درجه یک استان :در رابطه با مردمان شهر انبار كه بر اساس سنت گذشته، اطراف و پيشاپيش حضرت، پياده حركت مي‌كردند

2-ترجمه وتفسیر اقای شایق :زيرا در روايت مزبور آمده «فترجلوا و اشتدوا بين يديه» در مقابل حضرت به شدت شروع به پايكوبي نمودند كه امروز اين عمل در ميان عربها به (يزله) معروف است و آن بدين صورت است كه به صورت پي در پي يك پا را بالا آورده و هماهنگ بر زمين مي‌كوبند و همراه آن يك دست را بالا مي‌برند و همزمان فرياد مي‌زنند حضرت نه به استقبال آنها اعتراض فرمودند نه به حركت آنها در اطراف خود،بلكه به آن عمل ناخوشايند معترض شدند
3-مقاله عنايت الله فاتحي نژاد در مورد پيشينه شهر انبار

4-علامه خويي در شرح و معني كلمه قصار «شماره 36» :علي(ع) به سوي شام سفر كرد و چون به شهر انبار رسيد- در كنارة فرات- دهقانان انبار در برابر آن حضرت از مركبهاي خود پياده شدند و در جلو او دويدند-و به اصطلاح پاي كوبي كردند- علي(ع) به آنها فرمود: اين كار شما چه معني دارد؟ در پاسخ گفتند: اين رسمي است كه ما به وسيله آن امراء خود را تعظيم مي‌كنيم.- اظهار احساسات– آن حضرت فرمود:به خدا اين كار براي امراء شما سودي ندارد و به راستي كه شما خود را بدين كار در دنيا رنج مي‌دهيد و در ديگر سراي بدان بدبخت مي‌شويد وه چه بسيار زيانبار است رنجي كه عذابش در دنبال، و چه بسيار سودمند است استراحتي كه قرين أمان از دوزخ و وبال است.»(6)

4-فيض الاسلام در كتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه موضوع :به آنحضرت برخورده به تعظيم و احترامش از اسبها پياد شده در پيش ركابش دويدند

5-ترجمه نهج البلاغه به قلم محمد جعفر امامي و محمدرضا آشتياني كه زير نظر آيت الله مكارم شيرازي:اين سخن را امام(ع) هنگامي فرمود كه در مسير حركتش به شام كدخدايان شهر انبار با او ملاقات كردند و به خاطر امام(ع) از مركب پياده شدند و با سرعت بسوي او شتافتند (و مراسمي كه نشانه ذلت در برابر امراء بود انجام دادند) امام(ع) فرمود اين چه كاري بود كه شما كرديد)؟
6-دكتر اسدالله مبشري پيرامون مسافرت اولين پيشواي شيعيان جهان به شهر انبار مي‌نويسد:

در سفر مولا(ع) به شام گروهي از كدخدايان انبار به مولا(ع)برخوردند و بزرگداشت او را پياده شدند و در ركابش دويدند.

7-كتابهاي لغت از جمله: تاج العروس، المنجد منتهي الارب، منجدالطلاب لغت «تَرَجّلوا» را به معني از مركب خود پياده شدند و رفتند و لغت «اشتدّوا» را به معناي با سرعت رفتند و دويدند

و دو باره جهت دقت شما و خوانندگان یزدفردا ترجمه بیانیه : پياده حركت مي‌كردند که با هیچ یک از ترجمه ها همخوانی ندارد را شما درست می دانید ودر مقابل

با تاملی در تفسیر اقای شایق که :در روايت مزبور آمده «فترجلوا و اشتدوا بين يديه» در مقابل حضرت به شدت شروع به پايكوبي نمودند كه امروز اين عمل در ميان عربها به (يزله) معروف است و آن بدين صورت است كه به صورت پي در پي يك پا را بالا آورده و هماهنگ بر زمين مي‌كوبند و همراه آن يك دست را بالا مي‌برند و همزمان فرياد مي‌زنند حضرت نه به استقبال آنها اعتراض فرمودند

و نتیجه گیری شما و قصد القاء و تحریف که آورده اید :بنابراين حدود 15 كتاب كه اكثر به عنوان مرجع و مأخذ تلقي مي‌شود بحثي از اينكه دو كلمه «ترجلوا» و «واشتدوا» به معني و مفهوم آنچه آقاي شايق نوشته، اشاره‌اي به (يزله) به معني پايكوبي مخصوص عرب‌ها نكرده‌اند


و احتمالا جنابعالی قصد کشیدن مار و مقایسه ان با شکل مار برای افراد بی سواد را داشته اید و غافل از انکه بالای 80 درصد جامعه با سواد بوده و تفاوت کلمات فارسی اطراف و پیشاپیش حضرت پیاده حرکت می کردند با از مرکبها پیاده شده و جلو او دویدند را می فهمند و

قصد القا نمودن و تخریف سخنان اقای شایق را که واضح گفتند :در مقابل حضرت به شدت شروع به پايكوبي نمودند و در ادامه یزله را برای تعریف نوع پایکوبی به کار برده اند

و شما متاسفانه در اخر مطلب سراسر تلائید مطالب اقای شایق نتیجه ای ناشیانه نمی دانم برای چه منظور گرفته اید :بنابراين حدود 15 كتاب كه اكثر به عنوان مرجع و مأخذ تلقي مي‌شود بحثي از اينكه دو كلمه «ترجلوا» و «واشتدوا» به معني و مفهوم آنچه آقاي شايق نوشته، اشاره‌اي به (يزله) به معني پايكوبي مخصوص عرب‌ها نكرده‌اند و
تعمدا خواسته اید که القا نمائید ایشان فترجلوا و اشتدوا به یزله پایکوبی مخصوص عربها ترجمه نموده اند دوست من و استاد من از شما بعید بود که با ان سابقه خوب معلمی و فرهنگی کتاسفانه در پی نفی خورشید باشید در حالی که روز افتابی است و صداقتتان نمی گذارد شما مانند سیاسیون به همه چیز متوسل شوید و در پایان ضمن عذر خواهی از اظهار نظر در ذیل مطلب استاد خود (هر چند که پس دادن درسهائی است که سالها در مکتب اساتید اخلاق و منطقی چون شما اموخته ام )هم شما را و هم خوانندگان یزدفردا را به ترجمه اقای خوئی و شعری که ایشان در ذیل این ترجه در منهاج البراعه اورده اند جلب می نمایم :السادسة و الثلاثون من حكمه عليه السّلام

( 36 ) و قال عليه السّلام ، و قد لقيه عند مسيره إلى الشّام دهاقين الأنبار فترجّلوا له و أشتدّا بين يديه فقال عليه السّلام : ما هذا الّذي صنعتموه ؟

فقالوا : خلق منّا نعظّم به أمراءنا ، فقال : و اللَّه ما ينتفع بهذا أمراؤكم ،

و إنّكم لتشقّون على أنفسكم في دنياكم ، و تشقون به في آخرتكم ، و ما أخسر المشقّة وراءها العقاب ، و أربح الدّعة معها الأمان من النّار .

اللغة

( الدّهقان ) معرّب إن جعلت النون أصلية من قولهم تدهقن الرّجل و له دهقنة موضع كذا صرفته لأنه فعلان ، و إن جعلته من الدّهق لم تصرفه لأنّه فعلان و ( انبار ) اسم بلد صحاح . ( اشتدّوا ) عدوا بين يديه ، و ( شقّ ) على الشي‏ء شقا و مشقّة صحاح . ( الدّعة ) السكينة ، الرّاحة و خفض العيش المنجد .

الاعراب

و قد لقيه عند مسيره ، جملة حالية برابطة قد و الواو ، ما هذا الّذي الخ لفظة ما ، اسمية استفهاميّة خبر مقدّم لهذا الّذي ، ما أخسر المشقّة ، بصيغة التعجّب ، يفيد الاستغطام و التحسّر ، و مثلها أربح الدّعة المعطوفة على أخسر .

المعنى

نهض الإسلام و القرآن بالبشر نهضة ديموقراطية عميقة مقرونة بالعلم و المعرفة ، فرفع العرب من حضيض الجهالة فصاروا أمّة عالمة ديموقراطا بطبعهم المنزّه عن تشريفات ملوكية مصنوعة في الفارس و الرّوم ، و هذا هو سرّ تقدّم المسلمين الجدد في القرون الاولى الهجرية و نشر الاسلام في بلاد كفارس و الرّوم

[ 71 ]

المكبّلة بقيود التشريفات منذ قرون ، فكان من شأن الإسلام تحرير النّاس عن هذه القيود الثّقيلة ، و كان الإمام عليه السّلام في هذا المضيق من الفرصة و على اهبة سفر مهيب شاغل إلى مقصد هائل و هو معركة صفّين الدامية الهدّامة ، يفتح مدرسة جديدة في محيط الإسلام و يبدأ تعليمات عالية انسانيّة في هذه الجمل القصار الوجيزة نلخّصها في الأعداد التالية :

1 التشريفات البلاطية بهذه الصّور ممّا لا ينتفع به الامراء نفعا عقلانيا للدّنيا أو الاخرة ، فهي من اللهو الباطل الممقوت .

2 تحمّل هذه المشقّات مبغوض عند الإسلام و موجب لعذاب الاخرة .

3 أخسر المشقّات ما يتبعها العقاب ، و أربح الاستراحة الاشتغال بما فيه أمان من النّار .

الترجمة

علي عليه السّلام بسوى شام سفر كرد و چون بشهر أنبار رسيد در كناره فرات دهقانان أنبار در برابر آنحضرت از مركبهاى خود پياده شدند و در جلو او دويدند و باصطلاح پاكوبى كردند علي عليه السّلام بآنها فرمود : اين كار شما چه معنى دارد ؟

در پاسخ گفتند : اين رسمى است كه ما بوسيله آن امراء خود را تعظيم ميكنيم إظهار احساسات آنحضرت فرمود : بخدا اين كار براى امراء شما سودى ندارد و براستيكه شما خود را بدين كار در دنيا رنج ميدهيد و در ديگر سراى بدان بدبخت ميشويد ، وه چه بسا زيانبار است رنجيكه عذابش در دنبال ، و چه بسيار سودمند است استراحتيكه قرين أمان از دوزخ و وبال است .


كار مولا چه به پيكار كشيد
در ره شام بأنبار رسيد

بر علي چشم دهاقين افتاد
همه از شوق شعف در فرياد

ميدويدند به پيشش چالاك
پاى كوبان همه اندر سر خاك

گفت مولا بدهاقين كاين چيست ؟
همه گفتند كه يك رسم شهى است

ما به پيش امرا ميتازيم
نرد تعظيم چنين ميبازيم


[ 72 ]


گفت : اين كار ندارد سودى
كه تن خويش از آن فرسودى

خويش را رنجه بدنيا سازيد
با شقاوت سوى عقبا تازيد

چه زيانبار بود آن سختى
كه بدنبال كشد بدبختى

چه خوش آن راحت بى‏درد و وبال
كه أمان آورد از وزر و وبال


و در پایان خدا می داند که تاکنون تنها اقای شایق در در پلاکارتها و دو نوبت در تلویزیون دیده ام که درس می دهند وهنوز حتی توفیق شنیدن یک حدیث یا تفسیر قرانی از ایشان نشده ام والبته با تحقیقی که در اینترنت نمودم دیدم ایشان فوق لیسانس خود را با رساله نظام اخروي و ويژگيهاي كلي آن از نگاه قرآن و حديث, /محمد رضا شايق ...پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، 1381
گزرانده اند که چکیده ان جهت اطلاع شما و خوانندگان یزدفردا

آنچه در اين مجموعه آمده است سخني پيرامون قوانين كلي و عام و ويژگيهاي جهان بعد از مرگ مي باشد. ايمان به معاد ريشه در فطرت انسان دارد و اخلاق و ارزشهاي اصيل الهي با اين ايمان رنگ مي گيرد و به نص قرآن تنها اين ايمان است كه مي تواند بشر و جامعه بشري را به كمال واقعي و ابدي برساند. پس دانستن خصوصيات آن نشئه و روشن تر شدن آن زندگي تاثير واقعي بر اصلاح جامعه بشري دارد. در اين مبحث آمده است كه اولا كمال انسان در جهان ديگر قطع نمي شود و ثانيا منتهاي كمال صالحان مثل براي خدا شدن است يعني اراده انسان بهر چيزي تعلق گرفت محقق و موجود خواهد شد. در اين بخش از لقا الهي و معناي آن بحث شده و به عنوان بزرگترين نعمت اخروي و لذت آن ارزيابي گرديده است.وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 0--0--1381

که می توانید در این ادرس رویت نمایید http://dbase.irandoc.ac.ir/00786/00786973.htm

و در این ادرس فایل pdfان را ببینید http://idochp2.irandoc.ac.ir/fulltextmanager/fulltext15/TH/60/60575.pdf

و و همچنین توجه به اینکه وی در رشته خود دکترا داشته و حافظ و مفسر قران نیز می باشد وجالب است که اگر به خود زحمت دهند حتما به تفسیر های ایشان در اینترنت حتما بر می خورند و

یک سئوال اقای سلطانزاده عزیز استنادات جنابعالی را اگر نگاه نمائیم در مواردی سطح تحصیلات ایشان کمتر از نویسندگان مورد وثوق شما نیست و ایا اگر یک متخصص با درجه دکترا در رشته خاص خود اگر نظری ارائه داد هر کس با هر درجه ای می تواند بر نظریه او خط بطلان کشیده و خود را محق بداند که ان را رد نمایدو چرا کسی که هم اکنون به عنوان افتخاری برای استان محسوب می شود اینگونه به خاطر مسائل سیاسی نظریاتش را که همچو افتاب روشن است به ...... بگیریم


والبته شعور بالای کاربران اینترنت تشخیص خواهند داد حق را از غیر ان که البته شما استثنایید اگر متن فوق را دوستان دیگری ...

نام : محمد
در تعجبم از ایینه یزد که بر خلاف تمام ایینه ها غیر از انچه وجود دارد می خواهد انعکاس دهد
و سئوال برایم پیش امد اینکه تا کنون به خود می گفتم چرا ......و الان می بینم کسانی که قبل از انقلاب تدینشان زبانزد بوده الان .....وشاید یکی از دلایل مشکلات جامعه همین باشد که آقا جری و حامیانش تقلید کردن را کار م=ی=م=و=ن می دانند و همه صاحب نظر مسائل دینی و خود را در حدی می بینند که مفسر بوده و تفسیر نمایند و به نظر می رسد در اینده نزدیک دوستان با یک کتاب پزشکی دست به عمل جراحی هم زده و دکتر های جراح و متخصصین پ
زشکی هم اگز نظری دهند با توجه به کتایهای پزشکی نظرشان رد شده باش د و امید واریم یزدفردا در رویه خود تغییر جهت داده و بیش از این باعث لطمه زدن به دین مردم نشود
نظر دهید


خبر های مرتبط :
  نظر دهید
   
نام
ایمیل (ایمیل شما نزد مدیر سایت محفوظ می ماند)
متن

لطفا عددی را که در عکس بالا نوشته شده است را تایپ کنید
(در صورتی که عکسی مشاهده نمی کنید لطفا تا بارگذاری کامل صفحه صبر نمایید)
                                    
RSS | صفحه اول  |  آرشیو  |  پیوندها  | تماس با ما
تعداد بازدید کننده در امروز : 10313
تعداد کل بازدیدکنندگان : 15241160
تمامی حقوق این سایت برای سایت خبری یزد فردا محفوظ است